منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیتنامه شهدا
وصیت شهدا
نويسندگان
درباره

بـا تـوگـويـم ميهنــم ايـن بـار هـم گـل مـی کنـم آسمـانـت را پُـلِ پـروازِ سُنبـل مـی کنـم در سـرِ پيـری جـوان مـی گـردمـی همچـون بهـار کـوچـه بـاغـت را پـر از آواز بلبـل مـی کنـم جـاودانـه ميهنـم اين بـار هـم مـی سـازمـت چون درفـش کـاويـان هر جای می افرازمت همچـو رستـم می کَـنم ديـو پليـدی را ز جـای چـون فـريـدون شـوکـت ديـريـنه می پـردازمت با تـو مـام ميهنـم ديـرينه پيمـان می کنـم گـر که ايـرانـم نبـاشـد، تـرک ايـن جـان می کنم همچـو آرش بر پَـرِ البـرز جـان بـر کَـف بـه پـای کوهسـاران را پُـر از آواز ايــران می کنم بـا تـو گـويـم ميهنـم اين بـار هـم گـل می کنم با تـو گـويـم ميهنم ايـن بـار هـم گـل مـی کنـم
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ایران جاویدان

مِهرپرستی یا آیین مهر یا میترائیسم، آیینی رازآمیز بود که بر پایه پرستش مهر (میترا) ایزد ایران باستان و خدای خورشید، عدالت، پیمان و جنگ، در دوران پیش از آیین زرتشت بنیان نهاده شد. این آیین بعدها دگرگون شده و به سرزمینهای امپراطوری روم برده شد و در طول سده‌های دوم و سوم پس از میلاد، در تمام نواحی تحت فرمانروایی روم، در سرزمین اصلی اروپا، شمال آفریقا و بریتانیا برپا بود. گرچه پس از پذیرفتن آیین مسیحیت توسط امپراطور کنستانتین در اوایل سده چهارم میلادی، این دین محو شد، اما تاثیری به‌سزا بر ادیانی چون مسیحیت بر جای گذاشت

تاریخچه مهر پرستی

پیش از زرتشت

پیش از زرتشت پیامبر باستانی ایران (دست کم ۶ قرن پیش از میلاد)، ایرانیان دینی چندایزدی داشتند و مهر یا میترا گرانقدرترین ایزد آنان محسوب می‌شد. او خدای پیمان و تعهد و سرسپردگی متقابل بود. در لوحی به خط میخی متعلق به پانزده قرن پیش از میلاد که شامل پیمان‌نامه‌ای بین هیتی‌ها و میتانی‌ها می‌باشد، به میترا سوگند یاد شده‌است.



با شکست و مرگ اردوان پنجم ، آخرين شاهنشاه اشکاني، در نبرد با اردشير بابکان، سلسله اشکاني انقراض يافت و آفتاب دولت ساساني پديدار شد. آفتاب دولتي که برابر نظر کاوشگران و پژوهندگان نامدار تاريخ چون پرفسور آرتور کريستين سن، نگارنده کتاب ارزشمند ايران در زمان ساسانيان، عهد بزرگ تمدن ادبي و فلسفي ايران باستان در دوران حکومت پادشاهان آن آغاز شد.
در روزگار ساسانيان چنانکه از اسناد و منابع تاريخي بر مي آيد با توجه به اوضاع طبقاتي، تعليم و تربيت به تقريب مختص و ويژه خانواده هاي نجبا و اشراف بوده و مردم عادي بهرهاي از آن نمي يافتند. با اين وجود، به دليل رشد ديوانسالاري و قدرت يابي هرچه بيشتر حکومت مرکزي و افزايش ارتباطات و... نسبت به روزگاران پيشين نياز بيشتري به دبيران، کارگزاران دولتي و ماموران مالياتي احساس شد، در نتيجه تعليم و تربيت و به تبع آن دانش و دانش پژوهي تا اندازه اي گسترده تر گرديد، ظاهرا نياز به تعليم يافتگان چنان احساس مي شد که شمار بسيار معدودي از طبقات غيراشرافي و متوسط جامعه نيز اجازه يافته بودند از سواد و تعليم و تربيت مختصري برخوردار شوند.
در دوران فرمانروايي شاهنشاهان ساساني، به سبب پيدايش مذاهبي نوين چون مانوي و مزدکي و همچنين ظهور و گسترش آيين بودا و دين مسيح و همچنين مسائل جديد اقتصادي و سياسي، بحث درباره فلسفه، فلسفه دين، علوم اجتماعي و حکومتي و غيره بيش از پيش معمول گرديد.  بنا برآنچه که در تاريخ نوشتهها آمده است برخي پادشاهان ساساني بدين گونه مسائل علاقه داشته و در مباحثي اين چنين شخصا شرکت مي جستند. انوشيروان دادگر از جمله اين پادشاهان بوده است. برخي تاريخ نگاران اذعان داشته اند که او به فلسفه به ويژه تعاليم ارسطو و افلاطون علاقهاي تام داشت و ظاهرا جمع بين اين دو حکيم در نزد او حاکي از تمايلات نوافلاطوني بوده است.
حکومت ساساني همچنين با توجه به رسميت بخشيدن به آيين زرتشت و تکيه بر آن به جهت تمرکز قدرت، ضرورت وجود دستگاه هاي آموزشي ديني را احساس نمود، در نتيجه، آموزشگاه هاي مذهبي که به طور معمول در آتشگاه ها بودند فزوني يافت.



این نوشتار برگرفته از مقدمه ی کتاب «دین مهر در جهان باستان» است که گزارشی است از دومین کنگره ی جهانی مطالعات مهرشناسی که از یکم تا هشتم سپتامبر 1975 (دهم تا هفدهم شهریور 1354) در تهران برگزار شد و مجموعه ی مقالات بیش از 36 پژوهنده که در این کنگره به سخنرانی پرداخته بودند در کتابی با عنوان «Etudes Mithriaques» در سال 1978 از سوی «انتشارات کتابخانه ی پهلوی» در تهران - لی یژ انتشار یافت. این کتاب جلد هفدهم از مجموعه ی «آکتا ایرانیکا» است.



دوچارتاقی قصرشیرین و خیرآباد نمونه‌هایی دیگر از بناهای تقویمی ایران هستند که تاکنون در باره کارکردهای گاه‌سنجی آنان گزارشی ننوشته بودم. این دو اثر از سازوکار ویژ‌ه‌ای برخوردارند که در دیگر چارتاقی‌های ایران دیده نشده است.

چارتاقی قصرشیرین در مجاورت شمال شهر مرزی قصرشیرین در استان کرمانشاه و در میان محوطه‌ و بازماندهای بناهایی باستانی که به عصر ساسانی منسوب می‌باشد، واقع شده است. اما چارتاقی خیرآباد در نزدیکی شهرستان بهبهان قرار دارد و برای رسیدن با این بنا می‌باید حدود ۲۵ کیلومتر در راه بهبهان به دوگنبدان (گچساران) پیش رفت و آنگاه به راهی فرعی در سمت چپ جاده پیچید که بسوی روستای خیرآباد علیا می‌رود. پس از پشت سر نهادن حدود ۱۰ کیلومتر از این راه، چارتاقی در کنار چپ جاده دیده می‌شود و رودخانه بسیار زلال و خروشان خیرآباد به همراه بازمانده‌های پلی باستانی، در مجاورت آن قرار دارند.

چارتاقی قصرشیرین، بزرگترین چارتاقی‌ ایران و طول هر ضلع آن ۲۵ متر است. در نتیجه سطح زیر بنای آن بالغ بر ۶۰۰ متر مربع می‌شود. اما اندازه‌های چارتاقی خیرآباد اندکی کوچکتر از چارتاقی نیاسر و طول هر ضلع آن ۱۱ متر و مساحت قاعده آن حدود ۱۲۰ متر مربع است. گنبد این بنا فروریخته اما تمامی پایه‌های چهارگانه آن برجای هستند و تنها آسیب‌دیدگی‌هایی در بدنه آن دیده می‌شود که تا اندازه‌ای مرمت شده‌اند. اما چارتاقی قصرشیرین بر اثر حملات هوایی و توپخانه عراق در زمان جنگ ویرانگر و بی‌حاصل هشت‌ساله، تقریباّ بطور کامل منهدم شد و اکنون بازسازی آن در دست انجام است.

همانگونه که گفته شد، چارتاقی قصرشیرین در میان بازمانده‌های دیگری از آثار باستانی عصر ساسانی قرار دارد و حتی آثار دیوارها و بناهای فروریخته دیگری در میانه آن دیده می‌شود. به این ترتیب به نظر می‌رسد که کارکرد تقویمی این بنا، ویژگی انحصاری آن نبوده و بی‌گمان از این بنا برای کاربری‌های دیگری هم استفاده می‌شده است. اما چارتاقی خیرآباد، بنای منفردی است که به هیچ شهر یا روستایی نزدیک نیست و درست در امتداد پل باستانی خیرآباد که دو سوی دره بزرگ و عمیق رود را به یکدیگر متصل می‌کرده است، قرار دارد.

 

چارتاقی خیرآباد بهبهان

 

 

 

چارتاقی خیرآباد، بهبهان

 

 

 

قصر شیرین

 

 

 

چارتاقی قصرشیرین

 

 

ویژگی‌های گاه‌سنجی و تقویمی طراحی شده برای این دو تقویم آفتابی بسیار جالب و استثنایی هستند. محور اصلی چارتاقی قصرشیرین همانگونه که در نقشه دیده می‌شود، در امتداد نقطه طلوع خورشید به هنگام اعتدالین (آغاز بهار و پاییز) است و پرتوهای خورشید بامدادی در آغاز این دو فصل در راستای دو درگاه یا تاق شرقی- غربی می‌تابند. اما پرتوهای خورشید بامدادی در آغاز تابستان و آغاز زمستان (شب چله یا یلدا) در روزنه‌های باریکی که در همان درگاه شرقی بنا و بر اثر تغییر میل خورشید به وجود آمده است، تشکیل می‌شوند. بجز این خط‌دیدهای دیگری برای تشخیص آغاز ماه‌های شهریور و اسفند در این بنا وجود دارند.

از سوی دیگر، طراحی تقویمی چارتاقی خیرآباد با بنای پیشین و همچنین با تمامی چارتاقی‌های ایران متفاوت است و محور اصلی آن رو به جایگاه طلوع خورشید در انقلاب زمستانی دارد. در نتیجه پرتوهای خورشید بامدادی در آغاز فصل زمستان در امتداد محور بنا می‌تابند و امتداد خطوط همگی سایه‌ها در بیرون و درون بنا با یکدیگر موازی هستند. برای تشخیص اعتدالین (آغاز بهار و پاییز) و نیز انقلاب تابستانی، خط‌دیدهای سه‌گانه‌ای طراحی و بکار بسته شده است که نمونه آنرا تنها در همین بنا دیده‌ام. بطوریکه فرارسیدن بهار، تابستان و پاییز را می‌توان همانگونه که در نقشه دیده می‌شود، از سه خط دید توأمان و جداگانه در این چارتاقی نظاره کرد.



تاريخ كشتي سازي و دريانوردي نشان مي دهد كه در آستانه پاييز (اواخر سپتامبر) سال 442 پيش از ميلاد، اردشير يكم (به نوشته رخداد‌نگاران يونان باستان: اردشير درازدست) شاه وقت ايران از دودمان هخامنشيان اعتبار لازم براي ساختن كشتي دو ـ بادبانه را از خزانه دولت در اختيار كشتي سازان فنيقي (سوري ـ لبناني) قرارداد تا در كارگاههاي كشتي سازي (شيپ يارد) بندر صور (تير) چنين كشتي هايي را بسازند.
 اردشير اين تصميم را هنگامي گرفت كه آگاهي يافت مهاجران يوناني مقيم جنوب ايتاليا سال 450 پيش از ميلاد، اين نوع كشتي را اختراع كرده بودند،كشتي‌اي كه نياز به پاروزن نداشت و در خلاف وزش باد مي توانست حركت كند، زيرا كه بادبان (Mast) بزرگ‌تر باد را مي‌گرفت و با فشار زياد به بادبان كوچك‌تر پس مي‌فرستاد و كشتي در خلاف جهت باد حركت مي‌كرد. چهار سال طول كشيد تا فنيقي ها (در آن زمان از اتباع ايران) كشتي دو ـ بادبانه براي ايران ساختند.
 اين كشتي‌ها در فاصله زماني ميان صلح ايران با اتحاديه يوناني‌ها و آغاز جنگ پلوپونز (جنگ داخلي يوناني ها) آماده شدند كه دولت ايران تعدادي از آنها را در اختيار اسپارت قرار داد تا آتني ها را بشكند و با اين مداخله، مورخان يوناني در تاليفات خود ايران را «امپرياليست» لقب دادند كه اين اصطلاح از همان زمان باقي مانده و دولت‌هاي برتري جو و مداخله گر با آن صفت خطاب مي‌شوند





باید بیان داشت که این حرکت اقدام شایسته و درخور تحسینی است که به رغم انتقاداتی که به عملکرد سازمان میراث فرهنگی هست، نباید آن را از نظر دور داشت...نقش برجسته‌اي از تخت جمشيد در حراج کريستي لندن به قيمت يک ميليون و صد و هشتاد هزار و دويست و هشتاد و چهار دلار به فروش رفت، ایران شکایت کرد اما بهانه اصلي دادگاه اين بود که چرا دولت وقت ايران در اکتبر 1974 که «دنيس برند» نقش برجسته را در يک حراجي نيويورک خريده بود، هيچ واکنشي از خود نشان نداده است؟!

انتشار خبر یافتن بقایای سربازان ایرانی دوره پادشاهی کمبوجیه و واکنش امیدوار کننده رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، این بارقه امید را ایجاد کرد که موضوع حفظ و بازیابی آثار هویتی ایرانیان به ویژه در حوزه آثار باستانی و نمادهای فرهنگی با جدیت بیشتری از سوی دستگاه‌های متولی امر پیگیری شود.



 

آیین مهر

 

 

 

 

 

 الف) تأثیر بر فرهنگ خاص ایرانی

 

 

اردشیر دوم برای اولین بار علا وه بر اهورامزدا از آناهیتا و میترا در کتیبهٔ خود نام برده. نام میترا قبل از او میشا بوده است. مهریشت نام با گیابادیش یا بغ خدا را به او می دهد.

 

 

1- شب یلدا: یلدا واژه ای سریانی به معنای تولد است. یلدا شب آخر پاییز و روز زایش مهر و خورشید است. در آیین زرتشت اهورامزدا مهر را در مقام عالی ترین ایزد معنوی خلق کرد.[23] از این روز روشنایی بیشتر می شود و بر تاریکی غلبه می یابد. مهری ها این روز را به همین مناسبت جشن می گرفتند. شب یلدا امروزه هم در فرهنگ ایرانی هست. در این جشن از میان میوه ها انار و از میان سبزی ها هندوانه بیشتر استفاده می شود زیرا مهری ها به رنگ سرخ دلبستگی زیاد داشتند و سرخی بامداد پیش از برآمدن آفتاب را مظهر جلوه ایزد مهر می دانستند.[24]

 

 

2- زورخانه: زورخانه ریشه در دوران اشکانیان و آیین مهری دارد زیرا نوع معماری آن بسیار شبیه به معابد مهری است. درِ زورخانه کوتاه تر از قامت مردان است تا مردان هنگام ورود سر فرود آورند[25] و در واقع نوعی شکست غرور و ایجاد فروتنی است. زورخانه ها را به تقلید از معابد مهر در زیرزمین ساخته اند. در زورخانه ها اجاقی هست که یادآور آتشدان های معابد مهری است و از آن برای تهیهٔ نوشیدنی گرم استفاده می شود. در این مکان ها تصاویری از رستم [26] و رشادت های وی نقشی بسته که یادآور تصاویر میترا و نمایش کشتن گاو به دست اوست. در زورخانه ها هم زنان حق ورود ندارند و تنها کسانی حق تشرف دارند که به سن بلوغ رسیده باشند. در زورخانه هفت مرتبه هست که عبارت اند از پیش خیز، نوچه، صاحب تاج، صاحب رنگ، پیش کسوت، مرشد و کهنه سوار که پیش خیز و نوچه مقام نوآموز مهری را دارند و حق تقدم با پیش کسوت هاست. گذاشتن تاج فقر بر سر کسی که به مقام استادی می رسد یادآور گذاشتن تاج میترا بر سر مشرف در آیین مهر و داشتن قمه و چاقو به همراه پهلوان زورخانه یادآور دشنه ای است که میترا همواره با خود دارد.[27] وجود زنگ در زورخانه برای آگاهی از ورود پهلوانان بزرگ و احترام به آنها هم یادآور زنگ در معابد مهری برای پرده برداری از مجسمه میتراست. زورخانه را تا قبل از دورهٔ صفویه به یاد نیایشگاه مهریان عبادتخانه می گفتند.[28]

 

 

3- اصطلاحات: در زبان فارسی، اصطلاحاتی رایج است که ریشه ای دیرینه دارند و می توان گفت که نمودهایی از آیین مهرند. برخی از این اصطلاحات عبارت اند از:

 

 

3-1/ یار غار؛ از آنجایی که مهریان برای نیایش در غار جمع می شدند یکدیگر را یار غار می خواندند. این اصطلاح امروزه کنایه از یار و دوست وفادار است.[29]

 

 

3-2/ شیرمرد و شیرزن؛ شیر یکی از مراحل هفت گانهٔ تشرف در آیین مهری است. در این مرحله، که اولین مرحلهٔ معنوی است، رهرو آزمایش های بدنی متعددی را پشت سر می گذارد و ثابت می کند که توانایی ادامهٔ کار را دارد لذا از این اصطلاح امروزه برای نشان دادن دلاوری های یک شخص استفاده می شود.

 

 

3-3/ قسم به سوی چراغ؛ این اصطلاح در میان مردم بیانگر سوگند راست است و ریشه در روشن کردن شمع در معابد مهری دارد و یادآور هم پیمانی با مهر است.[30]

 

 

3-4/ قسم به پیر؛ امروزه رایج است که برای باور کردن حرف کسی وی به پیر و پیغمبر قسم یاد می کند که پیر یادآور آخرین مرحلهٔ آیین مهری و بالاترین فرد در این آیین است.

 

 

3-5/ قسم به مو؛ امروزه که به موی سپید شخص پیر و باتجربه قسم یاد می کنند که این هم ریشه در مرحلهٔ پیر آیین مهری دارد.

 

 

3-6/ مستی و راستی؛ مهری ها مردمی می خواره بودند و در معابدشان مقادیر زیادی شراب بود زیرا گذشته از اینکه معتقد بودند شراب یک نوشیدنی معنوی است و هر کس در آخرت باید آن را با خود داشته باشد بر این باور بودند شخصی که وارد معبد مهری می شود باید با مهر رو راست باشد زیرا مهر نماد حقیقت است لذا مقدار زیادی مِی خوردند تا چهرهٔ واقعی خود را نمایان سازند.[31]

 

 

3-7/ نقاب از چهره برداشتن؛ همان گونه که قبلاً یادم کردم ورود به هر مرحله در آیین مهر لباس و نقاب خاص خود را داشت. امروزه از این اصطلاح برای کسانی که تظاهر به راستی می کنند و در اصل ریاکارند استفاده می شود.

 

 

3-8/ تاج سر؛ در مرحله سرباز در مراسمی تاجی بر سر تک تک مشرفان می گذارند که بیانگر این است که میترا تاج سر آنهاست. امروزه از این اصطلاح برای نشان دادن اطاعت و فرمان برداری از شخص معمولاً محترم و دارای مقام عالی استفاده می شود.

 

 

3-9/ خاک پا؛ در مرحلهٔ اول و تشرف نوآموز باید به خاک بیفتد و به شکم روی زمین دراز بکشد و تا نزد پیر سینه خیز بخزد. امروزه وقتی کسی به دیگری می گوید خاک پایت هستم به معنی نوکر بودن و تازه کار بودن در برابر اوست.

 

 

3-10/ سحرخیز باش تا کامروا باشی؛ مهریان صبح زود از خواب بیدار می شوند و به تمرینات بدنی می پرداختند. این رسم در زورخانه و بین مرشدان و پهلوانان هم وارد شده است.

 

 

3-11/ مهر ورزیدن؛ با توجه به اینکه در آیین مهر پرورش و ورزش تن شرط پرورش روان است لذا مهر و محبت نیز با مصدر ورزیدن تعبیر شده است.

 

 

3-12/ مهر کسی به دل نشستن؛ از آنجا که هدف غایی در آیین مهر وصل به مهر و پرتو خورشید است لذا این هدف زمانی تحقق می یابد که دل به مهر وصل شود. مهر کسی به دل نشستن به معنی وصل و علاقه به شخص خاص است.

 

 

3-13. مهر سکوت بر لب نهادن؛ در مرحلهٔ کلاغ دهان نوآموز را می بستند و مهر خاموشی که نشانهٔ رازداری و هشداری است بر لب او می نهادند.[32]

 

 

3-14/ باز بودن سفره؛ گفتیم در معابد مهری همیشه سفره ای باز و غذای اصلی هم نان و شراب و ماهی بود. اصطلاح سفره ما همیشه باز است ریشه در آیین مهر دارد. همچنین است اصطلاح برکت سفره.

 

 

4- ذخیرهٔ واژگانی: در ذخیرهٔ واژگانی زبان فارسی واژه هایی هست که به راحتی می توان در آنها رد پای آیین مهر را دید. مهم ترین آنها عبارت اند از:

 

 

4-1/برخی از اسامی مانند:

 

 

در پسرها: مهران، مهرداد، مهرتاش، مهرپویا، مهرزاد، مهرنیا، مهروز، مهرشاد.

 

 

در دخترها: مهرتاج، مهرانگیز، مهربانو، مهری، مهرشید، مهرنوش، میترا.

 

 

همچنین برخی از اسامی که به صورت نام خانوادگی در آمده اند از قبیل مهرنیا و مهرنژاد که حاکی از مهری بودن نیا و نژاد است و پیرنیا که ریشه در مرحله پیر آیین مهر دارد.

 

 

4-2/ واژهٔ مهربان؛ از آنجا که یکی از نمودهای ایزد بغ مهر محبت است یعنی وی مظهر دوستی و محبت محسوب می شود این واژه همچنان در مورد به افراد خوش برخورد به کار می رود ولی از لحاظ ریشه یابی می توان آن را نگه دارندهٔ آیین مهر دانست.

 

 

4-3/ مغ؛ ریشه در واژهٔ سانسکریت مگهیه دارد که به معنی داد و دهش است. در واقع، همان گونه که گفته شد در معابد مهری همواره سفره ای گسترده بود و مراسم اعانه و کمک به فقرا به صورت صدقه و صندوق از همین معابد ریشه گرفته است. این واژه بعدها به صورت مگ و موبد درآمد. در اروپا واژهٔ مجیک[33]به معنی جادوگر ریشه در همین واژه دارد که بیشتر به خاطر پررمز و راز بودن آیین مغان مهری و مراحل سخت و ریاضت کشیدن های آن است. واژهٔ مجوس نیز که بعدها اعراب در مورد زرتشتیان به کار بردند ریشه در همین واژه دارد.

 

 

4-4. واژهٔ قربانی؛ پیش از زرتشت کارگزاران آداب و مناسک دین کوی ها، کرپن ها و اوسیج ها بودند.[34] زرتشت به دست یکی از همین کرپن ها کشته شد. او بارها با عملکرد آنان مخالفت کرده بود. کرپن ها از پیشوایان دینی مذهب دیو یسنا یا دیوپرستان بودند و کارشان به جا آوردن آداب قربانی و فدیه بود.[35] واژهٔ قربانی خود به معنی آن چیزی است که در راه نزدیکی به خدا تصدق کنند.[36] با توجه به اینکه واژه های متعددی از زبان فارسی به عربی رفته اند و معرب شده است و با در نظر گرفتن نزدیکی بار معنایی دو واژه کرپن و قربان لذا واژهٔ قربانی بایست از واژهٔ کرپن فارسی گرفته شده باشد.

 

 

5- گلریزان: مراسمی است که در طی آن برای کمک به امری و به ویژه فقرا اعانه جمع می شود. این مراسم ریشه در کمک و همیاری به فقرا در آیین مهری دارد.

 

 

6- زیارتگاه های زرتشتیان: در برخی از نیایشگاه های زرتشتی آتش نیایشگاه همیشه روشن نیست بلکه هنگام زیارت روشن می شود. این نوع از نیایشگاه ها را پیر می گویند. تعداد پیرها در یزد و کرمان زیاد است و مهم ترین آنها پیر چکچکو و پیر هریشت است که[37] یادآور مرحلهٔ پیر مهری است. رفتن به پیر برای زیارت را به پابوس پیر رفتن[38] می گویند. امروزه از این اصطلاح برای زیارت امام زاده ها استفاده می شود و نیز می گویند که پیر مراد می دهد و می طلبد که آن هم امروزه در مورد امام زاده ها به کار می رود. آتشکدهٔ کرمان هم در مهر نام دارد [39] که در واقع به معنی دروازهٔ مهر است. سه آتش آذر فرنبغ (ویژهٔ موبدان)، آذر گشنسپ (ویژهٔ جنگآوران)، آذربرزین مهر (ویژهٔ کشاورزان) بوده، این آتش سومی هرگز با دو آتش دیگر در یک سطح نبوده و دهقانان هرگز دارای نفوذ واقعی نبوده اند و برزین مهر خود به معنی مهر درخشنده است. این آتشکده بر فراز کوه ریوند در شمال غربی وهشاپور در خراسان بوده است.

 

 

7- متون کهن: در متون کهن زرتشتی از ایزد مهر یاد شده که خود بیانگر خصوصیات این ایزد و نقش آن در آیین زرتشت است که البته ریشه در آیین کهن تر دارند. مهم ترین متونی که از ایزد مهر صحبت کرده اند عبارت اند از:

 

 

7-1/ اوستا؛ در اوستا، مهر یشت، که درمورد ستایش ایزد مهر است، 35 کرده و146 بند دارد و طولانی ترین یشت اوستاست. این مطلب نشانگر اهمیتی است که در اوستا از میان یشت ها به مهر داده شده و یادآور احترام عمیقی است که ریشه در آیین مهر داشته است.

 

 

7-2/ ماتیکان سی روز؛ شامل 1150 کلمه. رساله ای است در مورد سی روزه زرتشتی و اینکه در هر کدام از آن روزها انجام کاری خوب و شایسته است.

 

 

7-3/ ستایش سی روزه؛ در 5260 واژه دربارهٔ ستایش هر کدام از سی روز ماه که قسمت شانزدهم در مورد روز مهر است.

 

 

7-4/ گرز ایزد مهر؛ به نظر می رسد تنها قطعهٔ مستقلی است که در مورد مهر باقی مانده است. البته، این قطعه به صورت غیر مستقل در روایات داراب هرمزد یار آمده است. قطعهٔ کوچکی است در بیان اینکه ایزد مهر هر روز سه بار گرز خود را بر سر دیوان می کوبد تا روان های مردم را نیالایند.[40]

 

 

7-5/ ارداویراف نامه؛ سفر موبدی است به نام ارداویراف در طی هفت روز در خواب به دوزخ و برزخ و بهشت است در 8800 واژه. کمدی الهی دانته، که بعدها نوشته شد، بسیار به آن شبیه است. در ارداویراف نامه سه ایزد مهر، سروش و رشن سه داور پل چینود هستند. مهر که میانجی بین روشنایی و تاریکی و یا بهشت و دوزخ است نقش اصلی را در سنجش اعمال دارد و ترازویی دارد که با آن اعمال انسان ها را می سنجد.

 

 

8- مهر و ترازو: در میان بروج فلکی، میزان به معنای ترازو هفتمین برج و مطابق ماه مهر فارسی است. این مطلب ریشه در ترازوداری مهر در پل چینود دارد. شاید هم نماد داد و عدالت که ترازو است خود ریشه در دادگری و عدل مهر داشته باشد.

 

 

9- آداب و رسوم: در میان مردم ایران، به ویژه در شهرستان ها مراسم گوناگونی هست که مردم شناسان و پژوهش گران ریشهٔ برخی از آنها را در آیین مهر دانسته اند.

 

 

مراسم پیر شالیار در کردستان، مراسم قربانی برای بارش باران در هرمزگان، مراسم سویی فاران یا طلب باران در ترکمن صحرا، جشن حال در زنجان، جشن قوچ اندازون در کرمان و نیز رقص ها و آوازهای محلی نظیر رقص های کردی و لری با توجه به وجود مراسم آوازهای محلی در معابد مهری از جملهٔ این آداب و رسوم اند.[41]

 

 

10- تقدس عدد هفت: در ایران باستان، عدد هفت مقدس بود. در آیین مهری، مراحل تشرف هفت مرحله است. این تقدس از آیین مهر به آیین زرتشت راه یافته است. چنان که در ایران باستان هفت آتشگاه بزرگ و نیز هفت اقلیم و هفت آسمان بود. رستم پهلوان نامیِ ایران باستان، از هفت خان گذشت[42] که یادآور هفت مرحلهٔ مهری است. لزوم هفت مرحله بودن را عطار در گذر از هفت شهر عشق[43]در منظومهٔ منطق الطیر خود آورده است. همچنین امشاسپندان که نزدیک ترین کسان به اهورامزدا هستند، هفت عددند.

 

 

میترا علاوه بر اینکه داور اصلی است، مشاور اورمزد در نابودی و پلیدی نیز هست و مسئول رستاخیز و قربانی گاو در روز آتش است. چهار مرحلهٔ آخر مهری معادل چهار مرحلهٔ زرتشتی است به این صورت: اندیشهٔ نیک (ستاره)، گفتار نیک (ماه)، کردار نیک (خورشید)، روشنایی بی کران (پیر).


پی نوشت

 

 

23- همان، ص55.

 

 

24- همان، ص131.

 

 

25- اسفندیار درکه، تاریخ و فرهنگ زورخانه (تهران: مؤسسهٔ کتاب همراه،1377)، ص67.

 

 

26- رستم که نامی ترین پهلوان شاهنامه است خود از کیش زرتشتی نبوده و نام وی در میان شاهان کیانی و پیشدادی اوستا نیامده بنابراین وی دارای آیین مهر بوده و همو بوده که اسفندیار پیرو آیین مزدیسنا را کشت. (پورداوود، آناهیتا، ص104).

 

 

27- رستم پور، همان، ص133.

 

 

28- احمد حامی، بغ مهر (بی جا: بی نا،1355 )، ص18.

 

 

29- لقب ابوبکر خلیفهٔ اول مسلمین هم یار غار بوده. اصحاب کهف نیز به معنی یاران غار است.

 

 

30- رستم پور، همان، ص135.

 

 

31- همانجا.

 

 

32- همان، ص114.

 

 

33- دوست خواه، همان، ص1055.Magic

 

34- ولتر بروتوهتینگ، تاریخ و فرهنگ ایران: زردشت سیاستمدار یا جادوگر، ترجمهٔ کامران فانی با مقدمه فتح الله مجتبایی (بی جا: پرواز،1379)، ص31.

 

 

35- احسان یارشاطر، داستان های ایران باستان مبتنی بر آثار اوستایی (تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب،1351).

 

 

36- حسن عمید، فرهنگ فارسی عمید، ج2.، ذیل ‹‹قربان».

 

 

37- کتایون مزادپور، زرتشتیان (تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی،1382)، ص106.

 

 

38- همان، ص107.

 

 

39- همان، ص105.

 

 

40- بررسی دست نویس29، ص263.

 

 

41- حسن زنده دل و دستیاران، آشنایی با استان های ایران، مجموعه راهنمای ایرانگردی (بی جا: کاروان جهانگردان و ایرانگردان،1379).

 

 

42- امیر عطایی،آناهید، ‹‹بنیادهای عرفان ایرانی››، س1، پیش شماره (تیر1382 )، ص42.

 

 

43- همانجا.

 

 




در بيشتر مراسم و آدابي كه از ازمنه گذشته در اين كشور انجام مي‌گرفته، آهنگ جزيي لاينفك، از آن مراسم محسوب مي‌شده است. چه در هنگام كار و كوشش نظير كشاورزي و دامداري و چه در زمان جنگ و پيكار و جشن و سرور و بالاخره در ميدانگاه كشتي كه موسيقي و سازهاي مربوط به آن نقشي اساسي در رويارويي با دو كشتي‌گير، يا چند حريف ق‍َد‌َر را ايفا مي‌كرد. كشتي يكي از ورزش هاي بازمانده از گذشته‌هاي دور مي‌باشد كه، در حقيقت، ورزش ملي اين سرزمين محسوب مي‌شود.


در شمال ايران به علت كثرت كشتي آنها را نام هاي گوناگوني ياد مي‌كنند كه فقط در نحوه اجراي آن اندكي اختلاف بوده، ولي در اصل از يك قانون، همراه با آداب آن پيروي مي‌شود. چنان چه نواختن آهنگ با سازهايي كه در بيشتر مناطق، تقريباً به هم شبيه است حال و هوايي به اين رسم پارينه مي‌دهد.



در کیش کهن میترائیسم (آیین میترا یا مهر پرستی)اسطوره ای به این شرح وجود دارد:
......میترا پس از صرف شام مقدس با پیروان خود به آسمان صعود میکند.وسیله صعود ,گردونه چهار اسبه اوست.در نقاشی های یافته شده دو ایزد به نامهای سُل و هلیوس گردونه را می رانند.میترا در آسمان نیز از یاری به مردمان و آنانی که مومن به کیش باشند خودداری نمیکند.ارواح پیروان را برای گذراندن از هفت طبقه آسمان راهنمائی می کند تا به طبقه هشتم که جایگاه نور و آرامش مطلق است برسند.البته این موضوع کنایه ای است از اینکه افراد بایستی طی مراحل هفت گانه تزکیه و تصفیه روح از دلبستگی ها آزاد شوند تا با سبکباری به مر حله و درجه ای دیگر برستد و پس از طی هفت مرحله به نور مطلق و کمال دست یابند.درباره ترتیب هفت درجه یا هفت مقام در میان محققان جز در یک مورد ,اختلافی وجود ندارد و آن درباره مقام دوم است که شرحش در ذیل خواهد آمد.




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

دریافت کد رتبه جهانی سایت و وبلاگ