منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیتنامه شهدا
وصیت شهدا
نويسندگان
درباره

بـا تـوگـويـم ميهنــم ايـن بـار هـم گـل مـی کنـم آسمـانـت را پُـلِ پـروازِ سُنبـل مـی کنـم در سـرِ پيـری جـوان مـی گـردمـی همچـون بهـار کـوچـه بـاغـت را پـر از آواز بلبـل مـی کنـم جـاودانـه ميهنـم اين بـار هـم مـی سـازمـت چون درفـش کـاويـان هر جای می افرازمت همچـو رستـم می کَـنم ديـو پليـدی را ز جـای چـون فـريـدون شـوکـت ديـريـنه می پـردازمت با تـو مـام ميهنـم ديـرينه پيمـان می کنـم گـر که ايـرانـم نبـاشـد، تـرک ايـن جـان می کنم همچـو آرش بر پَـرِ البـرز جـان بـر کَـف بـه پـای کوهسـاران را پُـر از آواز ايــران می کنم بـا تـو گـويـم ميهنـم اين بـار هـم گـل می کنم با تـو گـويـم ميهنم ايـن بـار هـم گـل مـی کنـم
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ایران جاویدان

ویژگی های آیین میترا

آیین میترا، آیین مردمی و آزادگی بود و در شرف آن آیین همین بس که اسلام، آن را و پیروانش را همچون سه آیین آزاد، که یهود، نصاری و مجوس بود، آزادی بخشید، چرا که به بسیاری شیوه و روش، با اسلام مشابهت داشت همچون : آزادی فکر، آزادی انتخاب، پاکی و طهارت، راستی و امانت، و هم این که پیروان آن، در نیوشیدن هرگونه عقیدتی آزاد بودند و هر قولی و نظری را که با دلیل عقل، پسندیده بود و از آن هرکس و هر ملتی که می بود، می پذیرفتند. پیروان میترایی، سرآمد پیروان آیین های سلف خود بودند.

 

منبع : مهر و آتش

انتشارات سوره مهر چاپ سال 81

تألیف : مهرداد اوستا

 



تأثیر آیین‌های کهن ایرانی بر آیین زرتشت به آیین‌ها و عقاید اقوام ایرانی‌تبار و اقوام بومی فلات ایران در عصر مقدّم بر زرتشت و چگونگی تأثیرگذاری این آیین‌ها بر نوآوری دینی آیین زرتشت، می‌پردازد. برای شناخت دین در ایران باستان می‌توان به دو منبع اوستا و سنگ‌نبشته‌های هخامنشی استناد کرد.[۱] در اوستا چندین‌بار واژهٔ ائیریه به معنی آریایی تکرار شده‌است. ائیریه شکل باستانی ثبت شدهٔ واژهٔ آریاست که برای اشاره به مجموعهٔ اقوام ایرانی‌تبار و هندیان به‌کار می‌رود.[۲]

دین کهن اقوام ایرانی‌تبار برگرفته از عقاید کهن‌تر آریایی‌هاست که در آن عوامل طبیعی و روان مردگان اهمیت بسزایی داشتند. در طی تکامل این عقاید، هر یک از اجزای طبیعت، به صورت خدایی درآمده‌بود و بدین‌گونه خدایان بسیاری بر سرنوشت جهان فرمانروایی ‌می‌کردند. در این رشته عقاید کهن آریایی‌ها، دو دسته از خدایان وجود داشتند که به آنان اهوره (نیروهای نیک) و دیوه (نیروهای پلید) گفته‌می‌شد. در میان این اقوام این عقیده وجود داشت که در جهان دو آیین و قانون وجود دارد، ارته و دروغ. یکی به معنی نظم و تقوا و دیگری به معنی آشوب و دروغ. اقوام هندوایرانی‌ در زمانی بسیار کهن، به خدا-پدری اعتقاد داشتند که با نام و صفت‌های گوناگونی خوانده می‌شد. همهٔ خدایان چه اهوراها و چه دیوها، فرزندان او بودند، ولی خود او در امر آفرینش و امور جهان وظیفه‌ای برعهده نداشت. این اندیشه در ایران با نام آیین زروانی معروف است.[۳] این آیین کهن هندوایرانی، در فلات ایران چندبار متحول شد. در مرحلهٔ نخست، دیوان از خدایی افتادند و به مظاهر نیروی شر تبدیل شدند. در مرحله بعد افزوده شدن یک ویژگی دیگر، یعنی وجودی با نام اهورامزدا در رأس جهان خدایان بود. اهورامزدا در نوشته‌های هندی به چشم نمی‌خورد. تحول سومی که در فلات ایران رخ داد، از اهمیت افتادن زروان در دین زرتشت بود.[۴] ساکنین و اقوام بومی ایران که قبل از ورود آریایی‌ها در نقاط مختلف فلات ایران سکونت داشتند، دارای عقاید مهرپرستی بودند. احترام به گیاهان و درختان و بطور کلی تمام رستنی‌ها و جانوران سودمند برای جهان هستی، در میان‏ ایرانیان رسم بوده‌است. همچنین از همان دوران زندگی مشترک هندوایرانیان به تدریج نوعی گاه‌شماری مشابه برای جشن‌ها و نیایش‌ها را رایج کرد. در بین جشن‌هایی فراوانی که در ایران باستان برگزار می‌شد، برخی از جشن‌ها به آتش ارتباط داشت.



مهر یا میترا یکی از بزرگترین ایزدان اقوام هند و ایرانی است و کهن ترین ذکری که از آن به دست آمده به 3500 سال پیش می رسد.آیین مهر یا میترا حدود 1700 سال پیش کیش رسمی اروپاییان بود این آیین در سده نخست میلادی توسط نرون امپراتور روم به عنوان کیش رسمی امپراتوری پذیرفته شد و در طی یکی  دو سده در سراسر اروپا از مجارستان تا انگلستان گسترش یافت.
پژوهشگران بسیاری به واکاوی این آیین پر رمز و راز پرداخته اند. نخستین کسی که به پژوهش درباره ی این آیین پرداخت فرانتز کومون بود که نسک جامع و مفصلی در این باره نگاشت. پس از او مارتین ورمازرن (Martin Vermazeren) بود که به پژوهش در این باره پرداخت. نسک او با فرنام Ce Dieu Mystérieux Mithra در سال 1960 در پاریس به چاپ رسیده است. این نسک توسط دکتر بزرگ نادرزاد ترجمه شده است. به گفته ایشان چاپ این نسک با یاری دکتر بهرام فره وشی بوده است و مربوط به زمانی ست که دکتر نادرزاد در سوئیس دانشجو بوده اند.


مارتین ورمازرن (Martin Vermazeren)

دکتر بزرگ نادر زاد در سال 1314 در تهران متولد شد و در دانشگاه ژنو علوم انسانی خواند و در همین رشته از دانشگاه پاریس دکترا گرفت. از جمله آثار و ترجمه های ایشان «حکمت یونان» از شارل ورنر و «فلسفه و فرهنگ» از ارنست کاسیرر می باشد که هر دوی این نسکها در دهه 40-50 ترجمه و منتشر شده است. «قدرت سیاسی» از ژان ویلیام لاپیر و «توکویل: فیلسوف لیبرالیست» از ژاک کنن هوتر و «تأمل در مبانی دموکراسی» از آلن دوبنوا با ترجمه او منتشر شده است. «در باب دموکراسی، تربیت، اخلاق و سیاست» واپسین نسکی است با ترجمه او وارد بازار نسک شده است.


دکتر بزرگ نادرزاد

نسک دارای هات های زیر است :

پس از یادداشت مترجم و پیشگفتار نسک ، هات های زیر پیش روی خواننده است.

•   میترا در ایران و هند
•   زرتشت و موبدان
•   آمدن میترا به اروپا
•   پیروان میترا
•   روش های تبلیغ در آیین میترا
•   معبد مهری چه شکلی دارد؟
•   مهرکده های مشهور یا مهم
•   نامدارترین فتوحات میترا
•   اطرافیان میترا
•   افسانه ی میترا
•   میترا و ایزدان همراه او
•   ایزد زمان بیکران
•   تشرف به مناسک و آداب و اسرار
•   درجات هفتگانه ی تشرف
•   ستارگان و عناصر چهارگانه
•   مسئله زن
•   آیین میترا و قربانی آدمیزاد
•   سرودهای مقدس
•   متون متاخر سنت پرسیک در رم
•   هدایا و هنرمندان ؛ میترا در هنر
•   میترای مغلوب
•   کتاب شناسی


نسک ارزشمند و پربار «آیین میترا» پس از آنکه نخستین بار در سال 1345 توسط انتشارات دهخدا به چاپ رسید پس از سالها در تابستان 1372 توسط انتشارات چشمه به بازار نسک آمد و تاکنون شش بار توسط همین انتشارات تجدید چاپ شده است. واپسین چاپ آن در امرداد سال 1387 در 240 رویه با بهای 3500 تومان بوده است.

پیشنهاد : شوربختانه ایرادی که بر این نسک وارد است نداشتن واژه نامه ای در پایان نسک برای شناساندن ایزدان گوناگون و بسیاری ست که نامشان در نسک آمده ، از این رو به دوستانی که آهنگ خواندن این نسک را دارند پیشنهاد می کنم نخست درباره ی ایزدان گوناگون در آیین مهری آگاهی مختصری کسب کنند سپس به خواندن این نسک بپردازند تا دچار سردرگمی نشوند.




 

 

سروده هشتم سر آغاز دومین بخش گاتها یعنی "اشتُوَد" است (اهنَوَد، اشتُوَد، سِپنتمَد، وَهوخشَتر، وَهیشتو اِشت). هفت سرود اهنود را از دیده گذراندیم. اشتُوَد که خود شامل 4 سروده است و به سبب وزن از نخستین بخش جدا گشته، با هات 43 آغاز شده و با هات 46 پایان میپذیرد. (گفتیم که هاتهای ۳۵ - ۴۲ جزو گاتهای زرتشت نیستند)

 

 

 

 زرتشت در این هات و هات پسین با ادامه پرسشهای خود میخواهد به نوعی خودشناسی و یا جهانشناسی برسد. در واقع از این دو هات میتوان اشاراتی دانشیک برداشت کرد.

 

 

زرتشت پاسخ پاره ای از این پرسشها را داده یا پسینتر میدهد و پاره ای را به دوش نهاد آدمی _ چه بسا در تمام دورانها_ میگذارد.

او در آغاز ویژگیهای اهورامزدا و خود را به پرسش میگذارد تا چه بسا پافشاری بر هریک کند. و سپس به نوعی نهاد آدمی را با پرسشهای خود به چالش میکشد چرا که این پرسشها میتوانند سبب شکوفایی ذهن انسانهای زمانه او شوند. و درهمین میان زرتشت پاسخ و سر آغاز تمام آنها را سرور دانایی _اهورامزدا_  معرفی میکند. چرا که "مزدا اهورای همه توانا چنین برنهاده است..."



در واپسین سروده های زرتشت، باید کم کم به گردآوری پایانی گفته های او پرداخت. او خود نیز مفاهیمی را که پیشتر از آنان سخن رانده بازمیگوید. تا به جمع بندی رسد.

 

 

اینبار نوبت سرود های ۱۴ و ۱۵ (هات های ۴۹ و ۵۰) میباشد.

 

 

 

در نخستین فراز هات 49 نام یکی از دشمنانش را میبرد و با اینکار ویژگیهای کلی دشمنان راستی را بازگو میکند.

و سپس دوباره سخن از پاداشهای مورد نظر خود را بیان میکند. که بیشتر همان پیوستن به راستی و یکی شدن با مزداست.

 از اهورا مزدا میخواهد تا آیین راستی و رسم نیک اندیشی را به او بیاموزد. از دروندان رو برمیگرداند و راستان و یارانش را فرا میخواند. سرای نهاییشان، کشور جاودانه اهورا مزدا را یادآور میشود. و خویشکاری هر انسان راست کرداری را که همانا آباد ساختن و تازه کردن این جهان است، گوشزد میکند.

 

 

 

 

 

" من، زرتشت دوستدار راستی، با آوای بلند تو را میستایم..."

 

 

 

 

 

"با برانگیزاننده ترین سرودها و برای دستیابی به پیروزی"

 

 

 

 

 

"با سرودهای وافته برخاسته از شور دل و با دستهای برافراشته....و با راستی و فروتنی یک پارسا به تو نماز میبرم."

 

 

 

" کارهایی که در گذشته....وکارهایی که در آینده انجام داده ام...همگی در راه راستی و برای نیایش و گرامیداشت تو بوده و خواهدبود."

"باشد که...نخستین و بهترین خواست درستکرداران را که تازه گردانی جهان است، برآورده سازیم"

 



در واپسین بخش سروده ها، زرتشت سرانجام به آرزوی نهایی اش میرسد و به آرامی بازگوید که :


 

 

 

 

 

اینک برترین آرزوی زرتشت اسپنتمان برآورده شده است"

 

 

 

  میپرسد: 


 

 

 

 

" ای مزدا دوست زرتشت اسپنتمان کیست؟!.."

 

 

 

و با استواری پاسخ میدهد:

 
آنکس که باراستی در پرسش و گفتگوست..."

رجا و هر زمانی هرکس راست است دوست زرتشت و مزدا و آنکه کژ اندیش است رویاروی آنهاست. و بدکرداران چه بسا کسانی باشند که :

 

 

 

 

 

 

 

 

...."کامیابی را تنها در کنشهای مادی میجویند و نه در جوش و خروشهای مینوی..."

 

 

 

 

 

 

" اینک  ای امشاسپندان همه همگام راستی را...به ما ببخشایید. شما را میستاییم و از مزدا اهورا خواهان خوشبختی هستیم" 

 

 

 

"این سخنان را به شما میگویم......پندم را به اندیشه بشنوید و به یاد سپرید....پیوسته زندگی با اندیشه نیک کنید. و هریک از شما در راستی از دیگری پیشی گیرید. تا از زندگی و خانمان خوب برخوردار شوید""...باشد که دوستی و برادری که آرزوی همه ماست به ما رو کند..."

 

 

 

 

 




زرتشت کلید رستگاری بسپرد به دست هریک از ما

فرمود که مرد گردد از کار شایسته بارگاه مزدا

راهی نبود جز از اشویی در گیتی پر ز شور و غوغا

زینهار مپوی راه دیگر هشدار هم از سراب و صحرا

از بهر کمال نفس خود کوش تا گردی ز آن سعید فردا

آری گردد مطاع آن کس کوگشته مطیع امر والا

در دل علم اشا بر افراز  و از وهمن خیمه ساز برپا

اَر کشور بی‌زوال خواهی رو آر به دولت خشترا

از آرمتی آن فرشته عشق  زنگ دل خود ز کینه بزدا

ای خوش آن که که عشق وی را  باشد رهبر بکار دنیا

گیرد دستی ز بینوایان  گردد همه را برادر آسا

تا نام ز راستی است پایا  ماند پادار مزدیسنا


شادروان ابراهیم پورداوود




کمی از زمان و مکان آیین زرتشتی فاصله میگیریم.

حدود دو هزار سال پس از آن پسری در سرزمین بابل چشم به جهان میگشاید که هنوز درباره پیشینه خانوادگی اش اطمینانی نیست. میگویند از اشرافزاده ها و نوادگان اشکانی است و پاره ای نیز مادرش را مسیحی میدانند.

مانی، یبامبر نقاش، در جوانی با ندایی که خود از سوی پدر بزرگی _ آفریدگار- میداند به سوی خاور ره توشه میبندد. از آنجا به دربار ساسانیان راه مییابد سپس تا خاور، ترفان و مرز چین میرود و در نهایت در زندان ساسانیان چشم از جهان فرو میبندد. مانی شاید نخستین پیامبری است که دست کم به ادعای خود خود دست به قلم میبرد و گفته ها و آموزه های آیینش را مینگارد. آیینی که شاید بتوان آن را برداشتی کلی از آیینهای زرتشتی، بودایی، مسیحی و گنوسی دانست. همچنان که خود او نیز عنوان میدارد که پدر بزرگی فرستادگانش را به زمین فرستاده و سپس به زرتشت، بودا، عیسی، و خودش به عنوان آخرین فرستاده زروان اشاره میکند._ مانی پیامبران یهود و حتا موسی را قبول ندارد_

آیین مانی تا سده ها و چه بسا هزاره ها، به حیات زیرزمینی خود ادامه میدهد. تا آنجا که در اوایل سده یازده میلادی رد پای آن را میان جماعتی ربانی در ایتالیا و جنوب فرانسه نیز پی میگیرند. ونیز ردی از آن را در عرفان ایرانی اسلامی میتوان دید.




مانی، یک روحانی زرتشتی بود که مدعی وحی شد و مذهبی التقاطی پدید آورد. او آراء ادیان زرتشت و بودا و مسیحیت و عرفان سویی را در هم آمیخت.

منشأ و ماهیت آیین مانوی
مانی در آغاز به فرقه صابیین پیوست و با مطالعه سایر ادیان بویژه زردشتی و مسیحیت و بودایی، مذهب التقاطی بوجود آورد که فکر می کرد آیین های بودایی زردشتی و مسیحیت بتدریج در مذهب او مستهلک خواهند شد، از این رو مانی می گفت: در هر زمانی انبیاء حکمت و حقیقت را از جانب خدا به مردم عرضه کرده اند، گاهی از هندوستان بوسیله پیغمبری بودا نام و گاهی در ایران بواسطه زردشت و زمانی در مغرب زمین به وسیله عیسی عاقبت من که پیغمبر خدای حق هستم مامور نشر حقایق در سرزمین بابل گشتم. بنابراین او خود را پیامبری می دانست که در بابل گم بوده است. اساس دین مانی کوشش و مساعی بشر در راه تصفیه جهان از بدیها و تاریکیها به منظور یاری اهوراه مزداه (نور) و رفع شر و تاریکی (اهریمن) بوده است. تعالی مذهبی مانی به گونه ای تنظیم شده بود که در آن بر روی همه مردم باز بوده و عقاید آن از آیین بابلی و ایرانی سیراب شده بود و بنیاد آن بر مخالفت بین نور و ظلمت و بین خیر و شر نهاده شده بود که از ستیز این دو عنصر، جهان پدید آمده است. در انسان روان نورانی و تن ظلمانی است و سراسر اخلاق مانوی در اطراف رهایی روان از تن دور می زند.
عموما معتقدند که کیش مانی عبارت است از یک سلسله عناصر زردشتی و مسیحی و بودایی بعلاوه ابداعات و ابتکاراتی که از خود او بوده است. برخی گفته اند: تعلیم مانی که تلفیقی از مذاهب گنوسی با آیین های هندی و ایرانی بود. استاد مطهری می فرماید: مانی در ایران قدیم مذهبی آورد که ثابت شده است ریشه هایی در مذاهب مختلف دارد و ریشه تعلیماتش بیشتر در مسیحیت است ولی پوشش ظاهری اش از مذهب زرتشتی است و در چندین مذهب دیگر هم ریشه داشته است.

دین مانی ترکیبى از دیگر معتقدات
دین مانى ترکیبى است از معتقدات مردم بابل و ایران و اصول بودائى و مسیحى. مانی بر این عقیده است که جهان بر مبنای روشنایی و تاریکی است و از همین رو است که خوبی و بدی وجود دارد.این آیین در ایران دوران ساسانیان مخصوصا در دوره پادشاهی یک ساله هرمز هواخواهان و پیروانی داشته است. سیدحسن تقی زاده در کتاب مانی و دین او می گوید:... راجع به عقائد محققین در اصل و منشا دین مانی باید گفته شود که بر حسب تحقیق صحیح اگر چه مانی از همه مذاهب و ادیان معروف نزد او کم و بیش (مثلا از بودایی خیلی کم و از زردشتی و زروانی قدری بیشتر و از نصرانیت باز بیشتر) و از طریقه های "گنوسی" بیش از همه (و مخصوصا از مرقیون) افکاری اخذ نموده لکن دین او فقط ترکیب اقتباسات نبوده بلکه اساس و روح آن از خود مانی بوده و مؤسس این بنای عظیم و ریزنده پی آن، خود آن شخص عجیب بوده و رنگهای ادیان معروف دیگر عارضی و عمده برای سهولت نشر دین مانی در ممالک دیگر و بین دیگر اقوام هندی و زردشتی و عیسوی بوده است.

دیدگاههای مختلف در خصوص منشأ و ماهیت آیین مانوی
در خصوص منشأ و ماهیت آیین مانوی این دیدگاهها را مطرح نموده اند:
1- عقائد قدیمی ایرانی
یکی از ویژگی های تبلیغ در آیین مانی آن بود که در هر منطقه ای به زبان آن منطقه و به نحوی که برای مردم آن منطقه قابل درک باشد، به تبلیغ می پرداخت. خود او در متنی به زبان فارسی میانه می گوید: «دینی که من گزیدم، از دیگر دین های پیشینیان در ده چیز برتر و بهتر است. یک، آن که دین های پیشین به یک شهر و یک زبان بودند. اما دینی که من آوردم، در هر شهر و به هر زبان پیدا شود و در شهرهای دور گسترش یابد». دین مانى یکى از شاخه هاى دین زرتشت بود و عقیده به دوگرائى (ثنویت) مسلما از دین زرتشت اقتباس شده بود، ولى از گنوز یا عرفان مسیحی هم تأثیر پذیرفته بود. مبلغان دین مانى هر جا مى رفتند، دین مانى را با مقتضیات محلى تطبیق مى دادند؛ در شرق خود را زرتشتى و در غرب ترسائى معرفى مى کردند. مانی از عناصر اعتقادات بومی هر منطقه نیز وام می گرفت. از این رو، در اساطیر مانوی نام های ایزدان ایرانی با نقش هایی متفاوت تکرار می شود، از قبیل: هرمز بغ، مهر ایزد، بهمن بزرگ، نریسه یزد.
سیدحسن تقی زاده در دو خطابه محققانه ای که در انجمن ایران شناسی ایراد کرده می گوید: جمعی از محققین مایل به این عقیده شدند که عقائد قدیمی ایرانی و مخصوصا عقیده زروانی و بعضی طریقه های غیر رسمی و بدعت آمیز زردشتیان در دوره اواخر اشکانیان و اوایل ساسانیان در ترکیب و بنیان عقائد مانی سهم مهمی دارند، لکن در نتیجه تحقیقات عمیقتر معلوم شد این شباهت ظاهری است و ناشی از آن است که مانی در بیان مطالب خود اصطلاحات هر قوم و امتی را اقتباس و تعلیمات خود را به قالب معتقدات جماعتی می ریخت که در میان آنها دعوت خود را نشر می کرد. مانی برای نفوذ در میان اقوام گوناگون یک نوع رهیافت emic و نگاه از درون داشته به آن معنا که از باورهای خود قوم استفاده کرده تا بتواند عقاید خود را میان آن ها نشر و ترویج کند.مثلا در ایران برای هم بهتر پیروان ایرانی اش نام بعضی ایزدان مزدیسنی را عاریت کرده بود و در سلسله اساطیر خویش سرگذشت پهلوانان داستان های ایران مثل فریدون را وارد کرده بود. مانى شناسان، دین مانى را با دین مندائى مرتبط مى دانند. مندائیان از ارواحى که مظهر روشنایى هستند، یارى مى طلبند و هرگز به ارواحى که مظهر تاریکى است، متوسل نمى شوند.

2- عقائد مسیحی
بعدها به جنبه عقائد مسیحی در ترکیب مانویت بیشتر اهمیت داده شد و مخصوصا محقق گردید که مانی از دین عیسوی بیشتر اطلاع داشت تا از ادیان و معتقدات ایرانی و هندی، ولی البته منبع اطلاعات او دین رسمی مسیحی نبود بلکه بیشتر طریقه های " گنوسی " مسیحی بوده که تحت تاثیر " هلنیزم " یعنی عقائد و فلسفه یونانی اشراقی مشرب رائج در مشرق (سوریه و بین النهرین) در دوره بعد از اسکندر که با فلسفه قدیم و اصلی یونان اختلاف داشت، آمیخته به فلسفه شرقی شده و رنگ شرقی به خود گرفته بود و از قرون بلافصل قبل از تاریخ مسیحی در آن نواحی نشو و نما کرده و به وجود آمده بود و مخصوصا " مرقیون " و " باردیصان " که هر دو " گنوسی " و دارای عقیده " ثنوی " بوده اند. مبلغان دین مانى هر جا مى رفتند، دین مانى را با مقتضیات محلى تطبیق مى دادند؛ در شرق خود را زرتشتى و در غرب ترسائى معرفى مى کردند. به این دلیل در جهان غرب مانى به عنوان یکى از بدعت گذاران مسیحى معرفى شده است .مانی از عناصر اعتقادات بومی هر منطقه که به آنجا سفر می کرد، وام می گرفت: مانند عناصر مسیحی چون عیسای درخشان، شیث و حضرت عیسی مسیح (ع) که مانی خود را ادامه دهنده راه وی می خواند. مانی با تطبیق خود با این دین، می خواست غرب را تسخیر کند، همان طور که در شرق مبلغان آیین مانوی عناصری چند از آیین بودایی (از جمله اعتقاد به زادمرد یا تناسخ) را اقتباس کردند تا بهتر از سوی مردم بودایی پذیرفته شوند. آیین مانوی از همان آغاز به صورت آیینی آمیزه گرا (عقیده به توحید عقاید گوناگون) ظهور کرد. در این آیین، تلفیقی آگاهانه از اعتقادات مسیحی و ایرانی بر اساس اعتقادات باستانی بین النهرین در قالب اعتقادات عرفانی تعمیدی صورت گرفته بود. عقاید مسیحیت تاثیری عمیق در آیین مانی کرده بود به نحوی که نخستین تثلیث مانویه (پدر عظمت-انسان اول-مادر زندگانی) برگرفته از تثلیث مسیحیت است.و بسیاری از تعالیم اخلاقی مانوی اقتباس از دیانت مسیح است. در خصوص تأثیر عقائد مسیحی در ترکیب مانویت گفته شده که پس از سقوط و انقراض دولت اشکانیان و گسترش آئین مسیح که تغییر شکل یافته آئین مهر بود (مشابهت های دینی مسیح با آئین مهر آنقدر زیاد بود و به قدری در ساختن دین مسیح از آئین مهر کمک گرفته شده بود که برای پیروان آئین مهر آسان بود که دین مسیح را بپذیرند؛ بدون اینکه احساس کنند از دین اصلی خود زیاد فاصله گرفته اند:
1- علامت صلیب که خاص آئین مهر بود و بر پیشانی سربازان مهر داغ یا خال کوبی می شد، علامت دین مسیح قرار داده شد.
2- روز یکشنبه که روز خورشید بود بیشتر در اثر تلقین پیروان مهر روز اول هفته مسیحیان شد و آن را روز خدای ما خواندند. (Day of our Lord)
3- روز تولد مهر که در اول زمستان یعنی هنگام بلند شدن روزها پس از رسیدن به کوتاهترین زمان خود بود و روز تولد مهر شناخته می شد، مسیحیان به عنوان روز تولد مسیح شناختند و آن را عید کریسمس یا نوئل خود قرار دادند.
4- مسیح مانند مهر در غار یا (دالان دراز) پا به عرصه وجود می نهد و مانند او از سنگ برخاسته به آسمان میرود.
5- میهمانی مقدس آخرین شام به طوری که در انجیل آمده با شام آخرین شب مهر شباهت دارد.
6- هر دو از مادرانی باکره به وجود می آیند.
7- هیچیک زن نمیگیرند.
8- مهر با کشتن گاو موجب زنده شدن موجودات و تجدید حیات یافتن آنان میگردد و حضرت مسیح نیز مردگان را از گور بر می خیزاند.
9- غسل تعمید در آئین مهر از ضروریات بود و همین امر جزو آداب اصلی مسیحیت گردید.
10- در جزو مراسم و آداب مهر این بود که همه حاضران در خوردن از یک قطعه نان و آب ممزوج با شراب به عنوان هئومه شرکت میکردند و پیروان مسیح نیز در کلیساها نان و شراب میخورند.
11- میترا در پایان جهان به این عالم باز میگردد، تا جهان را پر از عدل و داد کند و اشخاص صالح و درستکار را از اشخاص گناهکار جدا کند و به درستکاران شیر مقدس یعنی هئومه ممزوج با روغن بدهد تا عمر جاوید یابند و حضرت عیسی نیز در پایان جهان به این دنیا باز خواهد گشت.
12- جزو مراسم آئین مهر - ناقوس و روشن کردن شمع هست که هر دو در دین مسیح نیز به چشم میخورد.
13- مهر ایزد عهد و پیمان است، و جالب است که کتاب انجیل را نیز کتاب عهد جدید می نامند.) مغرب زمین دین مسیح را به ایران فرستاد و در مقابل این آئین به مرور در ایالت مرزی ارمنستان و نواحی دیگر بطور کامل بسط و انتشار یافت. درست در همین زمان بود که دین مانی در ایران به وجود آمد. دین مانی در حقیقت واقع: آئینی است که از ترکیب دین زرتشت و دین مهر و مسیحیت به وجود آمده است، می خواست دینی یگانه و مشترک بین آنها بسازد و اگر این فرض به موفقیت منجر می شد و مورد قبول همه واقع می گردید، خطر بزرگ دو دستگی دین و اختلافات آنها برای همیشه رخت بر می بست. در تشکیلات دینی مانی از نقوش کلیساهای مسیحی بیشتر مورد استفاده قرار گرفته و مانند مسیحیان 12 حواری در راس آن قرار داشته و سپس از 72 شاگرد که متشکل از کشیشان بوده اند بهره گیری شده است.

عیسی در دین مانی
ظاهرا مانی به دین عیسی معتقد بوده است: 1. عیسای درخشان، خدای نجات بخش؛ 2. عیسای رنجبر که در مانویت غرب به روح دردکشنده در ماده اطلاق می شد، روحی که چونان عیسای بر دار شده، خود بر دار کشیده شده است؛ 3. عیسی مسیح، پیامبر و پسر خدا که ظاهر انسان به خود گرفته بود و می پنداشتند که بر دار شده و درد می کشد. مانی این نظر را که پیامبر و پسر خدا جسمیت یافته دارای تن است، رد می کرد و معتقد نبود که او واقعا بر دار شده است. مانی عیسی مسیح را پیامبر پیش از خود می دانست و خود را پیامبری می دانست که او پیش بینی کرده بود.

3- آیین گنوسی
مانی در بنیاد اندیشه اش مروج آیین گنوسی است، اما برخلاف گنوسیان پیش از خود، بن مایه هایی مهم از دین زرتشت، بودا و مسیح را به آیین خویش افزود و رنگی تازه و دینی به آن بخشید. گنوسیان پیش از او، چون مرقیون، باسیلیوس و والنتینوس همگی در شمار فرقه هایی گنوسی مسیحی بودند و بیشتر گرایشی عرفانی داشتند و آرای آنها برای خواص بود، در حالی که مانی آیینی نو آورد و گرایش عرفانی را به دینی مبدل کرد که قرنها دوام یافت. در دین مانی، اعتقاد به دو اصل جاودانی وجود دارد، نور (یا روح) و تاریکی (یا ماده) جهان کنونی از کنش و واکنش های میان این دو تشکیل شده است و زاییده نبرد میان تاریکی و نور است که به پراکندگی پاره های نور منجر شده و انتشار گوهر مینوی و محبوس ماندن آن در ماده، منجر به زندانی شدن روح در قفس تن گشته است.همه اینها بی تردید، باورهایی گنوسی است و مفهوم اصلی آن «طلا در گل» (یعنی روح محبوس در ماده) است، عنصر ارزشمندی که نیازمند رهایی است، تا به سرچشمه خویش بازگردد. آموزه رستگاری مانوی مبتنی بر دانش است. دین مانوی، همانند همه جنبشهای گنوسی، «دانش» را مایه نجات آدمی می داند و این نجات از راه پیروزی «نور نیکو» بر «تیرگی شرور» به دست می آید. معرفت از طریق خاطره ای به رستگاری منجر می شود که در آن، انسان تشخیص می دهد که روحش پاره ای از نور و با خدای متعال هم گوهر است. دین مانی در حقیقت واقع: آئینی است که از ترکیب دین زرتشت و عقاید گنوسی و مسیحیت به وجود آمده است، می خواست دینی یگانه و مشترک بین آنها بسازد و اگر این فرض به موفقیت منجر می شد و مورد قبول همه واقع می گردید، خطر بزرگ دو دستگی دین و اختلافات آنها برای همیشه رخت بر می بست. مانى را معمولا تحت تاثیر آراى بردیصان و مارکیون (مرقیون) نیز مى دانند.بردیصان، فیلسوف مسیحى (222- 154م). گنوسى و مؤسس فرقه دیصانیه، در اصل، اهل پارت بود و آثارش منبع عمده افکار مانى به شمار مى آید. او نیز به دو اصل نور و ظلمت قائل بوده و آنها را منشا خیر و شر مى دانسته است. مارکیون (متوفاى 160م). بنیانگذار یک فرقه مسیحى گنوسى است که پیروانش به دو خدا باور داشتند، یک خداى آفریننده که همان خداى موسى است و دیگرى عیسى مسیح. مانویت در سرزمینهاى مدیترانه و در آسیا و هند پیروانى یافت. در اثر مخالفتهاى قدیس آگوستین، که خودش زمانى به دین مانوى گرویده بود، چندى رو به افول نهاد اما بعد از جنگهاى صلیبى، گروهى مبادى مانى را از سرزمینهاى شرقى اقتباس کرده، دوباره به مغرب زمین آوردند و فرقه اى به نام کاتارها را ایجاد کردند که مدتها در جنوب فرانسه رواج یافت. در سده یازدهم کاتارها در ایتالیا، آلمان و فرانسه پرآوازه بودند. اما پس از قرن سیزدهم به تدریج دین مانوى پیروان خود را از دست داد .این دین گرچه ظاهرا رو به افول نهاده، اما از آنجا که ریشه اى گنوسى داشته است، هنوز در قالب فرق گوناگون گنوسى، به ویژه در عالم مسیحیت، به حیات خود ادامه مى دهد. «رستگارى از راه دانش » که اصل و اساس هر نوع تفکر گنوسى است، هنوز آنقدر جاذبه دارد که افرادى را به سوى خود بکشاند. همانگونه که قدیس آگوستین، یکى از آباى عظیم القدر کلیسا، اقرار مى کند که در دوران گرایش خود به مانویت، بیشتر جذب این جنبه آیین مذکور بوده است.

4- آیین یهود
مانی برای نفوذ در میان اقوام گوناگون یک نوع رهیافت emic و نگاه از درون داشته به آن معنا که از باورهای خود قوم استفاده کرده تا بتواند عقاید خود را میان آن ها نشر و ترویج کند.مانی با وجود اینکه دین یهود را بی اساس و یهودیان را گمراه محض می داند داستان آفرینش عالم و آدم را با مختصر تغییری از تورات نقل می کند.

5- آیین های هندی
برخی تعلیمات مانی را تلفیقی از آیین های هندی به خصوص دین بودایی می دانند. گفته شده مذهب مانی ترکیبی است از معتقدات مردم بابل و ایران - اصول بودایی و مسیحی و نوعی عرفان که از معتقدات بودایی و هندو سرچشمه گرفته شده است. حتی عده ای معتقدند مانی عقیده تناسخ را از هندیان خاصه بوداییان گرفته است.



آئين ماني

در قرن سوم ميلادي آئين ديگر همگاني يعني (آئين مانوي) در اطراف مرزهاي مشترک ايران و بابل نمايان گرديد. مؤسس آن ماني يا مانس نام داشت و نسبش از طرف مادر به اشکانيان (پارتيان) ميرسيد. نام پدرش تيک (پاتک) يا فوتتق بابک پسر ابوبزرام بود که از همدان به بابل در بين النهرين رفته بود. وي به سال 215 يا 216 ميلادي (سال چهارم سلطنت اردوان، آخرين پادشاه اشکاني) در قريه ماردينر در ولايت «مسن» ناحيه نهر کوتاه در بابل باستاني متولد شد. پس از فرا گرفتن علوم متداول زمان خود به آئين مغتسله که يکي از فرقه هاي گنوسي است و در آن زمان در نواحي بين فرات و دجله ساکن بودند درآمد؛ ولي بعد هنگامي که از اديان زمان خود مانند زرتشتي و مسيحي و آيين هاي گنوسي به ويژه مسلک ابن ديصان و مرقيون آگاهي يافت، منکر مذهب مغتسله گرديد. ماني آئين زرتشت را مطالعه کرد و خود را مصلح آن شناخت و بقول خودش در سيزده سالگي (سال 228 ميلادي) چند بار مکاشفاتي يافت و فرشته اي اسرار جهان را بدو عرضه داشت و سرانجام پس از آغاز دعوت آئين خود در سال 242 ميلادي خويش را فارقليط که مسيح ظهور او را خبر داده بود معرفي کرد. چنانکه در سرودي که به زبان پهلوي سروده گويد:

«من از بابل زمين آمده ام تا نداي دعوت را در همه جهان پراکنده کنم.»


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

دریافت کد رتبه جهانی سایت و وبلاگ