منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیتنامه شهدا
وصیت شهدا
نويسندگان
درباره

بـا تـوگـويـم ميهنــم ايـن بـار هـم گـل مـی کنـم آسمـانـت را پُـلِ پـروازِ سُنبـل مـی کنـم در سـرِ پيـری جـوان مـی گـردمـی همچـون بهـار کـوچـه بـاغـت را پـر از آواز بلبـل مـی کنـم جـاودانـه ميهنـم اين بـار هـم مـی سـازمـت چون درفـش کـاويـان هر جای می افرازمت همچـو رستـم می کَـنم ديـو پليـدی را ز جـای چـون فـريـدون شـوکـت ديـريـنه می پـردازمت با تـو مـام ميهنـم ديـرينه پيمـان می کنـم گـر که ايـرانـم نبـاشـد، تـرک ايـن جـان می کنم همچـو آرش بر پَـرِ البـرز جـان بـر کَـف بـه پـای کوهسـاران را پُـر از آواز ايــران می کنم بـا تـو گـويـم ميهنـم اين بـار هـم گـل می کنم با تـو گـويـم ميهنم ايـن بـار هـم گـل مـی کنـم
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ایران جاویدان

وطنم تنم چه باشد که بگویمت تنی تو
که تو جانی و سراپا همه جان روشنی تو

وطنم تو بوی باران به شب ستاره باران
که خوشی و خوشترینی به مذاق میگساران

وطنم ، وطنم، وطنم ایران
همه جانی به تنم وطنم ایران

من اگر سروده باشم وطنم تو شعر نابی
من اگر ستاره باشم وطنم تو آفتابی

وطنم ، وطنم، وطنم ایران
همه جانی به تنم وطنم ایران

وطنم خوشا نسیمت که وزیدنش گل از گل
وطنم خوشا شمیمت که دمیدنش تغزل

وطنم که شعر حافظ شده وصله تن تو
که شکفته شعر سعدی به بهار دامن تو

وطنم درودی از من به تو به عاشقانت
که سپرده ام به پیکت به نسیم مهربانت

وطنم ، وطنم، وطنم ایران
همه جانی به تنم وطنم ایران


ایران من ،ایران من
ای مهر تو برجان من




متن سنگ قبر اشخاص مشهور ایرانی| HiPersian.Com

 

ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی

 

 

میدانم خواهی آمد

 

 

من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم

 

 

بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر

برای دیدن عکس های بیشتر به ادامه مطلب مراجعه شود

 



شهرستان هرسین در فاصله 45 کیلومتری جنوب شرقی شهر کرمانشاه قرار دارد.

این شهر از شمال به صحنه از شرق به نهاوند از جنوب به استان لرستان و از غرب به کرمانشاه محدود شده است.

ارتفاع متوسط این شهرستان از سطح دریا 1582 متر است.

بلندترین قله این شهرستان با ارتفاع 2794 در بخش بیستون و عمیق‌ترین غار خاورمیانه به عمق 572 متر در ین شهرستان قرار دارد.

در سال 1949 توسط پروفسور کارلئون باستان‌شناس آمریکایی غار معروف به شکارچیان مورد کاوش قرار گرفت که در این غار آثار دوره‌های تاریخی مختلف به دست آمد.

از مهم‌ترین آثار باستانی پیش از تاریخ که در این شهرستان قرار دارد می‌توان به تپه گنج‌دره یا (چیا خزینه) اشاره کرد.

در کنار جاده اصلی هرسین به کرمانشاه و در فاصله 7 کیلومتری از شهر هرسین تپه گنج‌دره قرار گرفته است.

ارتفاع گنج‌دره نسبت به سطح دریا بین 1300 تا 1400 متر است.

ارتفاع تپه 5 متر و قطر آن 40 متر است و یک محدوده 1300 متر مربعی را شامل می‌شود.

کاوش‌های گنج‌دره در سال 1965 آغاز شد و تا سال 1969 ادامه داشت.

این کار تحت نظارت پروفسور اسمیت باستان‌شناس کانادایی صورت گرفت.

در گنج‌دره مردانی زندگی می‌کردند که یکجانشین و شهرنشین بوده‌اند و با اهلی کردن حیوانات، کاشتن غلات و جمع‌آوری آن زندگی‌شان می‌گذشته است.

در ضمن انجام کاوش‌ها و حفاری‌ها در بعضی از قسمت‌ها آثار ساختمانی و معماری تقریبا سالم کشف شد که امتیاز گنج‌دره را نسبت به مکان‌های تاریخی دیگر که متعلق به مرحله پارینه سنگی بوده‌اند، مشخص می‌کند. در گنج‌دره اشیایی به دست آمده و متعلق به زمان‌هایی است که هنوز چرخ کوزه‌گری اختراع نشده بود.

اهالی ساکن در گنج‌دره در هزاره نهم ق.م کشت غلات و برداشت آن را تجربه کرده بودند.

آزمایش‌های صورت گرفته روی زغال‌های به دست آمده از این محل نشان می‌دهد نخستین انسان‌ها در 8500 ق.م در ین محل استقرار یافته‌اند.

ظروف سفالین درشت با جداره ضخیم که با آتش به صورت نامنظم پخته شده‌اند، پیدایش خشت‌هایی با فرورفتگی در قسمت میانی آن که در دیگر نقاط نمونه آن دیده نشده است، پیکان‌های سنگی، اشیای استخوانی، کوزه‌ها،‌ کاسه‌ها،‌ مهره‌ها و زینت‌آلات از جمله آثار و اشیای به دست آمده در تپه گنج‌دره هستند.

از دیگر آثار بر جای مانده در شهرستان هرسین می‌توان به گور دخمه‌ی اسحاق‌وند، دخمه شمس‌آباد، کتیبه بیستون، مجسمه هرکول، قلعه هرسین، قلعه دزبر، قلعه سرماج، فراتاش بیستون،‌ فراتاش هرسین، حوض سنگی (حوض ساعت)، طاق سنگی، پلکان سنگی، تخت شیرین، دیوار ساسانی، پل خسرو، بنای ساسانی و سرستون‌های بیستون اشاره کرد.

(عکس از "برايان هس" از دانشگاه آلاباما در بيرمنگهام )



ديروز از هر چه بود گذشتيم،امروز از هر چه بوديم ...!! آنجا پشت خاكريز بوديم و اينجا در پناه ميز ...!! ديروز دنبال گمنامي بوديم و امروز مواظبيم ناممان گم نشود ...!! آنجا(جبهه)بوي ايمان ميداد و اين جا ايمانمان بو !! مي دهد...!! الهي : نصيرمان باش، تا بصير گرديم . بصيرمان كن تا از مسير برنگرديم و آزادمان كن تا اسير نگرديم...



گرگها خوب بدانند :

در این ایل غریب , گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز , گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند , توی گهواره ی چوبی پسری هست هنوز , آب اگر نیست نترسید که در قافله مان , دل دریایی و چشمان تری هست هنوز ...



نه شرقیم، نه غربیم،نه از خاکم نه بحری یم

 

 
نه از کان طبیعیم، نه از افلاک گردانم

نه از خاکم، نه از آبم، نه از بادم، نه از آتش

 

 
نه از عرشم، نه از فرشم، نه از کونم، نه از کانم

نه از هندم، نه از چینم، نه از بلغار و صقسینم

 

 
نه از ملک عراقینم نه از خاک خراسانم

نه از دنیی، نه ازعقبی، نه از جنت، نه از دوزخ

 

 
نه از آدم، نه از حوا، نه از فردوس رضوانم

مکانم لا مکان باشد، نشانم بی نشان باشد

نه تن باشد، نه جان باشد، که من از جان جانانم




وطنم آنجايي است ،که طلوع خورشيد از نفسهاي بلندش متبسم شده است
 
وطنم آنجايي است ،که اهورا لب آبش ،به شرابي سيراب کند مجنون را
 
وطنم آنجاي است که جهنم نتواند ببرد، خون سياوشها را
 
وطنم آنجايي است ،که تن پاک و شريف آرش، از بر آن متولد شده است
 
وطنم حافظ و سعدي، وطنم عطار است
 
وطنم کاوه و رستم، وطنم فرهاد است
 
وطنم آبي فارس ، وطنم خرمشهر و خزر است
 
وطنم رود سپيد و ارس است، وطنم کارون است
 
وطنم خشت به خشتش شده است رستم و زال
 
وطنم ديده بديده وطنم خواب به خواب
 
وطنم لاله ي احساس، وطنم ياس کبود
 
وطنم سايه  ياري است که مجنون شده است
 
بدريد است و شب، هنگام خيابان شده است

وطنم برگ گل مريم و ياس، وطنم شيرين است
 
وطنم عطر و عبير، وطنم کافور است
 
وطنم روز ظهور، وطنم باران است

وطنم دشت کوير و لوت است، وطنم ايران است
 
اي ايران ، وطنم

خاک پاکت را من، بوسه زنان مي بويم و به در گاه خدا مي خوانم
 
زنده بادا وطنم

 




گنج گاو:

کشاورز مثل هر روز، «غباز» (خیش گاو آهن) را برداشت و به سوى مزرعه حرکت کرد.
به مزرعه که رسید توشه ظهر را زیر درختى گذاشت و با «غباز» به سمت راست مزرعه رفت. تا «غباز» را در زمین فرو کرد متوجه شیئى سخت شد. با دست شروع به کندن زمین کرد و ناگاه با ظرف قدیمى برخورد کرد. آن را بیرون آورد، ولى باورش نمى شد. ظرف پر از سکه بود. سکه را که نگاه کرد نام اسکندر روى آن حک شده بود.
کشاورز براى نشان دادن حسن نیت خود نسبت به پادشاه خسروپرویز ظرف را نزد او برد. شاه فورا دستور داد تا مزرعه را بکنند و ظروف دیگر را از خاک بیرون بکشند. صد کوزه نقره و طلا که مهر اسکندر بر آن حک شده بود، از خاک بیرون آمد.
خسرو پرویز، این گنجینه را که یکى از عجایب هفت گانه کاخش بود، گرفت و یکى از کوزه ها را به کشاورز داد.
گنج را در جایى از کاخ مخفى کرد و آن را «گنج گاو»نامید...................

 

ادامه مطلب


اينك پادشاهي به دادگري، شهرياري خواهد نمود.

مردي كه بسان پناهگاهي در برابر توفان خواهد بود.

همچون چشمه اي در زمين تشنه و سايبان ستيغي سترگ در بيابان تب آلود.

ديدگان بينندگان ، تار نخواهد شد و گوش هاي نيوشندگان ، خواهد شنيد....



 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرهاد اول پسر بزرگ فری یاپت بود . اگرچه برادر کوچکترش – مهرداد – در شجاعت و جنگاوری برتری زیادی نسبت به او داشت . اما مجلس بزرگان اشکانی – مهستان – نظر به ارشدیت فرهاد ، تنها او را لایق جانشینی پدر دانست ، به هر حال او برادرش را در کار حکومت دخالت زیادی می داد . فرهاد اول توانست بر ناحیه مازندران کنونی غلبه یابد ، که تا آن زمان یکی از ایالات سلوکی بود ، و آن را به مملکت خود منضم کرد . اما سلوکیان که درگیر گرفتاریهای غربی بودند به این مسئله توجه چندانی نکردند ، پس از آن فرهاد اول موفق شد ری و قزوین را که سلوکیان در آن دارای استحکامات بسیار قوی مانند قلعه آپامه آ – در حدود دوشان تپه بودند ، نیز تسخیر نماید و این نشانگر قدرت بسیار او بوده است . درگذشت فرهاد اول در سال ۱۷۴ قبل از میلاد بوده و به مدت ۷ سال از سال ۱۸۱ تا ۱۷۴ قبل از میلاد حکومت کرد .





💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

دریافت کد رتبه جهانی سایت و وبلاگ