![]()
ایران همیشه جاویدان
منم کوروش, شاه جهان, شاه بزرگ, شاه توانمند, شاه بابِل, شاه سومر و اَکَد, شاه چهار گوشه جهان. پسر کمبوجیه, شاه بزرگ... نوه کوروش, شاه بزرگ... نبیره چیش پیش, شاه بزرگ...
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم, همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مَردوک خدای بزرگ دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد... من برای صلح کوشیدم.
من برده داری را برانداختم, به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.
مَردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد... او برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم...
من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی که بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم.
همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه های خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم. همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که نَبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود, به خشنودی مردوک خدای بزرگ و به شادمانی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم.
بشود خدایانی که آنان را به جایگاه های مقدس نخستین شان بازگرداندم, هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند.
بشود که سخنان پربرکت و نیکخواهانه برایم بیابند.
بشود که آنان به خدای من مردوک بگویند: "به کوروش شاه, پادشاهی که تو را گرامی می دارد و پیرش کمبوجیه, جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار."
من برای همه مردم, جامعه ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.
خدایا!
یاری ام ده که به درگاهت آماده ام با دستانی تهی.
سوزانم, اما امیدوار به روزگاری بهتر,
تا با فضل خود بر این دل مجروح, مرهمی بگذاری.
دستگیرم شو که تا تو رهنمون نشوی,
کسی راه را نمی یابد
و بازم بخوان که تا تو نخوانی,
کسی به راست باز نمی گردد.
در یاب که جز تو این هراسان را پناهی نیست.
پس مرا بهبودی عطا کن,
که درد ما را جز تو درمانی نیست.
مرا از سایه تکبر خود وارهان
و به وصال مبارکت برسان.
اصولا مسلمان بودن در لغت به معناي تسليم و خاري در برابر خداوند يكتا است. كه اين معنا فقط در اديان الهي ديده ميشود.....
اين تسليم چه معناي دارد. ؟! آيا به معناي اينكه مثلا وقتي نماز ميخوانيم تسليم خدا باشيم يا وقتي كه روزه ميگيريم يا وقتي كه....
مسلما هر مسلمان واقعي ميداند كه در همه حال بايد تسليم خداوند بود و خداوند را بالاتر از هر چيز و هر نگاه و نگرشي پنداشت. اين معناي واقعي تسليم و اسلام است.
دشت ها آلوده ست
در لجنزار ، گل لاله نخواهد روئید
در هوای عفن آواز پرستو به چه کارت آید ؟
فکر نان باید کرد
و هوایی که در آن
نفسی تازه کنیم
گل گندم خوب است
گل خوبی زیباست
ای دریغا که همه مزرعه ی دلها را
علف هرزه ی کین پوشانده ست
هیچکس فکر نکرد
که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست
و همه مردم شهر
بانگ برداشته اند
که چرا سیمان نیست
و کسی فکر نکرد
که چرا ایمان نیست
و زمانی شده است
که به غیر از انسان
هیچ چیز ارزان نیست !!
(حمید مصدق)
پاینده و جاوید ایران زمین ![]()
از جايي كه ايران بر سر راه آسيای مركزي، تركيه و كشورهاي غربي قرار گرفته است، متشكل از اقوام متعددي است كه همگي با داشتن حقوق برابر به صورت آزادانه در اين سرزمين زندگي مي كنند.
از ميان اصلي ترين اقوام ايراني مي توان فارس ها، كردها، لرها، بلوچ ها، بختياري ها، ترك هاي آذري، تالشی ها، تركمن ها، قشقايي ها و عرب ها را نام برد. البته با توجه به گستردگي و تنوع اقوام در كشور ايران، اقليت هاي قومي و گروه هاي نژادي كوچك تري نيز در ايران زندگي مي كنند.
مطابق قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، زبان و خط رسمي كشور ايران، زبان و خط فارسي است.
اما با توجه به اين كه ايران كشور بسيار پهناوری است و اقوام متعددي در آن زندگي مي كنند، بيش از ۷۵ زبان و گویش در كشور رواج دارد. عمده ترين گويش هاي زبانی در كشور ایران را فارسی، ترکی آذربایجانی، کردی، ترکمنی، گیلکی، مازندرانی، خلجی، تالشی، لری، بختیاری، عربی، بلوچی، لکی، دیلمی، تاتی، ارمنی، آشوری، مندایی، گرجی، عبری و کلدانی تشکیل میدهند.
براساس اصل پانزدهم قانون اساسی ایران، کتاب های درسی نيز در كشور ايران باید با زبان و خط فارسي تدريس شوند. ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات، رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.
دین :
در كشور ايران، دين اسلام و مذهب جعفري به عنوان دين و مذهب رسمي شناخته مي شود.
به طوري كه در اصل ۱۲ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آمده است، دين اسلام و مذهب جعفری دوازده امامی به عنوان مذهب رسمي كشور ايران شناخته شده است و سایر مذاهب اسلامی که در قانون اساسی به آنها تصریح شده شامل مذاهب چهارگانه اهل سنت (حنفی، شافعی، حنبلی، مالکی) و شیعیان زیدی (چهار امامی) نیز قانونی و دارای احترام کامل هستند.
هم چنین در اصل ۱۳ قانون اساسی، ایرانیان مسیحی، یهودی و زرتشتی به عنوان اقلیت دینی پذیرفته شدهاند و میتوانند در حدود قانون بر اساس کیش خود عمل نمایند.
در كشور ايران، پيروان اديان آسمانی داراي آزادي عمل در انجام مناسبت ها و آيين هاي مذهبي خود هستند و مي توانند مطابق مذهب خود عمل كنند.
پرچم :
پرچم جمهوري اسلامي ايران داراي سه رنگ است. رنگ هاي پرچم ايران را سبز و سفيد و سرخ تشكيل مي دهند و ترتيب قرار گرفتن آنها بدين شكل است كه رنگ سبز در بالاي پرچم، رنگ سفيد در وسط پرچم و رنگ سرخ در قسمت پايين پرچم قرار دارد.
هر يك از رنگ هاي پرچم ايران، نشانه يكي از اصلی ترين اعتقادات مردم كشور است. در اين ميان، رنگ سبز نشانه دين اسلام است كه مذهب رسمي كشور ايران محسوب مي شود. رنگ سفيد، نمادي از صلح و آرامش و رنگ سرخ، نشانه گرامي بودن خون شهداي ايران در نزد مردم و نظام جمهوري اسلامي ايران است.
در وسط پرچم ايران و بر روي رنگ سفيد آن، علامت «الله» قرار دارد كه به نوعي نشانه جمهوري اسلامي ايران است.
در پرچم ايران، شعار «الله اکبر» به نشانه پيروزي انقلاب اسلامي در ماه بهمن كه يازدهمين ماه از سال است، یازده بار در رنگ سبز و یازده بار در رنگ سرخ تكرار شده است. از اين روي، شعار «الله اكبر» بیست و دو بار به صورت پشت سر هم در مرز رنگ سرخ و سبز با رنگ سفید تکرار شده است.
تقویم :
تقويمي كه در كشور ايران، مورد استفاده قرار مي گيرد به تقويم جلالي معروف است و يكي از اولين و در عين حال دقيق ترين انواع تقويم در جهان محسوب مي شود.
در كشور ايران، هر ساله روز اول فروردين كه مصادف با نخستين روز از فصل بهار است، سال نو آغاز مي شود و ايرانيان سال نو را كه همراه با فرارسيدن بهار است و به آن نوروز می گويند، جشن مي گيرند. جشن نوروز ايرانيان، توسط سازمان ملل متحد نيز به رسميت شناخته شده و به عنوان ميراث جهاني به ثبت رسيده است. عيد نوروز در تقويم ايران ۱۳روز است كه از آخرين روز آن با عنوان روز طبيعت و يا سيزده به در ياد مي شود.
در كشور ايران، ۱۲ ماه، چهار فصل و ۳۶۵ روز وجود دارد. شش ماه اول سال در ايران۳۱ روزه، پنج ماه بعدي ۳۰ روزه و یک ماه آخر ۲۹ روزه است که در سالهای کبیسه ۳۰ روز میشود.در تقويم ايران، مهم ترين اعياد مذهبي، مناسبت هاي ملي و برخي از سوگواري ها تعطيل رسمي است كه معمولا به رنگ قرمز نمايش داده مي شود.
مبدا تاريخ رسمي كشور ايران، نيز هجري شمسي است كه به مناسبت هجرت پيامبر اسلامي(ص) از مكه به مدينه نامگذاري شده است. از اين روي، تقويم رسمي ايراني بر اساس سال شمسي و ماه هاي ايراني تنظيم مي شود.
پول :
واحد رسمي پول در كشور ايران، ريال است و كليه داد و ستدهاي جاري در اين كشور بر مبناي اين واحد صورت مي گيرد.البته بسياري از خريد و فروش هاي معمولي و روزانه بر اساس تومان صورت مي گيرد كه و مي توان گفت، تومان در ميان مردم ايران، رايج تر از ريال مورد استفاده قرار مي گيرد.هر ده ريال معادل يك تومان است.
يكي ديگر از متداول ترين مقیاس ها و واحدهای اندازه گیری كه در ايران مورد استفاده قرار مي گيرد، واحد وزن است. واحد وزن در كشور ايران به صورت كيلوگرم محاسبه مي شود. هر يك هزار كليوگرم، معادل يك تن است. واحد طول نيز در كشور ايران به سانتي متر، متر يا كيلومتر است و واحد مايعات نيز به ليتر يا متر مكعب است. هر يكصد سانتي متر، يك متر است. همچنين مقياس مساحت نيز متر مربع و هكتار است كه معمولا در هنگام محاسبه مساحت مزارع، آپارتمان و ويلا مورد استفاده قرار مي گيرد.
این شبکه از انتشار نتایج پژوهش یک دانشمند ایرانی در خصوص اصالت نژادی ایرانیان خبر داد و برای خبر خود از تیتر دروغین 'اکثر ایرانیان نژاد آریایی ندارند' استفاده کرد.
به گزارش جهان به نقل از جام نيوز وب سایت شبکه دولتی "بی بی سی فارسی" (BBCPERSIAN) چندی پیش از انتشار نتایج پژوهش یک دانشمند ایرانی در خصوص اصالت نژادی ایرانیان خبر داده و برای خبر خود از تیتر دروغین "اکثر ایرانیان نژاد آریایی ندارند" [!] استفاده کرده بود.
این شیطنت رسانه ای با اعتراض شدید دکتر "مازیار اشرفیان بناب" محقق دانشگاه پورتسموث انگلستان و متصدی پژوهش یادشده همراه شد. ایشان در مورد سوءاستفاده بیبیسی فارسی از نتایج تحقیقات خود توضیح می دهند: «اینجانب در مصاحبه با بی بی سی فارسی به هیچ عنوان چنین ادعایی را عنوان نکرده ام و تیتر انتخاب شده برای این گزارش، کاملا با آنچه اینجانب مطرح کرده و باور دارم متفاوت است.»
دکتر اشرفیان می افزاید: «تحقیقات اخیر ژنتیکی اینجانب نشان می دهند که عموم اقوام و گروه های جمعیتی ایرانی که در ایران امروزی -و حتی فراتر از مرزهای سیاسی فعلی ایران- ساکن هستند، علیرغم اینکه دارای تفاوت های جزئی فرهنگی هستند و حتی گاه به زبان های مختلف هم تکلم می کنند، دارای ریشه ژنتیکی مشترکی هستند و این ریشه مشترک به جمعیتی اولیه که در حدود ده تا یازده هزار سال پیش در قسمت های جنوب غربی فلات ایران ساکن بوده، برمی گردد.
این مطالعات ژنتیک نشان می دهند که شباهت های ژنتیکی ما ایرانیان با اروپائیان نه به دلیل مهاجرت اقوامی از اروپا به ایران -در حدود چهار هزار سال قبل- بلکه به دلیل مهاجرت کشاورزان ایرانی به سمت اروپا -در حدود ده هزار سال قبل- می باشد. اندکی تفحص در منابع و مدارک تاریخی موجود نشان می دهد که کلمات "آریا و آریایی" به کرات توسط شخصیت های تاریخی و مورخان داخلی و خارجی مورد استفاده قرار گرفته و دارای معانی مختلفی بوده اند؛ مثلا به عنوان نامی برای یک جمعیت باستانی در ایران، نامی برای زبان ایران باستان و حتی نامی برای سرزمینی که محل اقامت ایرانیان باستان بوده است به کار رفته است.
اسناد و شواهد تاریخی و باستان شناسی نشان می دهد که آریاییان اقوامی مهاجر نبوده اند، بلکه از حدود ده هزار سال قبل در این سرزمین ساکن بوده و مبدأ و منشأ بزرگترین ابداعات و نو آوری های انسان مدرن بوده اند. از جمله ابداع کشاورزی، پیدایش نخستین روستاها و شهرهای کشف شده در جهان، اهلی کردن حیواناتی چون احشام برای اولین بار، ابداع خط و نگارش و بنیان گذاری بزرگترین و اولین تمدن های پیشرفته بشری در بسیاری از نقاط ایران مانند جیرفت، سیلک، شهر سوخته...»
ایشان همچنین معتقدند: «باور بنده این است که برخی انسان شناسان و زبان شناسان اروپایی برای فرضیه نژادپرستانه خود که قصد توضیح و توجیه ریشه مشترک و نحوه گسترش زبان های "هندو-اروپایی" و حتی برتری نژادی برخی اروپاییان را داشته است و برای اصالت بخشیدن به این فرضیه خود، نیاز به یک نام اصیل و باستانی داشته اند و نام "آریایی" را که ریشه در زبان های سانسکریت و ایران باستان دارد، به امانت گرفته و به نوعی مورد سوءاستفاده قرار داده اند.
همزمانی این سوءاستفاده علمی دانشمندان اروپایی در قرون نوزدهم و بیستم میلادی با سیاست های ملی گرایانه وقت و تبلیغات وسیع و آموزش اینکه ایرانیان ریشه در جمعیت های (آریایی) اروپائی دارند، در طول چندین دهه این باور غلط را در ذهن ما ایرانیان ایجاد کرده است که در حدود چهار هزار سال قبل قبایلی که به زبانهای هندو-اروپایی صحبت می کرده اند -و دانشمندان اروپایی آن ها را آریایی نام نهاده اند- از شمال وارد فلات ایران شده و جایگزین اقوام بومی ایران شده اند و ما ایرانیان امروزی از اعقاب این آریاییان مهاجر هستیم!»
دکتر مازیار اشرفیان بناب در پایان متن اعتراضنامه خود به بی بی سی آورده اند: «در پایان و به طور خلاصه، اعتقاد بنده این است که عموم ما ایرانیان از اعقاب آریایی هایی هستیم که از بیش از ده هزار سال قبل در این سرزمین می زیسته اند و بزرگترین تمدن های انسانی را پایه گذاری کرده اند و تئوری مهاجرت اقوامی از اروپای شرقی به ایران -که به غلط و حتی توسط عده ای از دانشمندان اروپایی نام آریایی بر آن ها نهاده شده- و جایگزینی اقوام بومی توسط آنان، یک فرضیه غلط و نژادپرستانه وارداتی است.»
گفتنی است بنگاه سخن پراکنی انگلیس [بی بی سی] پیش تر نیز به دفعات با دامن زدن به مباحث جنجال برانگیزی همچون اختلافات مذهبی، تمایزات فرهنگی و تفاوت های قومیتی و نژادی، علاقمندی خود برای طرح اطلاعات کاذب و ترویج باورهای تحریف شده درباره ایران را بروز داده بود. حال باید دید که انگیزه اصلی این شبکه استعماری از شیطنت مورد اشاره چیست؟ چه اینکه قدر مسلم، دست اندرکاران رسانه دولتی انگلیس تعلق خاطری به افزایش آگاهی های تاریخی ملت دیرپای ایران نداشته و ندارند
سوسرا، روستایی است از توابع بخش چشمهسارانشهرستان آزادشهر در استان گلستانایران.
این روستا در دهستان خرمارود جنوبی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایراندر سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۲۹ نفر (۲۲۶خانوار) بودهاست.
موقعيت جغرافيايي :
روستاي سوسرا داراي عرض جغرافيايي 3 و 37 و طول جغرافيايي 18 و 55 است از شمال به كوه نيشاء با ارتفاع 1565 و از جنوب به جنگلهاي توسكا دره ختم مي شود . سوسرا در كنار يك رودخانه واقع شده است كه به رودخانه خرمارود سرازير مي شود و اين رودخانه پس از طي مسافت طولاني به گرگان رود و سرانجام به درياي خزر مي ريزد.
سوسرا در شمال شرقي استان گلستان واقع شده است و از نظر تقسيمات كشوري يكي از روستاهاي بخش چشمه ساران است كه مركز اين بخش شهر نوده خاندوز است . اين بخش جز شهرستان آزادشهر مي باشد.
روستاي سوسرا در كنار پادگان آموزشي كه پادگان نوده نيز ناميده مي شود واقع شده است و به همين دليل ممكن است افراد زيادي در ايران نام سوسرا را شنيده باشند .
شكل ظاهري :
شكل روستاي سوسرا با توجه به عكسي كه مشاهده مي كنيد تقريبا مثلث است كه در سالهاي اخير اين شكل ظاهري به شكل مثلثي كه گوشه هاي آن امتداد پيدا كرده است در آمده است .
آب و هوا :
آب و هواي سوسرا معمولاً معتدل است و مي توان گفت جز مناطقي با هواي معتدل و مرطوب استان گلستان محسوب مي شود . تابستان هاي گرم كه در ماه مرداد به اوج خود مي رسد و همچنين زمستان هاي نسبتاً سرد كه در سالهاي اخير به گرماي تابستان و سرماي زمستان افزوده شده است و گرماي هوا در مرداد 1387 در ساعات بين 13 تا 15 تقريباً 44 درجه سانتيگراد اندازه گيري شده است و همچنين سرماي هوا در زمستان 1386 به گفته بزرگترها سرد ترين سالي كه تجربه كرده اند بوده است . و اين تغييرات دما احتمالاً نتيجه گرم شدن زمين است . روستاي سوسرا از نظر وزش باد در منطقه اي بادگير قرار گرفته است كه اين باد ها در پاييز به اوج مي رسند. اين بادها كه گرم هستند باعث مشكلات زيادي براي مردم مي شوند و مردم باران را نسبت به اين بادهاي آزاردهنده ترجيح مي دهند .بيشترين باران در اين روستا در فصل بهار و كمترين آن در تابستان مي بارد و با توجه به خشكسالي هاي اخير اين توازن تغيير محسوسي داشته است . در اواخر تابستان نيز باران هاي سيل آساي زيادي مي بارد كه با توجه به اينكه روستا داراي شيب ملايمي است از خطر سيل مصون مي ماند و اين يكي از عنايات خداوند به مردم مي باشد اما نكته منفي اين سيل ها زمين هاي كشاورزي مردم در منطقه اي بنام (چيله) است كه در كنار رودخانه خرمارود واقع شده است و در سالهاي اخير باعث نابودي محصولات و حتي بعضي از زمينهاي كشاورزي در اين منطقه شده است .
اقتصاد :
شغل اصلي مردم سوسرا كشاورزي است و از محصولات كشاورزي كه در اين روستا كشت شده است مي توان به گندم، جو، برنج ، كدو و صيفي جات را نام برد . از جمله مشاغل ديگر موجود در اين روستا مي توان به كارهاي اداري و فرهنگي اشاره كرد و همچنين يكي از مشاغل سخت كه افراد زيادي مشغول به آن هستند يعني كار در معدن اشاره كرد . اين افراد در مجموعه معادن استخراج زغال سنگ كه به معادن قشلاق معروف است اشتغال دارند و از ديگر شغل هاي موجود مي توان كار با وسايل حمل و نقل سنگين و سبك را نام برد و همچنين استخدام در مراكز ارتش و نيروهاي مسلح كه با توجه به نبود شغل مناسب در اين منطقه جوانان به استخدام در اين مراكز روي آورده اند . با توجه به اين مطالب 90% مردم سوسرا از وضعيت معيشت و اقتصاد خوبي برخورداند .
راهها و ارتباطات :
نزديكترين شهر به سوسرا نوده خاندوز است كه جديداً شهر شده است و همچنين نزديكترين شهرستان آزادشهر است كه مردم تمام احتياجات خود را در اين شهرستان تهيه مي كنند فاصله سوسرا تا آزادشهر 12 كيلومتر است و همچنين سوسرا داراي ورودي فرعي از را ه ارتباطي آزادشهر به شاهرود دارد كه در كنار پادگان از اين جاده جدا مي شود اين جاده فرعي كه طول آن 2 كيلومتر است در سال 1357 ساخته شده است .
بافت ساختماني :
در سالهاي اخير تمام خانه هاي روستايي مقاوم سازي مي شود و سوسرا نيز در اين طرح پيشرفت چشمگيري داشته است و 90% خانه هاي سوسرا نو ساز است مردم سوسرا بيشتر به نماي داخلي خانه اهميت مي دهند و با توجه به اين امر اگر به همان اندازه هم به نماي بيروني ساختمان بها دهند اين روستا يكي از زيباترين بافت خانه هاي روستايي در ايران را مي توانست داشته باشد .
امكانات :
با توجه به پيروزي انقلاب اسلامي و توجه ويژه به وضع مردم در روستاها براي جلوگيري مهاجرت به شهرها بعد از انقلاب شاهد پيدايش امكانات رفاهي در روستاها بوديم كه سوسرا هم از نظر امكانات در وضع خوبي بسر مي برد . تنها امكاني كه در اين روستا قبل از انقلاب وجود داشت برق بود . براي تهيه آب آشاميدني مردم بايد به منبعي كه آب در آن جمع آوري مي شد مي رفتند و آب را با ظرف به خانه مي آوردند اما به بركت انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره) امكانات زيادي به روستاها داده شد سوسرا داراي امكاناتي مانند آب لوله كشي، تلفن، برق، دفتر پست، مدارس راهنمايي و ابتدايي، خانه بهداشت، غسالخانه، راه آسفالته و همچنين مهمترين امكاني كه در چند سال اخير فراهم شده است يعني گاز طبيعي اشاره كرد كه اين گاز اوج شكوفايي در حمايت از مردم روستا توسط مسولين مي باشد . با توجه به اين امكانات كم و كاستي هايي هم است كه بايد براي رفع آنها تلاش شود . در دوران سازندگي بعد از انقلاب براي مردم روستا يك حمام عمومي ساختند كه قبل از آن از مردم از مكاني بنام خزانه كه آب در آن جمع آوري مي شد و بوسيله آتش گرم مي شد استحمام مي كردند اما با پيشرفت بهداشت و وجود حمام عمومي باعث شد تا در بهداشت فردي پيشرفت بسزايي داشته باشند با بهتر شدن وضع مردم بعد از سال 1357 هر كس كه خانه جديد مي ساخت حمام و سرويس بهداشتي هم به ساختمان خود اضافه مي كرد و با اين پيشرفت در معيشت مردم طولي نكشيد كه همه مردم داراي حمام شدند و طبيعتاً كسي از حمام عمومي استفاده نمي كرد و به مرور زمان اين حمام تخريب شد و بجاي آن ساختمان هاي مخابرات و خانه بهداشت تاسيس شد.
مذهب و اقوام :
مذهب تمام مردم سوسرا شيعه 12 امامي است و هيچ مذهب ديگري بجز شيعه در اين روستا وجود ندارد و از نظر اقوام همه مردم بومي هستند و يا در اين روستا قبلاً ساكن بوده اند و يا از روستاهايي كه در قسمت هاي بالاتر از سوسرا واقع هستند به اين روستاي زيبا مهاجرت كرده اند و در كنار مردم اين روستا زندگي مي كنند و از نظر قومي مي توان گفت تمام مردم سوسرا ايراني اصيل هستند و همچنين زبان آنها فارسي هست كه به صورت محلي صحبت مي شود.
مردم سوسرا مردمي مذهبي و دوستدار اهل بيت (ع) هستند . سوسرا در سالهاي پيش مسجد جامعي داشت كه قديمي شده بود و براي ساختن مسجد جامع جديد آن مسجد را خراب كردند و مسجد جديد كه خيلي بزرگتر و زيباتر از مسجد قديمي است ساخته شد . يكي از زيباترين اخلاق مردم شركت در ساختن اين مسجد بود به اين صورت كه اين مسجد نسبتاً بزرگ با هزينه تمام مردم اين روستا ساخته و در تابستان 1386 افتتاح شد . در اين طرح بزرگ مردم با گرفتن وام هاي بدون سود و همچنين كمكهايي كه در ماه هاي رمضان و محرم پرداخت مي كردند توانستند زيباترين مسجد را در منطقه بسازند و بهترين دستاورد ساخت اين مسجد اتحاد مردم بود همه مردم و از همه اقشار با توجه به توان خود اقدام به ساخت مسجد كردند و مي توان گفت تك تك مردم به ساخت اين مسجد كمك كردند . سوسرا همچنين داراي يك حسينيه است كه بعضي از مراسمات مذهبي در آن برگزار مي شود.[۲]
1. دماوند كوه دماوند بلند ترین کوه ایران و همچنین بزرگترین آتشفشان خاور میانه است. این کوه در بخش مرکزی رشته کوه البرز و بخش لاریجان شهرستان آمل قراردارد. اگرچه این کوه از لحاظ تقسیمات کشوری جزء رشته کوه البرز است اما در زوهای صاف و آفتابی در تهران ,قم و ورامین هم قابل رویت است. این کوه اولین اثرطبیقی است که در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده و در اساطیر و کتاب های متعدد از آن نام برده شده است. این کوه به عنوان بلندترین کوه کشور همواره مورد توجه کوهنوردان بوده است.همچنین دماوند دارای چشمههای آب گرم لاریجان، اسک و وانه است.
2.دنا
دِنا بلندترین قله رشتهکوههای زاگرس در باختر ایران و در باختر مرکز فلات ایران است.
بلندای این قله ۴۴۴۸ متر است و در ۳۵ کیلومتری شمال غربی شهر یاسوج در شهر سیسخت جای گرفتهاست. شهرستانی که این قله در آن قرار دارد نیز شهرستان دنا نام دارد.بارش سالانه در این قله از ۶۰۰ تا ۱۲۰۰ میلیمتر است و رودهای بسیاری نیز از آن سرچشمه میگیرند.
3.زرد کوه
زرد کوه بختیاری با حداکثر ارتفاع بیش از ۴۲۰۰ متر دومین کوه زاگرس از نظر ارتفاع (پس از دنا) است.
این کوه در نزدیکی کوهرنگ در استان چهار محال و بختیاری در ایران قرار دارد.رشته کوه های زرد کوه بختیاری در جنوب غربی ایران و از انتهاییترین قسمت غربی استان چهارمحال و بختیاری تا شرق و شمال شرق خوزستان امتداد یافتهاست. این رشته کوه یکی از غنیترین ذخایر طبیعی آب ایران است و دو رودخانهٔ پرآب کشور (کارون و زایندهرود) نیز از دامنههای آن سرچشمه میگیرند.
از قلل زیبا و معروف آن میتوان به شاه شهیدان، زرده، دوزرده، هفتتنان، کلونچین و کینو اشاره کرد. در این میان، قلّه کلونچین، با ارتفاع ۴۲۲۱ متر بلندترین قله زردکوه بختیاری است. همچنین قله شاه شهیدان هم ۴۱۵۰ متر بلندی دارد.
4.تفتان
تَفتان نام تنها آتشفشان فعال در سراسر ایران است. این کوه در منطقهٔ جنوب شرقی ایران، در استان سیستان و بلوچستان قرار گرفتهاست. این قله در حدود چهار هزار متر از سطح آبهای آزاد ارتفاع دارد و بلندترین قله در منطقه جنوب شرقی ایران است. نزدیکترین شهر به تفتان خاش نام دارد.
تفتان در زبان پارسی به معنای مکان گرما است. این آتشفشان فعال است و گازهای گوگرد در دهانه آن منتشر میشوند. کوهنوردان عموما از یال غربی صعود میکنند که پناهگاه مجهزی ساخته شدهاست.
به دلیل وزش بادهای سنگین و سرد در فصل زمستان عموماً صعود به این قله بسیار دشوار است.
5.توچال
توچال قلهای در شمال تهران و به ارتفاع ۳۹۶۲ متر میباشد که بخشی از دامنه رشتهکوههای البرز است. دامنهٔ جنوبی توچال مجاور با شهر تهران و قلهٔ آن مشرف به این شهر است.
مشهورترین و پر رفت و آمدترین پناهگاهها و جانپناههای توچال به ترتیب از شرق به غرب کلکچال، شروین، شیرپلا، ایستگاه پنجم تله کابین، اسپیدکمر و پلنگچال هستند که همگی آنها مشرف به تهران هستند.
پیست اسکی و تله کابین
تلهکابین توچال دارای سه خط اصلی و سه خط تلهسییژ و یک خط تلهاسکی میباشد. روی هم رفته درازای سه خط اصلی این تلهکابین، نزدیک به ۷۵۰۰ متر است که در میان تلهکابینهای نصب شده در دنیا یکی از طولانیترین خطوط تلهکابین پیوسته به شمار میرود. ایستگاه سوم این تله کابین در ارتفاع ۲۰۰۰ متری از سطح دریا، ایستگاه پنجم در ارتفاع ۳۰۰۰ متری و ایستگاه هفتم در ارتفاع ۳۷۰۰ متری از سطح دریا است.
کار ساخت تلهکابین توچال، در سال ۱۳۵۳ به دست بهمن باتمانقلیچ و با همکاری شرکت فرانسوی «پوما» و شرکت اتریشی «دوپل مایر» آغاز شد و در سال ۱۳۵۷ پایان یافت.
از سال ۲۰۰۳ مهمانپذیری به نام «هتل توچال» در ایستگاه هفتم تلهکابین توچال تکمیل و راهاندازی شدهاست. نمای این هتل از چوب بوده و به دامنهٔ شمالی توچال و دامنهٔ جنوبی البرز مرکزی و قلل آزادکوه و خلنو اشراف دارد. قدیمیترین جانپناه کوهنوردی ایران (اسپید کمر) در جنوب قلهٔ توچال و شرق ایستگاه ۵ قرار دارد.
6.اشتران کوه
اشتران کوه، از بلندترین رشته کوههای کوهستان زاگرس است
این رشته کوه بخشى از چینخوردگى زاگرس (میانى) است که در امتداد شمال باختری - جنوب خاوری به طول حدود 50 کم و عرض حدود 2 تا 11 کم در فاصله دو شهرستان دورود و الیگودرز از استان لرستان قرار گرفته است، به گونهای که از 10 کیلومتری جنوب خاور شهر دورود آغاز، و به جنوب روستای چقاگرگ منتهى مىشود.
رودهای کوچک بسیاری از این قلهها سرچشمه مىگیرند که مهره زرین، ماربره، گهررود، دره دایى و دره دزدان از آن جملهاند. دریاچه گهر در یکى از دامنههای جنوب باختری اشترانکوه و در دره گهررود قرار دارد.
دامنههای اشتران کوه از دیرباز محل استقرار برخى طوایف بوده است؛ خاندان فضلویه که از کردهای شام شمرده مىشدند، پس از مهاجرت از آنجا و عبور از میافارقین و آذربایجان، دامنههای شمالى اشترانکوه را به عنوان محل استقرار خود برگزیدند. آنان بعدها به اتابکان لرستان شهرت یافتند.
مراتع دامنههای اشتران کوه مورد استفاده عشایر این ناحیه است. اشتران کوه و به ویژه دریاچه گهر دارای جاذبههای طبیعى بسیاری است.
این رشته کوه از لحاظ گونههای جانوری و گیاهی جزء مناطق حفاظت شده است و در سال ۱۳۴۸ جزء محیط زیست جهانی قرار گرفت.
از گونههای جانوری آن میتوان به خرس قهوهای، روباه، کفتار، گراز، گرگ خاکستری، بز کوهی، قوچ و از پرندگان میتوان به عقاب، کبک، جغد، اردک و شاهین اشاره کرد که همگی تحت حفاظت محیط زیست میباشند.
در اشترانکوه پسته کوهی به فراوانی یافت میشود و پوشش گیاهی متنوع آن اعم از گون، ریواس و استپها در شیب ملایم بعضی نقاط و گلهای طبیعی و خودرو محل مناسبی برای جانوران ساکن در اشترانکوهاست که در آن زاد و ولد کرده و از آنان تغذیه میکنند.
7.بیبی شهربانو
کوه بیبی شهربانو در جنوب شرقی تهران قرار دارد
در دامنههای کوه ری و بر فراز صخرهای کوهستانی، بنایی گنبدی مینایی به نام بقعه بیبی شهربانو واقع است.
پایین پلههای بقعه بیبی شهربانو و در سمت راست غاری به چشم میخورد که مدخل تنگ و باریکی دارد.
داخل غار نیز برای نذر شمع روشن میکنند. در قسمتی از این غار پنجرهای مشبک قرار دارد.
در این کوه ساختمانی کهن به نام بقعه بیبیشهربانو وجود دارد.
آثار باقیمانده از بافت تاریخی ری که دیوار اصلی برج و باروی این شهر بوده در شمال روی بلندیهای چشمه علی تا غرب کوه بی بی شهربانو، ادامه مییابد.
8.کوه سبلان
سبلان با تلفط ترکی آذربایجانی ساوالان و در تالشی سفلون، نام کوهی است مرتفع در شمال غرب کشور و در استان اردبیل
کوه سبلان در شمال شرقی و در ۲۵ کیلومتری جنوب شرقی مشگین شهر قرار دارد.
سبلان سومین قله بلند ایران و یک کوه آتشفشانی غیر فعال است. ارتفاع قله این کوه ۴۸۱۱ متر است و در بالای قله آن دریاچه کوچکی قرار دارد.
سبلان به خاطر آبگرمهای طبیعی دامنه کوه، طبیعت تابستانی زیبا و پیست اسکی معروف الوارس مورد توجه گردشگران است.
در جبهه غربی، قله سلطان و در کنار جانپناه سنگی به شکل عقاب قراردارد که در طول زمان به نمادسبلان تبدیل شده است.
این قطعه سنگ که به واقع اعجاز طبیعت است به شکل عقابی است که نشسته و سر را به جانب شرق چرخانده است.
این کوه در طول جغرافیایی ۴۷ درجه و ۵۰ دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۸درجه و ۱۷دقیقه شمالی قرار گرفتهاست.
برای این کوه عظیم ۶۰ کیلومتر طول و ۴۵ کیلومتر پهنا تخمین میزنند و سطحی که به وسیله آن در آذربایجان قرارگرفته نزدیک به ۶۰۰۰ کیلومترمربع است.
سلسله کوههای سبلان به طور کلی سه قله معروف دارد قله بزرگ آن به سلطان و دو قله دیگر به هرم و کسری مشهورند.
امتداد سبلان شرقی - غربی است و از شرق و شمال و جنوب کوهی به نام قوشه داغ آن را به رشته کوه ارسباران متصل میکند.
قسمت شرقی کوه سبلان به قله آتشفشان سبلان که در ارتفاع ۴۸۱۱ متری قرار دارد منتهی میشود.
در قله آن دریاچهای زیبا به چشم میخورد و تمام قلل سبلان در ایام سال پوشیده از یخ و برفهای دائمی است.
9.سهند
سهند نام قلهای در جنوب شهر تبریز دراستان آذربایجان شرقی است
ارتفاع کوه سهند از سطح دریا 3695 متر میباشد و مخروطی بسیار پهن و گسترده دارد که از توفها و خاکسترهای فوران تشکیل گردیده و بر اثر آبهای جاری درههای تنگی در آنها ایجاد شده است.
سهند در زمره کوههای رشته کوههای البرز است که در شمال مراغه و از غرب به شرق کشیده شده و بلندترین قله آن جام نام دارد که ۳۷۱۰ متر ارتفاع دارد. سهند و جام دو قله به هم چسبیده این رشته کوه میباشند.
سهند در تمام سال پوشیده از برف است. دامنههای سهند در طول سال پوشیده از گل و ریحان و لاله واژگون است.
کوهستان سهند بعد از سبلان یکی از بزرگترین و مهمترین برجستگیهای آذربایجان و از معروفترین کوههای آتشفشان و خاموش ایران است که در 50 کیلومتری جنوب تبریز و 40 کیلومتری شمال مراغه قرار گرفته است.
قله منفرد و آتشفشانی خاموش سهند در میان جلگه آذربایجان قد برافراشته است این کوهستان آتشفشانی خاموش شبیه آرارات و البرز و سبلان بوده خط فاصل بین دو توده خروجی البرز و توده ارمنستان به وجود آمده است.
ارتفاع متوسط سهند 1400 تا 2200 متر بوده که در آن بریدگیهای سخت، دامنههائی با شیب تند با تنگههای باریک و رشته کوهها کشیده شده در موازات یکدیگر به وجود آمده است.
در این تنگههای کوهستانی رودخانههای پر آبی به سوی دو آبگیر عمده آذربایجان یعنی دریاچه ارومیه و دره قزل اوزن جریان دارند.
جهت رشته کوههای سهند اکثراً شرقی - غربی است ولی در مجموع کوههای سهند به صورت شعاعی در جهت مساوی کشیده شدهاند.
حد شرقی سهند، شهرستان هشترود تا دره قزل اوزن و حد غربی آن سواحل شرقی دریاچه ارومیه میباشد.
10.كوههای مریخی
كوههای منحصربهفرد و زیبای مریخی كه در جاده چابهار به گواتر دیده میشوند، از زیباترین مناظر طبیعی ایران هستند كه كمتر مورد توجه قرار گرفتهاند.
حدود 40 تا 50 كیلومتر پس از چابهار به سمت بندرگواتر، كوههایی در سمت چپ جاده نمایان میشود كه به كوههای مینیاتوری یا مریخی معروفند. وجود این كوهها با توجه به منظره كاملا متفاوتی كه در سمت راست جاده و رو بهسوی دریا وجود دارد، باعث میشود تا یكی از زیباترین جادهها و مناظر طبیعی استان سیستان و بلوچستان بهوجود آید كه به دلیل عدم معرفی، كمتر مورد بازدید قرار گرفتهاند.
این كوهها كه از منحصربهفردترین كوههای ایران است، به ثبت و حفاظت محیط زیست نیز در نیامدهاند تا دست کم به این وسیله نامشان در فهرست مناظر زیبا و بینظیر ایران بهجا گذاشته شود.
كوههای مریخی مناظری از کوههای کره ماه را برای انسان تداعی میکنند و جنس رسوبی آنها و همچنین فرسایش خاص كوهها موجب ایجاد شیارها و تراشهای زیبایی شده است که گویی نقاشی ماهر آنها را به تصویر کشیده است.
این کوهها كه چاک چاک هستند و شکلهای نامانوس دارند و فاقد پوشش گیاهی هستند و به خاطر غیرعادی بودنشان، در سالهای اخیر و در میان گردشگران، به کوههای مریخی شهرت یافتهاند، نمونههای بدبوم (بدلند) هستند که پدیده بومشناختی ویژهای است.
رنگ تقریبا سفیدرنگ کوه (چیزی میان طوسی و سفید) با واریزههای بسیار در پای آن، وجود گرما و حرارت و شرجی هوا و رطوبت نسبتا بالا و سوی دیگر آن دریا که بهاین منظره آغوش گشوده است، مناظری رویایی و تخیلی را در ذهن بیننده پدید میآورد. همین منظره منحصربهفرد كه جاده چابهار ـ گواتر آن را به دو نیم تقسیم كرده، باعث شده تا این جاده به یكی از زیباترین جادههای ایران تبدیل شود. یكسو كوههای مخروطی مریخی با آن رنگ خاكستری خیالانگیز و سوی دیگر دریای سبز و ماسههای اندكی سرخ با درختچههای بیابانی در كرانه آن.
دشت كه در میان جاده آبگیر میشود، تالابهایی را پدپد میآورد، كه در سوی دریا صورتی است و در سوی كوه خاكستری مایل به سفید. جایی كه به آن تالاب صورتی میگویند. این جاده كه با سراشیبیها و سربالاییهای بسیار، نمایان شدن گاهبهگاه دریا در سمت چپ و نظاره منظره از ارتفاع، از جاذبههای خاص گردشگری در استان سیستان و بلوچستان است.