بیژن ثابت سرمایه دار ایرانی ساکن بوستون آمریکا طراح و سرمایه گذار اصلی گوشیهای پیشرفته تلفن همراه شرکت گوگل است.
گوشی پیشرفته تلفن همراه شرکت گوگل تاکنون به موفقیت خوبی دست یافته و در عرض کمتر از یک ماه بیش از 2میلیون عدد از آن پیش فروش شده است .
کارشناسان براین باورند این گوشی رقیب جدی برای آیفون اپل محسوب میشود و باتوجه به امکانات ویژه اش و بخصوص سازگاری با بسیاری از سرویسهای گوگل میتواند سهم قابل توجهی از بازار تلفن همراه را به خود اختصاص دهد. در این میان نکته جالب اینجاست که یک ایرانی با نام بیژن ثابت طراح و سرمایه گذار این گوشی بوده است. ثابت یکی از شرکای عمده شرکت سرمایه گذاری اسپارک است که در شهر بوستون در ایالت تگزاس ایلات متحده واقع است . سرمایه در گردش اسپارک بالغ بر 620 میلیون دلار است و کار اصلی آقای ثابت سرمایه گذاری در شرکتهای تازه تاسیس اما خوش آتیه در زمینه اینترنت ، رسانه و تکنولوژی است . او تاکنون در سی کمپانی مختلف سرمایه گذاری کرده است . بیژن ثابت پیش از حضور در شرکت اسپارک سوابق مدیریتی عالی در کمپانیهای معروف آمریکایی در حوزه تکنولوژیهای نو داشته است.
بیژن که متولد ایران است در نیویورک بزرگ شده و مدتی را نیز در سانفرانسیسکو گذراند و هم اکنون در حومه شهر بوستون ساکن است . آقای ثابت از جمله کسانی است که به ستاد انتخاباتی باراک اوباما کمک کرده است . ثابت اعلام کرده که یکی از دلایل حمایت او از اوباما علاقه او برای بهبود روابط آمریکا با ایران از طریق گفت و گو است.
سرآغازمجله هنرومردم به استناد مسئوليتي كه در تشكيل نمايشگاه گوهرنشاني جشنهاي فرهنگ و هنر آبان 1347 بهعهده داشتم تنظيم مقالهاي درباره هنر زيورسازي و گوهرنشاني ايران را به من محول داشت. اداي حق مطلب با اندوخته اندكي كه در اين زمينه داشتم آسان نبود و از اندازهام خارج ولي حكم بر اين شد كه آنچه از اندك فراهم است بازگو شود ، باشد كه موجبي براي بحث و نقد در اين زمينه گردد و اساتيد فن و هنرمندان و هنرشناسان ارجمند در اين زمينه آنچه دارند و حق است مدون سازند تا به حليه طبع آراسته گردد ، اميد اين است: پيش گفتارتزئين خود و آراستن خويش با اشياء فطرت بشر است. اقوام بدوي و آدمهاي دور از تمدن جنگلهاي آمريكاي جنوبي هم خود را با استخوان شكار و گاه استخوانهاي انسان تزئين ميكنند. بشر در مراحل ابتدائيتر از صمغها و خاكهاي رنگين استفاده كرده خود را ميآراست و بهتدريج همپا با سير تكامل تمدن تكامل چشمگيري در ساخت و پرداخت زينتآلات پيدا شد تا جائيكه به تمدنهاي درخشان هزارههاي سوم و دوم قبل از ميلاد ميرسيم. آدمهاي متمدن اين دورهها كه از آثار باقيمانده آنها پي به تمدن و نحوه تفكر و عادات و قراردادهاي [30] اجتماعيشان برده ميشود بدون شك انسانهاي هنرمندي بودهاند كه با آنكه مظاهر تمدن امروزي را فاقد بودهاند فكر لطيف و وجدان آرام آنان آثار هنري آن دوران را در حد كامل زيبائي و ظرافت درآورده است. در اين دورهها همراه اين درخشندگي هنري ، هنر و فن تزئين انسان و آرايش و پيرايش آدمي و كاربرد آفريدههاي زيباي طبيعي در مصنوعات هنري و آفرينش زيورآلات خاص نيز پيشرفت درخشان داشته است آنچنانكه گوشهاي از جامعهشناسي دورانهاي كهن را بايد با مطالعه زيورآلات آن ايام روشن داشت. بنابراين بررسي چگونگي هنر زيورسازي زمانهاي پيشين در دنياي هنر امروز لازم است. تاريخچهدر تمدنهاي قديم در سرزمين فراعنه و بينالنهرين و ايران و هندوچين توجه بهتر زيورسازي در ميان عام و خاص به تناسب رواج داشته است و گواه اين مطلب زينتآلاتي است كه در كاوشهاي باستانشناسي بدست آمدهاست. جاي كمال دقت و بررسي است كه شكل و نوع استفاده از زيورآلات تقريباً از قديم تاكنون تغييري نكرده است هنوز هم زيورآلات به اشيائي اطلاق ميشود كه براي آويختن به گردن و گوش و بستن بر مچ و بازو و در بانوان در تزئين مو و . . . . بكار ميرود. |
|
توجه بهتر زيورسازي در دوره اسلامي روز به روز بيشتر شدهاست و بهتدريج هنر زرگري و زيورسازي با هنر گوهرنشاني همراه ميشود. ابتدا سنگهاي لاجورد طبيعي و بهتدريج عقيق و شبق و در دورانهاي نزديكتر با زبرجد و ياقوت و زمرد و الماس و برليان در تزيين زيورها بكار رفته و در قرن كنوني و زمان معاصر كاربرد فيروزه نيز بهعنوان نگينهاي تزييني رونق پيدا كردهاست. چگونگي وضع كنوني
فراهم نبودن پارهاي از سنگهاي قيمتي در محدودة مرزهاي ايران و گرانبهائي آنها موجب شد كه بهتدريج توجه از هنر زيورسازي و آفرينش آثاري ظريف و زيبا همپا و برابر آثار دورههاي كهن سلب و معطوف به رنگارنگ كردن قطعهاي طلا يا پلاتين با اين سنگهاي گرانبها و خوشرنگ و تراش گردد و بدين ترتيب امروزه اغلب يك گردنبند زيبا و يا دستبند قشنگ و انگشتري ظريف به آني اطلاق ميشود كه نگين گرانقيمتي داشته باشد و هر چه قيمت بالاتر شد نفيستر تصور ميشود. با اينهمه در همين روزگار نيز استادان عاليقدري در ساخت و پرداخت زيورآلات كار ميكنند كه هنرشان اصيل و كارشان بديع و آفريدهشان شكيل و زيباست ولي هم تعداد آنها كم است و هم آفرينش آثارشان محدود است و هم ياراي مقاومت در برابر فرآوردههاي ماشيني كه به سرعت بهعنوان آثار هنري زرگري و زيورسازي به بازار عرضه ميشود و حتي در نمايشگاههاي هنري جا باز ميكند ندارند.
برنامه امروزگنجينه گرانبهائي كه از زمانهاي قديم براي ما باقي مانده است و نمونههاي جالبي كه در اين مجموعه وجود دارد ميتواند الگوي كار براي طراحان و هنرمندان و صنعتگران زيورساز ما باشد. تزيين اين زيورآلات با سنگهاي قيمتي و رنگآميزي آنها با اين سنگها و يا هر سنگ رنگين ديگر ميتواند در آفرينش آثار مزبور زيبائي و ظرافت بيشتري را بهوجود آورد و در اين ميان كاربرد فيروزه سنگ زيبا و فراوان ايران كه گوهر زيباي كشور ماست در تزيين زيورها با رنگ جادوئي و زيبا و درخشندگي و جلاي مخصوص خود كوشش تازهاي خواهد بود براي احياي هنر زيورسازي قديم ايران باستان و گامي تازهتر در پيشرفت هنر گوهرنشاني و راهي در جهت عرضة صحيح فيروزه ، ارمغان كشور ايران باستان به دنياي جوان. در اين راه وظيفة بخش دولتي ايجاد نمايشگاه ، تشويق هنرمندان ، تشكيل مسابقات هنري و در نظر گرفتن جوايز براي هنرمندان زبده ، تشكيل كلاسهاي مخصوص طراحي زيورآلات در هنرستانها و هنركدهها و ارشاد و راهنمائي بخش خصوصي است و وظيفة بخش خصوصي كوشش در اجراي طرحهاي اصيل ، برخورداري از تجربيات و اندوختههاي قديمي ، آفرينش آثار جالب هنري ، قبول راهنمائيهاي مؤثر و كوشش در بازاريابي و جلب توجه هنردوستان و هنرشناسان ميباشد. از تمام اين كوششها جمعاً كشور بهرهمند خواهد شد و در اين ميان سود اقتصادي آن نيز متوجه بخش خصوصي خواهد بود. اميد آن است كه جنبشي شايسته در اين زمينه پديد آيد و اميد ديگر آنكه صاحبنظران درباره زيورسازي و گوهرنشاني آنچه ميدانند مدون سازند و بجاست كوششي را كه آقاي يحيي ذكاء در تدوين كتابي در همين زمينه انجام دادهاند يادآور شد. |
گوشواره طلا گوهرنشان كار هنرمندان ايراني در دوره سلوكيها |
بازوبند طلا كار هنرمندان دورة هخامنشي در موزه بريتانيا |
نمونه ديگري از دستبند طلا كار هنرمندان زرگر دوره هخامنشي |
یهودیای حرومزاده
اولین موج مهاجرت یهودیان به اسرائیل از سال 1881 با مهاجرت اشکنازیها و با عنوان " بازخرید وطن " شروع کردند. سران و شیخهای پول دوست فلسطین بدون اجازه مردم زمینهای بسیاری از آنها را به یهودیان فروختند، بیش از 40000 هزار یهودی به فلسطین مهاجرت کردند که با خشم اعراب روبه رو شدند. در همین زمان انگلیس " نامه سفید " ( گزارش دولت ) خود را منتشر کرد که مهاجرت یهودیان و خرید زمین توسط آنها را محدود نمود، تا با اینکار بتواند جلوی شورشها و خشم اعراب را بگیرد اما شورش اعراب در فلسطین، باعث کشته شدن 133 یهودی شد از این رو دولت تازه تاسیس شده اسرائیل با تسلیحات بجا مانده از انگلیس دست به مسلح سازی مردم زد، انگلیس نا امید از برقراری توازن میان اعراب و یهودیان خود را از مناسبات بیرون کشید.
این کتاب نزد یهودیان بسیار مقدس و در ردیف تورات و عهد عتیق قرار دارد. بلکه از تورات هم بالاتر است چنانچه "گرافت" می گوید: بدانید که گفتار خاخام از گفتار تمام پیامبرها بالاتر است.
برای اینکه بیشتر به خود پرستی و آرمانهای ضد انسانی یهود پی ببریم خوب است چند جمله ای از این کتاب را به دقت مطالعه کنید.
1- روز ، دوازده ساعت است.
در سه ساعت اول آن خدا شریعت را مطالعه می کند.
در سه ساعت دوم احکام صادر می کند.
در سه ساعت سوم هم جهان را روزی می دهد.
در سه ساعت آخر هم با حوت دریا پادشاه ماهی ها است و به بازی می پردازد.
هنگامی که خدا امر کرد " هیکل " را خراب کنند خطا کرده ، به خطاهای خویش اعتراف کرده و به گریه در آمد و گفت :وای بر من که امر کردم خانه ام را خراب کنند و هیکل را بسوزانند.
هرگز خداوند از کارهای ابلهانه و غضب و دروغ بر کنار نیستو(!)
2- قسمتی از شیاطین از فرزندان آدم هستند ، آدم زنی داشت از شیاطین به نام ((لیلیث)) که مدت 130 سال همسر آدم بود ، شیاطین نیز از او متولد شده اند.
انسان می تواند شیطان را بکشد به شرط اینکه خمیر نان عید را از خون غیر یهود بسازد.
3- ارواح یهود ، از ارواح دیگران فضیل تر است ، زیرا ارواح یهود جز خداوند است ! همچنان که فرزند جز پدرش می باشد. روح های یهود نزد خدا عزیز تر است زیرا ارواح دیگران شیطانی و مانند ارواح حیوانات است. زیرا نطفه غیر یهودی، مثل نطفه بقیه حیوانات است.
4- بهشت مخصوص یهود است و هیچ کس به جز آنها وارد آن نمی شوند، ولی جهنم جایگاه غیر یهودیان است و جز گریه و زاری چیزی عاید آنها نمی شود زیرا زمینش از گل و بسیار تاریک و بد بو است.
پیامبری به نام مسیح نیامده و تا حکم اشرا ( غیر یهود ) منقرض نشود ظهور نخواهد کرد. و هر وقت که او بیاید زمین لباس پشمی و نان می رویاند. در این وقت است که سلطه و پادشاهی یهود باز گشته و تمام ملتهای مسیحی در خدمت یهودیان درخواهند آمد! آن زمان هر یهودی دوهزار و هشتصد برده و غلام خواهد داشت.
5- یهود لازم است که املاک دیگران را خریداری کند تا آنها صاحب ملک نباشند و همیشه سلطه اقتصادی برای یهود باشد و چنانچه غیر یهودی بر یهودی تسلط پیدا کند ، یهود باید بر خود گریه کند و بگوید : وای بر ما ، این چه ننگی است که ما زیر دست و چیره خوار دیگران شده ایم.
پیش از آنکه یهود نفوذ و سلطه کامل خود را بدست آورد لازم است جنگ جهانی بر پا و دو ثلث بشر نابود شود، در مدت هفت سال یهود اسلحه های جنگ را خواهد سوزانید و دندانهای دشمنان بنی اسرئیل به مقدار بیست و دو ذرع که تقریبا هزارو سیصد و بیست برابر دندانهای عادی می شود! از دهانشان بیرون خواهد شد. هنگامی که مسیح حقیقی با به عرصه وجود گذارد، یهود آنقدر ثروت و مال خواهد داشت که کلید صندوق هایشان را بر کمتر از سیصد الاغ حمل نتوان کرد!
کشتن مسیح از واجبات مذهبی ما است و پیمان بستن با او یهودی را ملزم نمی کند و روسای مذهب نصرانی و هرکه دشمن یود است باید در روز سه مرتبه او را لعن کرد.
((یسوع ناصری)) (حضرت مسیح علیه السلام) که ادعای پیامبری کرده و نصاری ها گولش را خورده اند، با مادرش مریم که اورا از مردی به نام ((باندار)) به زنا آورده بود. در آتش جهنم می سوزند. کلیساهای نصرانی که در آن سگهای انسان نما به صدا در می آیند به منزله زباله خانه است.
6- اسرائیلی در نزد خداوند بیش از ملائکه محبوب و معتبر است. اگر غیر یهودی یک یهودی را بزند چنان است که به عزت الهیه جسارت کرده است و جزای چنین جسارتی جز مرگ چیز دیگری نیست و باید او را کشت.
اگر یهود نبود، برکت از روی زمین برداشته می شد و آفتاب طاهر نمی شد و باران نمی بارید. همچنان که انسان بر حیوانات فضلیت دارد ، یهود بر اقوام دیگر فضلیت دارد. نطفه ای که از غیر یهودی منعقد شود، مانند نطفه سگ است. اجانب (غیر یهودیان )مانند سگ هستند و برای آنها عیدی نیست زیرا عید برای اجنبی و سگ خلق نشده است. سگ افضل از غیر یهودی است، زیرا در اعیاد باید به سگ نان و گوشت داد، ولی نان دادن به اجنبی حرام است. هیچ قرابتی و خویشی بین اجانب نیست مگر در نسل و خاندان الاغ قرابتی است.
خانه های غیر یهودی به منزله طویله است.
اجانب دشمن خدا و مثل خنزیر قتلشان مباح است.
اجانب برای خدمت کردن به یهود به صورت انسان خلق شده اند .
یسوع مسیح کافر است زیرا از دین مرتد گشت و به عبادت بت پرداخت و هر مسیحی که یهودی نشود بت پرست و دشمن خدا خواهد بود و از عدالت خارج است و انسانی که بر غیر یهود کوچکترین ترحمی روا دارد ، عادل نیست.
غش و خدعه کردن با غیر یهود منع نشده است.
سلام کردن بر کفار ( غیر یهودیان ) اشکال ندارد به شرط آنکه او را مسخره کرده باشد .
7- چون یهود با عزت الهیه مساوی هستند، بنا براین تمام دنیا و هرچه در اوس ملک آنها می باشد و حق دارند که بر آن تسلط کامل یابند، دزدی ازیهودی حرام است و از غیر یهودی جایز می باشد، چون اموال دیگران مانند رملهای دریاست و هرکس زود تر بر آن دست گذاشت او مالک است.
یهود مانند زن شوهر دار است و همچنان که زن در منزل به استراحت می پردازد و شوهر ، رجی او را می دهد بی آنکه در کارهای خارج از منزل با او شرکت کند، یهود هم به استراحت پرداخته و دیگران باید آنها را روزی بدهند.
حالا شما بر نژاد پرستی یهودیان قضاوت کنید...
آریایی ها
آريايي ها اقوامی چادرنشين و كوچ نشين بودند كه دام داري می کردند و همراه با دام هايشان در كنار رودخانه ها و چراگاه ها زندگي مي كردند . البته سرزمینی که اقوام اصلی آریایی ها در آن می زیستند به درستی معلوم نیست ولی برخی آن را شمال کوه های هندوکش و یا اندکی فراتر از آن در روسیه ، حوالی دریاچه آرال و در اطراف رودخانه های جیحون و سیحون تا امتداد شمال خاور افغانستان امروزی و شمال فلات ایران می دانند .

افتخار ایرانی بودن:
گوته شیطان ادبیات: روزی دلیری از سرزمین پارس به تصرف جهان خواهد
پرداخت و کسی نمیتواند جلویش قد علم کند...
پبامبر اعظم(ص): روزی مردانی از سرزمین پارس به دور ترین نقطه ی علم
خواهند رسید
ناپلئون بناپارت: اگر نیمی از لشگریانم ایرانی بودند تمام دنیا را فتح
میکردم...
پس از انقلاب مشروطه در شاهنشاهی ایران در زمان مظفرالدینشاهقاجار، حکومت مشروطه در ایران تشکیل شد و نخستین انتخاباتها کمی بعد در ایران آغاز شد.
پس از انقلاب اسلامی ایران نیز مردمسالاری تشکیل شد و انتخابات ادامه یافت. هماکنون همهٔ قوهها مستقیم یا باواسطهٔ مردم انتخاب میشوند.
ایرانشناسی مطالعه فرهنگ و تاریخ ایرانزمین را گویند. البته نمیتوان دقیقا تعریفی از ایرانشناسی ارائه کرد که جامع و مانع باشد اما میتوان به تعاریفی دست یافت که بتوان حوزه مطالعات ایرانشناسی را با ان تشریح کرد.
ایرانشناسی شاخهٔ منظمی از دانش است که به مطالعه دانش فرهنگی ایران از زمان باستان تا حال میپردازد. (شامل ایرانشناسی کهن و ایرانشناسی نو). این فرهنگ شامل تاریخ، ادبیات، هنر و فرهنگ ایران کهن و ایران نو و به همراه فرهنگ تودهٔ آن میشود. علاوه بر این به مطالعه زبانهای ایرانی نیز پرداخته میشود. ایرانشناسی محدوده جغرافیایی کشورهای امروزی ایران، افغانستان ازبکستان و تاجیکستان را شامل میشود.
استفاده از گاهشمار یا تقویم در ایران به بیش از دو هزار سال قبل از میلاد مسیح و همچنین پیش از پیدایش زرتشت بر میگردد. در گذر زمان گاهشماری ایرانی دگرگونیهای زیادی کردهاست. در ایران از روشهای گاهشماری متفاوت مانند گاهشماری خورشیدی و گاهشماری ماهی و همچنین با مبداهای متفاوت مانند تاجگذاری کوروش یا
هجرت محمد استفاده شدهاست.
تقویم اعتدالی ایرانی به حداکثر دقت ممکن برای تطبیق تقویم قراردادی با تقویم طبیعی دست یافته شد. و امروزه نیز این تقویم همچنان دقیقترین تقویم تاریخ بشر شناخته میشود. گمان نمیرود که هیچ ملت و تمدنی به اندازه ایرانیان تا این اندازه به بررسی و پژوهش در تقویمشناسی پرداختهباشند. فهرست نسخههای خطی
احمد منزوی، خود به تنهایی نشاندهنده بیش از دو هزار نسخه تقویمی و خطی منتشرنشده به زبان فارسی است. بیشترین کتیبههای باستانی در زمینه
نجوم و گاهشماری که در
میاندورود بدست آمدهاند، به دوران فرمانروایی
کاسیان و
هخامنشیان منسوب هستند. کوشش و پیگیری شگفتانگیز دانشمندان ایرانی، منجر به پیدایی دقیقترین گاهشماری جهان در ایران شدهاست.
[ایرانی زدایی در مراحل مختلف تاریخ اتفاق افتادهاست اما بطور خاص عنوان سیاست انگلستان در دهه ۱۹۶۰ و ۷۰ میلادی برعلیه ایران برای جداسازی بحرین و تغییر بافت جمعیتی آن در قالب سیاستهای ضد-ایرانی این کشور اطلاق میگردد. قسمتی از این بسته سیاستی شامل مهاجرت دادن اعراب و نژادهای دیگر از مستعمرات انگلیس به بحرین بود.
ایرانی زدایی به سیاستهای سلبی ضدایرانی یا تاکید بر ایجاد، بزرگنمایی کردن و نهایتا تبدیل به تهدید و بحرانی نمودن آندسته از اهداف داخلی یا روابط خارجی که براساس فرهنگ ایرانی بنا نهاده شدهاست توسط کشورهای خارجی اطلاق میگردد. این نوع سیاست در طول تاریخ با راهبردها و راهکارهای تغییر ترکیب جمعیتی، تغییر زبان، تغییر دین، تغییر رسم الخط، تبلیغ علیه بنیانهای فرهنگی و دینی که خاستگاه آنها کشور ایران است صورت میگیرد.
بصورت خاص انگلستان در سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۱ سیاستی را با نام سیاست ایرانی زدایی (به انگلیسی:Deiranisation) اعلام کرد که قسمتی از این بسته سیاستی تغییر بافت جمعیتی، فرهنگی و زبانی مجمع الجزایر بحرین بود.
محمدرضا اسدزاده در خصوص تلاش برای تغییر نام و ایرانیت زدایی باکو چنین مینویسد: "جالب است که همهترکانگاران در راستای ایرانیزدایی از این منطقه، ابتدا نام «باکو» را به «باکی» برگرداندهاند و حال برایش ریشهٔ ترکی نیز پیدا کردهاند به معنای تپه!"[۲]


