منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیتنامه شهدا
وصیت شهدا
نويسندگان
درباره

بـا تـوگـويـم ميهنــم ايـن بـار هـم گـل مـی کنـم آسمـانـت را پُـلِ پـروازِ سُنبـل مـی کنـم در سـرِ پيـری جـوان مـی گـردمـی همچـون بهـار کـوچـه بـاغـت را پـر از آواز بلبـل مـی کنـم جـاودانـه ميهنـم اين بـار هـم مـی سـازمـت چون درفـش کـاويـان هر جای می افرازمت همچـو رستـم می کَـنم ديـو پليـدی را ز جـای چـون فـريـدون شـوکـت ديـريـنه می پـردازمت با تـو مـام ميهنـم ديـرينه پيمـان می کنـم گـر که ايـرانـم نبـاشـد، تـرک ايـن جـان می کنم همچـو آرش بر پَـرِ البـرز جـان بـر کَـف بـه پـای کوهسـاران را پُـر از آواز ايــران می کنم بـا تـو گـويـم ميهنـم اين بـار هـم گـل می کنم با تـو گـويـم ميهنم ايـن بـار هـم گـل مـی کنـم
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ایران جاویدان

مهر یا میترا یکی از بزرگترین ایزدان اقوام هند و ایرانی است و کهن ترین ذکری که از آن به دست آمده به 3500 سال پیش می رسد.آیین مهر یا میترا حدود 1700 سال پیش کیش رسمی اروپاییان بود این آیین در سده نخست میلادی توسط نرون امپراتور روم به عنوان کیش رسمی امپراتوری پذیرفته شد و در طی یکی  دو سده در سراسر اروپا از مجارستان تا انگلستان گسترش یافت.
پژوهشگران بسیاری به واکاوی این آیین پر رمز و راز پرداخته اند. نخستین کسی که به پژوهش درباره ی این آیین پرداخت فرانتز کومون بود که نسک جامع و مفصلی در این باره نگاشت. پس از او مارتین ورمازرن (Martin Vermazeren) بود که به پژوهش در این باره پرداخت. نسک او با فرنام Ce Dieu Mystérieux Mithra در سال 1960 در پاریس به چاپ رسیده است. این نسک توسط دکتر بزرگ نادرزاد ترجمه شده است. به گفته ایشان چاپ این نسک با یاری دکتر بهرام فره وشی بوده است و مربوط به زمانی ست که دکتر نادرزاد در سوئیس دانشجو بوده اند.


مارتین ورمازرن (Martin Vermazeren)

دکتر بزرگ نادر زاد در سال 1314 در تهران متولد شد و در دانشگاه ژنو علوم انسانی خواند و در همین رشته از دانشگاه پاریس دکترا گرفت. از جمله آثار و ترجمه های ایشان «حکمت یونان» از شارل ورنر و «فلسفه و فرهنگ» از ارنست کاسیرر می باشد که هر دوی این نسکها در دهه 40-50 ترجمه و منتشر شده است. «قدرت سیاسی» از ژان ویلیام لاپیر و «توکویل: فیلسوف لیبرالیست» از ژاک کنن هوتر و «تأمل در مبانی دموکراسی» از آلن دوبنوا با ترجمه او منتشر شده است. «در باب دموکراسی، تربیت، اخلاق و سیاست» واپسین نسکی است با ترجمه او وارد بازار نسک شده است.


دکتر بزرگ نادرزاد

نسک دارای هات های زیر است :

پس از یادداشت مترجم و پیشگفتار نسک ، هات های زیر پیش روی خواننده است.

•   میترا در ایران و هند
•   زرتشت و موبدان
•   آمدن میترا به اروپا
•   پیروان میترا
•   روش های تبلیغ در آیین میترا
•   معبد مهری چه شکلی دارد؟
•   مهرکده های مشهور یا مهم
•   نامدارترین فتوحات میترا
•   اطرافیان میترا
•   افسانه ی میترا
•   میترا و ایزدان همراه او
•   ایزد زمان بیکران
•   تشرف به مناسک و آداب و اسرار
•   درجات هفتگانه ی تشرف
•   ستارگان و عناصر چهارگانه
•   مسئله زن
•   آیین میترا و قربانی آدمیزاد
•   سرودهای مقدس
•   متون متاخر سنت پرسیک در رم
•   هدایا و هنرمندان ؛ میترا در هنر
•   میترای مغلوب
•   کتاب شناسی


نسک ارزشمند و پربار «آیین میترا» پس از آنکه نخستین بار در سال 1345 توسط انتشارات دهخدا به چاپ رسید پس از سالها در تابستان 1372 توسط انتشارات چشمه به بازار نسک آمد و تاکنون شش بار توسط همین انتشارات تجدید چاپ شده است. واپسین چاپ آن در امرداد سال 1387 در 240 رویه با بهای 3500 تومان بوده است.

پیشنهاد : شوربختانه ایرادی که بر این نسک وارد است نداشتن واژه نامه ای در پایان نسک برای شناساندن ایزدان گوناگون و بسیاری ست که نامشان در نسک آمده ، از این رو به دوستانی که آهنگ خواندن این نسک را دارند پیشنهاد می کنم نخست درباره ی ایزدان گوناگون در آیین مهری آگاهی مختصری کسب کنند سپس به خواندن این نسک بپردازند تا دچار سردرگمی نشوند.



مهر (در پهلوی Mihr، در اوستا Mithra-، در فارسی باستان Mithra-/Mitra-، در هندی باستان Mitra-) از ایزدان کهن هند و ایرانی است. نام این ایزد ممکن است از ریشۀ mi- «استوار کردن» و یا mei- «داد و ستد کردن» باشد[1]. نام او در اوستایی به معنی «پیمان»[2] و در هندی باستان به معنی «پیمان» و «دوستی» است[3] و چنانکه از نام او پیداست، پیش از هر چیز، ایزد پشتیبان و پاسدارندۀ پیمان است و در انجام این خویشکاری، ایزد جنگاور و دلیری است با جنگ­ابزارهای بسیار، که راستگویان و پیمان شناسان را یاری می­کند و مهر دروجان (=دروغ­گویان و پیمان­شکنان) را در هم می‏شکند. مهر همچنین با مفهوم دادگری نیز مرتبط است و در داوری انجامین بر روان ِ درگذشتگان، بر سر پل «چینوَد»[4] شرکت دارد.
در اوستای گاهانی که سروده‏های زردشت است از او نام برده نمی‏شود اما در اوستای نو اهمیت کهن و پیش زردشتی خود را باز می‏یابد و به اندازۀ هرمزد شایستۀ ستایش است و فرهمندترینِ ایزدان خوانده می‏شود و و یشت دهم اوستا، به نام «مهر یشت»، در توصیف و ستایش اوست.
مهر بیش از هر ایزدی با خورشید همراه است و پس از غروب خورشید، پاسدار و نگهبان آسمان شب است. در سراسر ادبیات زردشتی، پر بسامدترین لقبی که برای او آمده، «دارای چراگاه­های فراخ» است[5] و جشنهای مهرگان، که در روز شانزدهم ماه مهر بر گزار می‏شده و پس از نوروز، بزرگترین جشن ایرانیان پس از اسلام بوده و نیز آیین شب چله (یلدا) با آیین‏های مربوط به مهر در ارتباط است[6].
 
مهر پیش اوستایی
کهن ترین متنی که در آن از این ایزد کهن آریایی نام برده شده است، پیمان­نامۀ میان  پادشاه «هیتیت»ها[7] و «میتانی»ها[8]، مربوط به 1380پ.م، است که در آن از دو ایزد «میتره ورونه»[9] نام برده شده و از ایشان پایداری این پیمان خواسته شده است[10].
در ریگ ودا، کهن­ترین سرودهای دینی هندیان، نیز نام «میتره»[11] همراه با نام «ورونه»[12]، که نام او در منابع ایرانی نیامده، و به صورت ترکیب «میترا-ورونا»[13]  آمده است. ایجاد تمایز میان ویژگی­های فردی و خویشکاری­های این دو، در اساطیر هند باستان، بسیار دشوار است اما ویژگی ایشان، با آنچه از مهر ایرانی می‏دانیم، همخوانی دارد؛ میترا-ورونا، که بر گردونه­ای درخشان سوارند و در مانشگاهی[14] زرین، هزار-ستون  و هزار-در ساکن­اند، فروانروایان گیهان­اند و پاسدار «رته» (در ودایی Rta- در اوستایی Asha-، نظم و اخلاق گیهانی[15]) اند، از دانش بی­کران بهره­منداند و نظم را در جهان خدایان و آدمیان برقرار می‏کنند، چراکه «پیمان» و «سخن راست» بنیان سراسر زندگی سامان یافته در گیهان، دین و جامعه است و با استوار داشتن پیمان، مردمان پیوستگی یافته و دروغ شکست می‏خورد. از سوی دیگر آورنده و فرو ریزندۀ باران و پشتیبان و پاسدار ستایندگان خویش‏اند و خورشید که چشم ایشان است است ناظر بر سراسر جهان است[16].
 
مهر و اندیشۀ زردشت
در اوستای گاهانی که کهن­ترین بخش اوستا و سروده‏های زردشت است به نام ایزد مهر اشاره نشده است و گویا پرستش این ایزد جز آن بخشی از اندیشه‏های کهن ایرانی است که زردشت آن را کنار گذاشته و نکوهیده است و انجمن‏هایی که در آن ایزد مهر محوریت داشته در برابر زردشتی‏گری قرار داشته­اند[17]. اما این ایزد پس از زردشت و در اوستای نو جایگاه کهن خود را باز می‏یابد و هر چند آفریدۀ هرمزد خوانده می‏شود اما هرمزد او را به اندازۀ خود شایسته ستایش و پرستش قرار داده است[18] و مهر را که سرور همۀ سرزمین­هاست، فرهمندترین در میانِ همۀ ایزدان مینوی[19] (=فرامادی) و پاسدار و پایندۀ پیشروی همۀ گیهان قرار داده است[20] و برای او نشستگاهی بر البرز درخشان ساخته که در آن نه شب هست، نه تاریکی، نه باد سرد و گرم و نه بیماریِ مرگ آور و مهر از بلندای آن همۀ جهان مادی را می‏نگرد و می‏پاید[21] و به عنوان ایزد پاسدارنده و نگهبانِ پیمان و جنگاور نیرومندی که یاور راستگویان و پیمان شناسان و زنندۀ مهردروجان است، بسیار ستوده و نامی است.
 
مهر و پیمان
مهردورجی(=دروغ گویی و پیمان شکنی) در اندیشه زردشتی، از نکوهیده­ترین گناهان[22] و جدایی­افکن میان مردمان[23] و نابودگر سرزمین است و چه با هم-کیشان و چه با دروندان (=پیروان دروغ، کافران) باید راستگو و پیمان­شناس بود[24]  و کسی که مهر دروجی کند، چه با پارسایان و چه با دروندان، روان او را در دوزخ با مار شیبا[25] و تیر و سنگ و کلوخ خرد می‏کنند[26]. دروغ گفتن، به ویژه سوگند دروغ خوردن گناه بزرگی است و چون کسی سوگند دروغ خورد، مانند آن است که از زردشت و از اوستا و زند بیزار باشد[27] و چون در شهری داور دروغگو گمارند، از مهر دروجی که آن داور کند باران کم بارد و شیر گاوان بکاهد، درمانبخشی کم شود و فزرند در شکم مادر بیشتر تباه شود[28].
چنانکه از نام او نیز پیداست، مهر پیش و بیش از هر چیز ایزدی است که پاسدار و پایندۀ پیمان و دشمن پیمان‏شکن و دروغ‏گو و دوست و یاور راست‏گو و پیمان‏شناس است. او اداره‏کننده آشتی و ستیز سرزمین­هاست[29] و در تاریکی‏ها، پاسبانی نافریفتنی و همیشه بیدار است که همه چیز را می‏داند و هیچ‏کس نمی‏تواند بدو دروغ گوید[30] زیرا با ده‏هزار چشم و هزار گوشی که هرمزد بدو بخشیده، از برج دیدبانی خویش، پیمان شکنان را می‏نگرد[31] ده هزار چشم و هزار گوشی که دیده­بانان و آگاهی‏های مهر[32] و یا ایزدان همراه مهر تفسیر شده‏اند که آنچه را باید دید و شنید، به او گوشزد می‏کنند[33].
مهر در کشور پیمانداری می‏کند[34] و همۀ پیمان ها را می‏پاید، پیمان میان دو کشور، پیمان زناشویی و حتی پیمانی که میان هرمزد و اهریمن برای نبرد بسته شده است[35] و پاسدار ِکسانی است که دروغ نمی‏گویند[36] و چون بدو دروغ گفته نشود، از پریشانی و خطر برهاند[37]  و به وفاداران به پیمان، اسبان تیزرو می‏بخشد و «آذر»، پسر هرمزد، راه راست را به ایشان می‏نماید و فروهرِ[38] نیک و نیرومند ِاشونان(=پیروان راستی) به ایشان فرزندان آزاده می‏بخشد[39]. و نه نیزۀ نیک تیز شده و نه تیر دور-پر گزندی به پرستندگان و یاوران مهر نمی‏رساند و ایشان را در زندگانی مادی و مینوی در برابر مرگ و دیو خشم و سپاه دروندانِ سهمگین-درفش پاسداری می‏کند[40].
اما چون کسی، چه سالار خانه، چه شهریار و پادشاه، به مهر دروغ گوید، مهر خشمگین شده ایشان را و خانه و سرزمین ایشان را نابود می‏کند و <به روز نبرد> اسبان ایشان از فرمان سوار سرتافته و پیش نروند و نیزه هایی که می‏افکنند پس آید[41] گرزهای نیک-چرخش و سنگ‏های فلاخن ایشان گزندی نرساند[42] و چون پژواک تازیانه و شیهه اسبان برخیزد و و تازیانه ها افراشته و تیرها افکنده شوند، آنان که فدیه شایسته ای به مهر پیشکش نکرده اند، زخم خورد و درخودپیچان بر زمین افتند[43] و مهر خان و مان رو به ویرانی این دروغ گویان و پیمان شکنان را ویران می‏کند، پیمان‏شکنانی که کشندۀ پارسایان‏اند و گاو اسیرِ دست ایشان با چشمان اشک بار گردونه‏شان را می‏کشد[44].
 
مهر و جنگاوری
آنجا که مهر به یاری پیمان‏شناسان، راست‏گویان و پرستندگان خود و در هم شکستن مهردروجان برمی‏خیزد، جنبۀ جنگاوری و دِلیری او نمودار می‏شود؛ او ایزدی نیرومند، پیروز و ستیزه جو است[45] او چابک ترینِ چابکان، وفادارترینِ وفاداران، نیرومندترین ِنیرومندان و جنگاورترینِ جنگاوران است[46]. چهره‏اش مانند ستارۀ «تیشتر» می‏درخشد و گردونه مینوی-ساختۀ ستاره-آراسته ش را چهار اسب تیز رو ِجاویدِ سپید ِهمگون، که خوراکشان مینوی (=فرامادی) و سم پیشینشان زرین و سم پسینشان سیمین است، می‏کشند[47] نیزه اش سیمین و زره اش زرین است و گرزی صد گره و صد تیغه در دست دارد، که مرد افکن و زورمندترین ِ جنگ-ابزارها است[48] و در گردونۀ اش هزار تیر نیک-ساختِ به پر کرکس نشاندۀ زرین-ناوک و هزار نیزۀ نیک-ساخت و تیز–تیغۀ  و  هزار تبر دوتیغۀ پولادین و هزار تیغ نیک-ساختِ دولبه و گرز زیبای آسان-گردش نهاده است[49].
مهرِ جنگ­آور و دِلیر در میدان جنگ، یاری گری سپاهی است که نخست، باورمندانه او را ستایش کند[50] پس جنگاوران <پیش از جنگ> بر یال اسبان خود خم شده و او را ستوده و از او زور برای یاران و تندرستی برای خود و از دوربینی هماوردان و نیروی پس راندن دشمنان را می‏خواهند[51].
 
 
مهر، داوری، دادگری و پایان جهان
در دورۀ میانه و متون پهلوی اشاره‏های روشنی از ارتباط مهر با پایان جهان و داوری آن جهانی دیده می‏شود؛ بنابر این متون مهر از جمله ایزدانی است که در پایان جهان، در زدن دیوان و دروجان انباز است[52] و خشم خونین-درفش را می‏زند[53]. او داور و دادگر خوانده شده[54] و از خویشکاری‏های او داوری جهانیان به راستی کردن است و به هرکس و هر چیز برسد، داد پدید آید[55] و از جمله ایزدانی است که با سرنوشت روان درگذشته و داوریِ بر سر پل چینود مرتبط است و گذر از آن را برای پارسایان آسان می‏کند[56] و به میانجی گری او و «سروش» و «رشن» روان درگذشتگان از پل چینود می‏گذرند و همراه با ایزد «اشتاد» پیروان راستی را از تنگنای این پل رهایی می‏بخشد[57].
 
مهر، شبانروز و خورشید
پیوستگی و همراهی ایزد مهر با خورشید در اندیشۀ زردشتی بسیار چشمگیر و برجسته است؛ او نخستین ایزدی­ای است که پیشاپیش خورشید، بر کوه البرز و چکادهای[58] زیبا و زرین-نقش کوه بر می‏آید و از آن جا، سرزمین‏های ایرانی (یا آریایی) را می‏نگرد[59]، تا نیمروز با خورشید همراه است و آفریدگان را می‏پاید[60] و در بسیاری متون زردشتی ایزد مهر و خورشید در کنار هم ستایش می‏شوند[61].
هرچند مهر با آسمان روز پیوستگی دارد، پیوند او نخست با آسمان شب و سرخی بامداد است. مهر در روز، پیشاپیش خورشید می‏راند و چون خورشید به روزن اندر رود (=غروب کند) مهر بلندای زمین را می‏پیماید و دو کران زمین گرد و پهن را پیموده و هرآنچه میان زمین آسمان است را می‏نگرد و شب-سالاری آفریدگان را از دیوان، دروجان و مهر دروجان می‏ستاند و مردمان و پیروان خود را می‏پاید[62]. و چون اهریمن و دیوان و دروجان، شب هنگام برای نابودی آفریدگان هرمزد بتازند، با ایشان کارزا کند[63].
پیوستگی ایزد مهر با خورشید در روزگار باستان چنان است که در برخی روایت‏های یونانی، از ایزد مهر به عنوان ایزد خورشید یاد شده است[64] و در دوره‏های بعد این نزدیکی تا مرز یگانگی پیش می‏رود، چنانکه در روزگار ساسانی خورشید، ممکن است مهر ایزد خواند شود[65] و یا نام مهر، در ترکیب «مهر و ماه» و در معنی «خورشید و ماه» به کار رود[66]. در دورۀ اسلامی این پیوستگی و نزدیکی تبدیل به یگانگی می‏شود، و مهر در معنی خورشید به کار می‏رود.
 
یاوران و همالان (=رقیبان)ِ مهر
ایزدان و مینوهای[67] یاور و همراه او «اشی»ِ[68]نیک، «پارندی»[69]ِ تیز-گردونه، «هام.وَرِتی»[70]ِ نیرومندِ مردانه، فَرّه[71] نیرومندِ کیانی، «ثواشه»[72]ِ پیروی قانونِ خود، «داموییش اوپَمَنه»[73]ِنیرومند، فروهرِ نیرومندِ اشَوَنان(=پیروان راستی) نیز «رشنو»(=رَشن)[74] و «سروشه»(=سروش)[75] هستند. گردونه اش را اشی نیک می‏راند و  «ورثرغنه»(=بهرام)[76]ِ اهوره-آفریده به پیکر گراز نر تیز-دندانی پیشاپیش او می‏تازد[77]. در سوی راست او رشنِ راست و در سوی چپ او ایزد بانوی «چیستا»ی[78] ِسپیدِ سپید-جامه[79] و به روایت دیگر در سوی راست او سروش و در سوی چپ او رشن می‏راند و گرداگرد او آب و گیاه و فروهر پرهیزگاران است[80].
مهر، خود از همکاران «شهریور» امشاسپند است[81] و نام او معمولا با نام رشن و سروش همراه است[82] و «انگره مینو»[83](=اهریمن)، دیو «خشم» و «بوشیانستا»[84] (=بوشاسپ)ِ دراز دست، که دیو زن تنبلی و پرخوابی است، از او بسیار می‏هراسند[85].
 
مهر در زمان هخامنشیان
هرچند در کتیبه‏های پادشاهان نخستین هخامنشی از ایزد مهر نامی برده نشده، بنابر شواهد بسیاری می‏دانیم که مهر از ایزدان بسیار مهم و ستوده در میان هخامنشیان بوده است. «هینتس» بر این باور است که کوروش و داریوش بزرگ باورمند به اندیشه‏های زردشتی بوده‏اند و اندیشه‏های کهن تر ایرانی، به ویژه پرستش مهر و «اناهید»[86] و نوشیدن «هوم»[87] را طرد کرده بودند اما از زمان خشایارشا به بعد سنت‏های کهن دوباره مرسوم شده­اند[88] چنانکه اردشیر دوم هخامنشی از ایزد مهر می‏خواهد تا او را پاسداری کند[89] و می‏گوید که کاخ خود را به یاری هرمزد، اناهید و مهر ساخته است[90] و اردشیر سوم هخام

نوشته: داریوش كیانی

 

الف) واژه‌ی «آریا» به زبان اوستایی «ایریه / Airya»، به پارسی‌باستان «آریه / Ariya» و به زبان سنسكریت «آریه / Arya» می‌باشد. این نام‌ ــ واژه به معنای «نجیب و شریف و آزاده و دوست» است [فرای، ص 2 ؛ فروشی، ص 11 ؛ اسماعیل‌پور، ص 79].

قوم «آریایی» یا به تعبیری دیگر «هندوایرانی» شاخه‌ی شرقی قوم بزرگی‌ست به نام «هندواروپایی» كه در هزاره‌ی سوم پ.م. از سرزمین‌های واقع در دشت‌های جنوب روسیه، نواحی شرقی و فرودست رود Dniepr ، شمال قفقاز و غرب اورال برخاستند و به تدریج بخش‌های گسترده‌ای از اروپا و آسیا را به دست آوردند [گیرشمن، ص 9 و 4 ـ 52 ؛ دوشن‌گیمن (1375) ، ص 21 ؛ بهار (1377) ، ص 143 ؛ بهار (1376) ، ص6 ـ 385 ؛ بهار (1352) ، ص‌ هفده؛ فروشی، ص پنج؛ اسماعیل‌پور، ص 78].



.جشن ها و مراسم مهریان :

 

در تمام آسیای صغیر جشن هایی که به افتخار خداوند می گرفتند ، معروف بود . در راستای سال ۷۳ جشن داشتیم و چون سال نیز به دو فصل بخش می شد ، زمستان بزرگ و تابستان بزرگ  ،  مهرگان و نوروز از مهمترین جشن های آغازین به شمار می آمدند و هردو دارای آیین ویژه خود بودند . از اعتبار این دو جشن همگانی همین بس كه دانشمندی چون بیرونی در گاه جشن های نوروزی و مهرگانی كارهای پژوهشی خود را تعطیل می كرد .

 

 

مهرگان :

به هنگام جشن موسوم به میترا کانا یا مهرگان قربانی های مجلل می کردند و شاه به رقص مقدس می پرداخت و به افتخار خدا به افراط باده می نوشید . از این مراسم " کتزیاس " ( 390 قبل از میلاد مسیح ) نام می برد و سایر منابع آن را تایید می کنند . جشن مهر در روز مهر از ماه مهر که مصادف با دوم اکتبر و آغاز زمستان بود ، گرفته می شد .

از آنجایى كه زمستان هفت ماهه با پاییز و مهرگان می آغازید دارای ویژگى هایى است كه عبارتند از :
نقطه ی آغازین فصل بوده
پیروزی حماسی كاوه بوده ، نام فریدون بر پیشانی داشته وباپرچم برافراشته ی كاوه ی آهنگرآذین یافته بوده است .
نشانواره ى پیمان و نگهبانی از پیمان بوده كه یكى از برجست ترین نقطه هاى عطف تاریخ و فرهنگ بشرى است .
جشن خرمن ، جشن دهقان ، پیوند اروسى ، خوان و موسیقی مهرگانى نیز از ویژگى هاى جشن دوستى جان است
.

خوان مهرگانی



.نماد های آیین مهر :

 

صلیب آریایی یا صلیب پارسی اصطلاحی است که برای اولین بار در کتاب خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ از آن صحبت شده و سپس در ویکیپدیای انگلیسی ترجمه آن آورده شده است اما بطور خلاصه چون صلیب از نمادهای آیین مهرپرستی است و بزرگ‌ترین صلیب حکاکی شده در دیواره نقش رستم  ، آنرا صلیب آریایی یا پارسی نامیده است. در اوستا میترا مقام شامخی دارد و در زمان پیش از اوستا و رستاخیز زرتشتی، بزرگ‌ترین خدا به‌حساب می‌آمد. این نشانه אکه صلیب (عربی شده چلیپا) شکسته نامیده شده است، در حقیقت نشانه خدای خورسید آریائی است، زیرا در ایران و هند هزاران سال پیشینه دارد. این نشانه אنخستین‌بار در حدود خوزستان یافت شده و مربوط به هفت هزار سال پیش از میلاد می‌باشد به این ترتیب پیشینه تاریخی آن در ایران بسی کهن‌تر از پیشینه آن نزد آریائی‌های هند است و هرتسفلد (Herzfeld) آن را گردونه خورشید نامیده است. در گرمی (Germi) مغان آذربایجان گورهای خمره‌ای از دوره اشکانی به‌دست آمده که در میان آنها پارچه‌ای بسیار زیبا یافت شده است که دارای این نقش می‌باشد. همچنین این نگاره بر دهانه پاره‌ای از خمره‌های سفالین که مرده‌ها را در آن می‌گذاشته‌اند دیده شده است در مواردی دیگری چون جام تپه‌حسنلو، جام زرکلاردشت، گردنبند عقیق مربوط به دوره اشکانی، گردنبند زرینی مربوط به ۷ هزار سال ق م در رودبار گیلان این نگاره به چشم می‌خورد. گردونه خورشید نخست به این شکل אبوده و کم‌کم خطوط منحنی از بین رفته گاهی با خطوط شکسته ولی با زاویه‌های ۹۰ درجه ترسیم شده و شکل هندسی و ترکیب کامل یافته است. میترا، خداوند آب‌ها و دریاها نیز هست. غسل تعمید مسیحیان، ظرف آب متبرک در کلیسا، سقاخانه‌ها و حوضچه‌هائی که در مدخل مساجد و تکیه‌ها برپا می‌کردند همه از یادگارهای کیش میترا است، زیرا که در مهریشت به‌روشنی از غسل و شستشو در آئین میترا یاد شده است. آئین مسیحیت از کیش میترا متولد شد. همان‌طوری که در مهرابه‌ها چشمه‌ آب جاری بود،




مهر پرستی یا میتراییسم

 

مهر پرستی یا آیین مهر بر پایۀ پرستش ایزد ایرانی "مهر" یا "میترا " بنیاد شده بود .   مهر یا میترا  از کهن‌ترین ایزدان ایرانی و هندی است, برخی نشانه‌های پرستش او را در ایران به پیش از مهاجرت آریایی ها بر می‌‌گردانند . آریائیان هنگام ورود به ایران نیروهای طبیعت مثل خورشید و ماه و ستارگان و آتش و خاك و باد و آب را مى‌پرستیده‌اند. خدایانی را هم كه مظهر قواى طبیعت بوده‌اند «دئوه» مى‌خوانده‌اند. دربارهٔ آغاز دین مهرپرستی در ایران نمی‌توان به درستی آن را روشن ساخت ولی می‌‌دانیم که بسیار پیش از آنکه کیش زرتشتی و ودایی پدید آیند نژاد ایرانی او را با آیینی راز آمیز ستایش می‌‌کردند, آیینی که در آینده نام "عرفان اسلامی یا مسیحی" به خود گرفت . مهر پس از ظهور زرتشت یكى از ایزدان یا فرشتگان آیین مزدیسنا گردید. امروزه گروهی از پژوهشگران ایرانی توان آن را دارند که پیشینهٔ پیوستهٔ این آیین را تا به امروز در ایران نمایان سازند. پیوند میترا با خورشید برای ما روشن است و روشن است که علامت  آن را كه چلیپا می‌‌گفته‌اند سمبل خورشید بوده است  .



سرزمین غریب

 

 

ما سرزمین غریبی داریم. اگر آن را بشناسی حتما عاشقش می شوی ... چه باسواد باشی و چه كم سواد چه روشنفكر باشی چه غیر روشنفكر ... هر چه باشی، طبیعت پر شكوه و عظیم این سرزمین تو را به زانو در می آورد و با تمام وجود جنگیدن به خاطر آن را به تو می آموزد. از پی دیدن و شناختنش دیگر نمی توانی در مقابل آن بی تفاوت بمانی، دیگر نمی توانی نسبت ب‌ه آن غریبه باشی و به آن فكر نكنی، نمی توانی چمدانت را ببندی و خیلی راحت بگویی: « می روم آمریكا، می روم اروپا، می روم یك گوشه ی دنیا راحت و آسوده زندگی می كنم، می روم جایی كه كار و مزد خوب وجود دارد، می روم و خودم را خلاص می كنم»، نمی توانی زخمش را زخم خودت ندانی، دردها و غصه های مردمش را دردها و غصه های تن و روح خودت ندانی، كویر و دریا و كوه های برهنه اش را عاشقانه نگاه نكنی، در بناهای مخروبه قدیمی اش، روان جاری اجدادت را نبینی، صدای آبهای مست رودخانه هایش را همچون صدایی فرا خواننده از اعماق تاریخ حس نكنی، و نمی توانی برای بازسازی اش قد علم نكنی، پای نفشری، یكدندگی نكنی و فریاد نكشی ... نمی توانی، نمی توانی ... 

                                                    شادروان نادر ابراهیمی ابن مشغله




مطلب کوتاه  پیش رو را  از دانش نامه ای به زبان انگلیسی چکیده برگردان کرده ام. امیدوارم سودمند باشد. 

مانی زادهء سال 210(برخی منابع 216) پس از میلاد مسیح است ودر سال 276 درگذشته است. او را پایه گذار آیین مانوی می شناسند.آیین مانوی دینی گنوسی به حساب می آید. این آیین زمانی رواج داشته اما اکنون دیگر پیرو ندارد و باید بگوییم 600 سال پیش منسوخ شد. پدر و مادر مانی ایرانی بوده اند . او در آسورستان به دنیا امده است که اینک در عراق قرار دارد. این بخش در آن زمان متعلق به امپراتوری بزرگ ایران بود. پدر مانی اهل همدان و مادر او از تبار پادشاهان اشکانی بوده اما اسامی انان به زبان سریانی ضبط شده است. نوشته های اصلی مانی از میان رفته اند اما آثاری از او و یا درباره او به زبان قبطیان مصر و نیز چینی  بر جای مانده است.   

زبان که مانی به کار می برده فارسی میانه و سریانی بوده است. معروف است که او در کودکی هوش و استعدادی کم نظیر داشته است. مانی در جوانی مدتی با فرقه ای عرفانی از دین یهود زیست؛ اوسراسر عمر متاثر از ایین گنوسی بود. طبق اعتقادات انان باید از گوشت، شراب و زن  دوری گزید. در جوانی شروع به تبلیغ دینی کرد و می گفت که به او وحی شده است. مانی خود را نجات بخش و از حواریون مسیح می خواند. او همچنین خود را پیامبری می خواند که کتاب مقدس(عهد جدید) بشارتش را می داد. مانی هفت کتاب مقدس خود را به سریانی نوشت. این زبان تا پیش از حمله عربها در خاور نزدیک رواج داشت. مهمترین کتاب او "ارژنگ" نامیده می شده است. مانی که نقاشی چیره دست بوده خود کتاب را نگارگری کرده است.

 

 

 

 

در ان زمان میان دو ایین مسیحی و زرتشتی رقابت وجود داشته است. ایین مانی پیروان کمتری در مقایسه با ایین زرتشتی داشت اما توانست در بین طبقه حاکم حامیانی برای خود بیابد. با کمک انها توانست سفرهای به ترکستان، هند، سوریه ، فلسطین و مصر انجام دهد. اقامت او در هند طولانی بوده است و تعدادی تصویر مذهبی در بمبیی به او نسبت داده می شود.  گفته می شود بودیسم نیز بر اندیشه های او تاثیر گذاشته است. مانی پس از چهل سال با همراهانش به ایران باز گشت. او توانست پرویز برادر شاپور پادشاه ان زمان ایران را به ایین خود درآورد اما موبدان زرتشتی او را مرتد خواندند. مانی به زندان افتاد و پس از چند ماه در گذشت. برخی منابع می گویند او را به صلیب کشیدند و برخی از گردن زدنش روایت کرده اند.

تا چند دهه قبل انچه راجع به او می دانستیم بر پایه گفتار مخالفانش بود اما در سال 1969 کاوشهای باستان شناسان در شمال مصر دانش بیشتر و جدیدتری درباره مانی و آیین اودر اختیار پژوهشگران قرار داد.

 بزودی در نوشتاری دیگر چکیده برگردانی درباره آیین مانی و نیز باورهای گنوسی انجام می دهم(البته اگر دوستان بپسندند). ضمن انکه هنر مانوی خود می تواند موضوع گفتاری جداگانه باشد.

تا چه قبول افتد وچه در نظر آید 

با سپاس 




بحثی دربارهء صرف فعل در زبان علمی فارسی

محمد حیدری ملایری

کتاب امروز، پاییز ۱۳۵۲ خورشیدی / ۱۹۷۳ میلادی - صفحهء ۴۵ تا ۴۸

بیان مفهومهای علمی و فنی غرب به زبان پارسی همواره با مسائل فراوانی روبرو بوده است. مقالهء حاضر بحثی است دربارهء یکی از جنبه‌های این دشواریها. در اوایل قرن نوزدهم، ایرانیان با فرهنگ و تمدن اروپایی تماس بیشتری یافتند. رفتن برخی از ایرانیان به اروپا برای آموختن علوم و فنون و نیز دعوت از اروپاییان برای تعلیم در ایران، سبب آشنایی هر چه بیشتر ایرانیان با علوم و فنون نوین شد. بویژه، بعد از مشروطه، گرایش بسیار به تالیف و ترجمهء کتابهای علمی و فنی پدید آمد، و علوم نوین به حوزه‌های درسی ایران وارد شدند.

این علوم نوین مفهومهایی داشتند که در زبان فارسی بیسابقه بودند، و طبعاً فارسی می‌بایست آنها را در خود جای دهد. اشکال، تنها در نداشتن اصطلاحهای نو نبود، زیرا در انتقالهای فرهنگی، همیشه هر زبان مفهومهایی را که ندارد به هر ترتیب از چند راه فراهم می‌آورد - مثلا از وام گرفتن اصطلاحهای بیگانه، و نیز ساختن واژه‌های نو در برابر آن مفهومها. اشکال اساسی یکی این بود که زبان دری چندان تجربه‌ای برای درآوردن واژه‌های بیگانه به قاعده‌های دستوری خود نداشته است. دیگر آنکه نثر علمی فارسی در زمان تماس با فرهنگ اروپایی توانایی چندانی نداشت، و به گفتهء ملک الشعراء بهار نه عربی بود و نه پارسی، و پر بود از روابط بی‌رویه و جمله‌های بی‌سروپای. [۱]



در حالی که اهورا مزدا در بالا و روشنایی واهریمن در پایین و ظلمت ویو در مابین آنها ودر خلا حکمرانی می کند.

.tishtrya (تیشتریه یا تیشتر)ودیو خشکسالی!


تیشتر شخصیت دیگریست که با یکی از پدیده های طبیعی یعنی باران ارتباط دارد اما مفهوم دوگانگی در شخصیت این خدا وجود ندارد.

وی نیروی نیکوکاری است که در نبردی کیهانی با Apaosha (اپوشه یا اپوش) که عامل خشکسالی و تباه کنندگی زمین است در گیر می شود.تیشتر ستاره تابان و شکوهمند نخستین ستاره واصل همه آبها و سرچشمه باران و باروری است.

چهارمین ماه سال معادل ژوئیه به تیشتر اختصاص دارد.گفته اند که در دهه نخست این ماه تیشتر به صورت مردی پانزده سالهدر می آید(پانزده سالگی سن آرمانی در تفکر ایرانی بوده است. ) در دهم دوم به صورت گاوی نر ودر دهه سوم به صورت اسب.

در سرودی که به تیشتر اختصاص دارد در جنگ میان او ودیو خشکسالی او به شکل اسب زیبای سفید با گوش های زرین با اپوش که اسب سیاهی است در هم می آویزند اما اپوش نیرومند تر بوده و پیروز می شود تیشتر با غم و اندوه به سوی اهورا مزدا آمده و علت ناتوانی خود را عدم شایستگی نیایش ها و قربانی های مردم بیان می کند!!!!!!
آنگاه هور مزد خود برای اوقربانی می کند تا نیروی 10اسب،10شتر،10گاو نر،10کوه و 10رود در او دمیده شود.
این بار او پیروز می شود و آب می تواند بی مانع در مزارع و چراگاهها جاری شود.****اما حیفم اومد واقعیت اسطوره ای قرآن رو در این باره نگم (آیا ندیدی که خداومند ابرهایی را به آرامی می راند وپس میان آنها پیوند می دهد . بعد متراکم می کند .در این حال دانه های باران را می بینی که از لابه لای آن خارج می شود واز کوههایی که در آسمان است دانه های تگرگ را نازل می کند وهر کس را بخواهد به آن زیان می رساند و از هر که بخواهد این زیان را برطرف می کندونزدیک است برق آن چشمها را ببرد!))3




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

دریافت کد رتبه جهانی سایت و وبلاگ