منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیتنامه شهدا
وصیت شهدا
نويسندگان
درباره

بـا تـوگـويـم ميهنــم ايـن بـار هـم گـل مـی کنـم آسمـانـت را پُـلِ پـروازِ سُنبـل مـی کنـم در سـرِ پيـری جـوان مـی گـردمـی همچـون بهـار کـوچـه بـاغـت را پـر از آواز بلبـل مـی کنـم جـاودانـه ميهنـم اين بـار هـم مـی سـازمـت چون درفـش کـاويـان هر جای می افرازمت همچـو رستـم می کَـنم ديـو پليـدی را ز جـای چـون فـريـدون شـوکـت ديـريـنه می پـردازمت با تـو مـام ميهنـم ديـرينه پيمـان می کنـم گـر که ايـرانـم نبـاشـد، تـرک ايـن جـان می کنم همچـو آرش بر پَـرِ البـرز جـان بـر کَـف بـه پـای کوهسـاران را پُـر از آواز ايــران می کنم بـا تـو گـويـم ميهنـم اين بـار هـم گـل می کنم با تـو گـويـم ميهنم ايـن بـار هـم گـل مـی کنـم
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ایران جاویدان

این شهر تاریخی در نزدیکی شهر کازرون در استان فارس قرار گرفته است . بیشاپور در کنار تنگه ای که رودخانه ای پر آب از میانه آن می گذرد بنا شده است و محیطی سرسبز وزیبا دارد همانطور که ازنام شهر پیداست این شهر به دستور شاپور ساسانی که بین سالهای 241تا 272میلادی سلطنت می کرد ساخته شده است .  شاپور در جنگی با والرین پادشاه روم اورا شکست داد و والرین را با هزاران نفر از سربازانش به اسارت گرفت .

bishapur_1 (4)

bishapur_1 (3)

نقش بر جسته تسلیم شدن والرین در برابر شاپور ساسانی(نقش رستم)            

رودخانه شاپوروتنگ چوگان

ایرانیان از این اسیران برای ساختن پل بزرگی در نزدیکی دزفول امروزی و همچنین شهر بیشاپور استفاده کردند . بزرگ ترین دلیل استفاده از سربازان رومی برای ساختن بیشاپور نقشه این شهر است . همه شهر های ساسانی نقشه ای دایره ای شکل دارند اما نقشه بیشاپور مانند زمین فوتبال بزرگی مستطیل شکل است .

  3

 نقشه ماهواره ای شهر ساسانی گور ( فیروز آباد )

  1

 نقشه ماهواره ای شهر ساسانی بیشاپور

نوع معماری شهر واستفاده از نقوش موزاییکی در ساختمان ها نشانه های دیگری ازساخته شدن این شهر به دست سربازان رومی است . دیواره ها و کف کاخ های بیشاپور با این موزاییک های زیبا آراسته شده بود که بیشتر در معماری رومی رواج داشت . بخش زیادی از این موزاییک ها بعد از کشف به وسیله باستان شناسان به موزه لوور پاریس منتقل شد وامروزه درآنجا نگهداری می شود .

 bishapur_1 (2)

شهر بیشاپور با روشی که مهندسین یونانی ابداع کرده بودند ساخته شده یعنی دو خیابان وچهار دروازه آن یکدیگر را قطع می کردند . یکی از خیابانها در جهت شمال به جنوب و دیگری شرق به غرب است و هر کدام در انتها به یکی از دروازه‌های شهر منتهی می‌شده‌اند. دروازه غربی، ورودی اصلی شهر بوده‌است.

 2

دروازه شهر بیشاپور

باستان شناسان در سالهای گذشته فقط بخش های کوچکی از این شهر را اززیر خاک بیرون آورده اند و ده ها هکتار دیگر این شهر منتظر است تاروزی رازهای نهفته در دل خود را اشکار کند .

 bishapur_1 (1)



در شهر های مختلف ایران بناهای با شکوه فراوانی وجود دارد که یا دگار دوره های مختلف تاریخی است و معمولا نام2تاریخ بسیاری از هنرمندان و حاکمان را در خود زنده نگه داشته است . اما بعضی از حاکمان نیز  نامشان در خاطره شهر ها باقی مانده است البته نه به نیک نامی بلکه  به ظلم وخشونت وتخریب بناهای باارزش فرهنگی .

 

سلطان مسعود میرزا معروف به ظل‌السلطان فرزند ناصرالدین شاه نیز یکی از همین افراد است .او حدود سال ۱۲۲۸ش به‌دنیا آمد. و سه سال از مظفرالدین‌شاه بزرگ‏تر بود ولی چون مادرش از خاندان قاجاریه نبود،نتوانست ولیعهد شود . مسعودمیرزا در ابتدا با لقب یمین‌الدوله، حکومت مازندران و استرآباد و سپس فارس و اصفهان را به عهده گرفت تا این‌که لقب ظل‌السلطان یعنی سایه‌ی پادشاه را به او دادند .

در زمان حکومتش بر فارس به‌خاطر ظلم فراوان، عزل شد ولی مدتی بعد به اصفهان رفت و تا ۳۴ سال بعد با ستم حکومت کرد ظل‌السلطان، قشون مجهز و منظمی پدید آورد و با باج‏گیری و گرفتن  مالیات‏های سنگین از مردم ، ثروتی افسانه‏ای گرد آورد که به اعتراف خودش، برای ده نسل پس از او هم کافی بود. وی، املاک مردم را با زور و قهر، غصب و تصرف می‏کرد و شورش‏ها را با سنگدلی سرکوب می‏نمود .

ظلم و ستم او به حدی بود که ناصرالدین شاه تصمیم گرفت خود به اصفهان رفته و موضوع را بررسی کند اما ظل السلطان پیش دستی کرده و با هدایای فراوانی به حضورپدرش رفت و تقدیم بخشی از اموالی که به زور از مردم گرفته بود شاه را راضی کرد که او را عزل نکند  اما عقده اینکه او هرگر نمی توانست پادشاه شود تا پایان عمر برایش باقی ماند .

او در دوران پادشاهی برادرش مظفرالدین شاه قاجار نیز حاکم اصفهان بود و با شدت زیاد انقلابیان مشروطه خواه را سرکوب می کرد . اما زشت ترین  خاطره ای که از او برای همه ایرانیان و به ویژه مردم اصفهان باقی مانده است نابودی کاخ های زیبای اصفهان است که از دوران صفویه به یادگار مانده بودند . جهانگردانی مختلفی که اصفهان را در آن روز گار دیده بودند  این کاخ ها و باغ های اطرافش را توصیف کرد ه اند ساختمان هایی که برای هرکدامشان صدهها هنرمند چیره دست  ماه ها زحمت کشیده بودند و نام اصفهان با این بناها در دنیا شهره بود . فهرست نابودی این کاخ ها  به بیش 40 ساختمان وباغ می رسد . کاخ های بینظیری مانند : باغ و قصر سعادت آباد- عمارت هفت دست- قصر نمکدان- آئینه خانه- بهشت برین- بهشت آئین– انگورستان– بادامستان – عمارت و باغ نقش جهان و…
2تاریخ)
 ظل‌السلطان همچنین آینه کاری‌های روی ستون‌های عالی قاپو و چهل‌ستون را از میان برد و علاوه بر این دستور داد روی نقاشی‌های نفیس داخل کاخ چهل ستون را با گچ بپوشانند و نقاشان قاجاری  روی آنها دوباره نقاشی کنند .

امروزه توصیف این باغها را فقط می توان در کتاب های مسافران خارجی که به اصفهان آمده بودند دید و نقاشی هایی که آنها در کتابهایشان کشیده اند تنها خاطره  ای از این بناهای بلند به خاک افتاده است .

مسعودمیرزا در اواخر عمر، مدتی را در اروپا گذراند تا این‌که پس از دچار شدن به اختلال حواس، در دهم تیرماه ۱۲۹۷ش برابر با ۲۲ رمضان ۱۳۳۶ق در حدود هفتاد سالگی به کام مرگ افتاد .

 1تاریخ

                                                                    سر در باغ زرشک

1تاریخ                                                                                کاخ آیینه خانه

1تاریخ                                                                               شیر خانه

 2تاریخ

کاخ سر پوشیده از این کاخ فقط چهار زیر ستون سنگی باقی مانده که اکنون در حیاط کاخ چهل ستون نگهداری می شود .



 پیشگفتار

” بخوان به نام پروردگارت که همه چیز را آفرید . که انسان را از خون بسته آفرید . بخوان که پروردگار تو بسیار کریم است . هم او که آموخت نوشتن با قلم را . و به انسان آموخت آنچه نمی دانست . “

                                                                                           ( سوره ی علق ، آیات 5-1 )

پروفسور فرای ، استاد دانشگاه ها روارد :

” حدود سال 610 میلادی ، جبرئیل بر محمد امین ( ص ) نازل شد و به او ابلاغ کرد تا این آیات قرآن را بخواند ، و چنین بود که رسالت او آغاز شد . تحولات اسلام در تاریخ جهان خارق العاده بود ، و در ایران شکوفایی عظیم هنر ، صنعت و دانش را به همراه داشت ؛ عصر زرین ایران از اینجا آغاز شد . “

یکی بین و یکی گوی و یکی دان              بدین ختم آمد اصل و فرع ایمان

                                                               شیخ محمود شبستری ( گلشن راز )   

در طول چهار قرن پس از سقوط ساسانیان ، ایرانیان با قبول پیام توحید و ضمن حفظ و تداوم میراث فرهنگی خود به تدریج به اسلام گرویدند و بر پایه ی اعتقادات تازه ی خود فرهنگی جهانی را شکل دادند که حاصل تلاقی سنت های گوناگون بود . در نتیجه ، هنر و معماری اوج گرفت ، علومی مانند پزشکی ، شیمی و نجوم پیشرفت های چشمگیر کرد و زبان فارسی با جذب واژگان عربی گسترشی بی نظیر یافت . به این ترتیب ، می توان این دوره را عصر طلایی فرهنگ ایران نامید .

” ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را گروه ها و ملل مختلف قرار دادیم تا نسبت به هم معرفت و شناخت پیدا کنید . به درستی که گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزگار ترین شماست .

                                                                              سوره ی حجرات ، آیه ی 13

اسلام در ایران

اسلام ، که در لغت به معنی تسلیم در برابر خداوند است ، پرستش الله را جایگزین ستایش ظل الله ساخت و پرهیزگارترین مردمان را نزد خداوند ، مقرب ترین دانست . بدین ترتیب ، با سر دادن ندای برابری همه ی انسان ها ، منزلت و اعتبار اجتماعی از دست رفته را به محرومان بازگرداند .

تاریخ (4)

پروفسور حامد الگار ، استاد دانشگاه کالیفرنیا ، برکلی :

” جوهره ی پیام دین اسلام در همین کلمه ی اسلام نهفته است که به معنی تسلیم به اراده ی خداوند است . تسلیمی که در نهاد آن برابری کامل همه ی ابنای بشر به ودیعه گذاشته شده است . هر چند اولین اجابت کنندگان این دعوت ، ساکنان شبه جزیره ی عربستان بودند ؛ اما از همان ابتدا پیام اسلام پیامی جهانی بود که افراد غیر عرب را هم به خود جذب می کرد . به طوری که در میان یاران نزدیک پیامبر اسلام ، چند غیر عرب ، از جمله سلمان فارسی هم بودند که ایرانی تبار بود . می خواهم به یک نکته ی ظریف اشاره کنم : اولین سرزمین خارج از شبه جزیره ی عربستان که اکثریت مردم آن به اسلام گرویدند ، ایران بود و نه یک سرزمین عربی مانند سوریه یا مصر . اسلام آوردن ایرانیان خود نشانه ی آن است که مسلمان شدن معادل عرب شدن نبوده است . “تاریخ (3)

  پروفسور سید حسین نصر ، استاد دانشگاه جرج و اشنگتن دی . سی . :

” اسلام با خود پیامی آسمانی آورد که مثل باران بر روح ایرانیان بارید و آن را شکوفا کرد . ایرانی ها ، که به دلایل گوناگون از جمله اشاعه ی مانی گری و مزدک گرایی و حوادث اجتماعی ، سیاسی و مذهبی در دوران ساسانیان به شدت مستاصل شده بودند آمادگی پذیرش این دین جدید را داشتند . این که پنجاه هزار عرب توانستند با تهدید و اجبار ، سی میلیون ایرانی را مسلمان کنند ، سخنی گزاف و بیهوده است . واقعیت این است که اکثریت ایرانیان آماده ی پذیرش این پیام بودند . به همین دلیل وقتی آن باران ، بر این خاک آماده باریدن گرفت ، هم چون هنگام فرا رسیدن بهار ، گلها شکوفا شدند و زندگی جدیدی آغاز شد . بنابر این با این که ایرانیان ، پیش از ظهور اسلام هم تمدن با شکوهی بنا نهاده بودند ، شکوفایی علم و اندیشه در تمدن ایرانی پس از اسلام در این سرزمین آغاز شد . “

دست کم یک قرن طول کشید تا اسلام جایگزین آیین زرتشت شود . به دنبال آن ، ایران دستخوش چنان تحولات ژرف و دیرپایی شد که تا آن زمان بی سابقه بود .تاریخ (2)

 

پروفسور سی . ای . بازورث ، استاد دانشگاه منچستر :

” به عقیده ی من ، هماهنگی فرهنگ ایرانی با فرهنگ اساسا عربی اسلام به آمیزه ای پربار از این دو انجامید و شکوفایی عظیم نگارگری ، معماری و ادبیات در این عصر زرین را به دنبال داشت . “

ایرانیان برای مردمان و دینی که پذیرای عقاید دیگر ملل بودند رهاوردی بی همتا داشتند : تجارب تمدنی باستانی و دیرپا .

 تاریخ (1)

                                                                                                         منبع : هفت رخ فرخ ایران

                                                                                                         نویسنده : فرزین رضاییان

 



کانون هایی در دنیا وجود دارد که از نظر فرهنگ انسانی دارای شخصیتی کامل و هویتی ممتاز و به خوبی قابل تمیز و تفکیک از دیگران اند و از طرف دیگر آن چنان قوی و قدرتمند و دارای پیوستگی اجتماعی در طول قرون و اعصار بوده اند که هم چنان زنده و پویا باقی مانده اند … مطمئنا ایران یکی از این کانون هاست .

                                                                        تاریخ ایران به روایت کمبریج

123 

ایران به عنوان یک محدوده جغرافیایی ، عموما با سه تلقی گوناگون مورد توجه قرار می گیرد : در برداشت اول ، ایران امروز با مرزهای مشخص بین المللی مطرح است . دیگری قلمرو تاریخی ایران در دوران باستان است که در مواقعی از هندوستان تا بخش هایی از اروپای امروزی را شامل می شده است که فعلا مورد نظر ما نیست . در تلقی سوم ، که بیشتر مورد نظر این بررسی است ، حوزه تمدنی و کانون نفوذ فرهنگی ایران و زبان فارسی مورد نظر است ، همان تمدن مادری که ایران بزرگ فرهنگی یا به قول فرانسوی ها I iran exterieur خوانده می شود . تمدنی که از مرزهای موجود فراتر می رود و بخشی از کشور های همسایه را نیز در بر می گیرد .

تاریخ چند هزار ساله ایران موید این نکته است که اقوام و ملل گوناگونی در این سرزمین سکنی گزیده اند که برخی از آنها هنوز در کنار هم زندگی می کنند و جمعیت امروزی ایران را تشکیل می دهند . کرد ، ترکمن ، بلوچ ، آذری ، ارمنی ، عرب و فارس از این گروه اند .

از طرف دیگر آنچه مام طبیعت به ایرانیان عرضه داشته نیز تقریبا بی همتاست . بین دریای خزر و خلیج فارس دو رشته کوه اصلی وجود دارد که یکی از شمال شرق به شمال غرب و دیگری از شمال غرب به جنوب غرب امتداد یافته است . در تضاد با قله های پوشیده از برف این دو رشته کوه ، دو کویر وسیع و گرم در مرکز و شرق ایران واقع شده است . از طرف دیگر در شمال ایران و در حاشیه دریای خزر در حدود 600 کیلومتر کمربند سبز و جنگل های پرپشت و در جنوب ایران نیز دشت حاصلخیز و سرسبز خوزستان قرار دارد . با چنین آب و هوایی تقریبا در تمام طول سال دمای هوا بین گرم ترین و سردترین شهرهای ایران در حدود 40 درجه سانتیگراد تفاوت دارد و بنابراین به طور همزمان هنگامی که در دامنه البرز و در نزدیکی تهران بعضی ها اسکی می کنند ، گروه دیگری در آب های گرم خلیج فارس ، مثلا در جزیره کیش ، به شنا و ورزش های آبی مشغولند .

 

تاریخچه اجمالی :

هر که نامخت از گذشت روزگار          هیچ ناموزد زهیچ آموزگار      ( رودکی )

 عکس 2

نام کشور ما برگرفته از کلمه آریانام خشترام ( به معنی سرزمین آریاییان ) است که در گذر زمان به ایرانشهر و سپس در دوره ساسانی به ایران تبدیل شده است . این نام ظاهرا اول بار پس از استقرار اقوام آریایی در فلات ایران ، در حدود هزاره اول پیش از میلاد به کار رفته و در اوستا نیز آمده است . با این حال آغاز تمدن در سرزمین ما به چند هزار سال قبل باز می گردد . به زمانی که همزمان با سومری ها در بین النهرین ، عیلامی ها نیز در خوزستان ، اولین شهرهای دنیا را بنا نهادند و در حدود 3200 سال پیش از میلاد مبادرت به ابداع خط و نگارش کردند . به این ترتیب در زمانی که تمام اهالی کره زمین در دوران پیش از تاریخ به سر می بردند عیلامی ها همزمان با سومری ها ؛ با اختراع نگارش ، بشریت را به دوران تاریخی وارد کردند .

پس از عیلامی ها ، هخامنشیان بزرگ ترین امپراتوری تاریخ را بنا نهادند که تقریبا دوسوم جهان شناخته شده آن زمان را دربر می گرفت . آنها با حسن تدبیری بی نظیر و فراهم کردن آزادی های دینی و فرهنگی برای ملل تابعه ، توسعه راه های زمینی و دریایی و ایجاد اقتصادی پویا ، حکومتی بی نظیر را پایه گذاشتند که یونانیان آن را امپراتوری جهانی خواندند .

با روی کارآمدن اشکانیان و ساسانیان ، کشور ایران یگانه رقیب امپراتوری قدرتمند روم و سپس بیزانس شد . در این دوران که یک هزار سال به طول انجامید ، ایران که در قلب جهان شناخته شده آن روزگار قرار داشت ، محل تلاقی تمدن های گوناگونی همچون چین ، هند ، اروپا و شمال آفریقا بود و نقش پل ارتباطی آنها را ایفا می کرد ؛ به طوری که آثار هنری و فرهنگی ایران به چهار گوشه دنیا راه یافت . کشف آثار ارزشمند ساسانی در نقاط دور دستی همچون ژاپن ، شمال روسیه و مصر که بیش از 1500 سال پیش به آنجا راه یافته ، نمایانگر این موضوع است .

با ظهور اسلام و پذیرش تدریجی آن توسط مردم ایران ، فرهنگی بین المللی در ایران شکل گرفت که بوستان بی خزانی را برای شکوفایی علوم و فنون از یکسو و حکمت و عرفان از سوی دیگر فراهم ساخت .

رازی ، فارابی ، ابوعلی سینا ، بیرونی و خوارزمی در حوزه دانش و پژوهش و فردوسی ، عطار ، نظامی ، مولوی ، سعدی و حافظ در حوزه ادب و عرفان برخی از فرزندان این فرهنگ پویا و گل های خوش رایحه این بوستان همیشه بهار بودند . اینان « به جاذبه حسن ، ملک عقل ها و به کرشمه دلبری ، ملک دل ها » را به تصرف درآوردند .

 عکس 3

هفت رخ فرخ ایران

مولف و مترجم : فرزین رضائیان

نشر تهران – 1386

 



محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، دانشمند، مؤلف، مترجم، و مدیر چندین نشریه و روزنامه، سیاستمدار برجسته دوران ناصرالدین شاه قاجار و چهارمین فرزند حاج علی‌خان اعتمادالسلطنه است که در 21 شعبان 1259 ق. در تهران متولد شد . محمدحسن خان جزئ نخستین محصلان دارالفنون بود و در آنجا مدت 12 سال به تحصیل زبان فرانسوی و فنون نظامی پرداخت. اعتمادالسلطنه مدت بیست‌ وپنج سال همراه و همنشین ناصرالدین شاه بود و در بسیاری از سفرهای داخلی و خارجی از جمله سه سفر شاه به اروپا همراه او بوده است. وی همه روزه ساعت‌ها با شاه همنشینی می‌کرد و او را در جریان آخرین اخبار و رویدادهای جهان قرار می‌داد و نشریات فرانسوی را برایش می‌خواند. عتمادالسلطنه سرانجام در سن 53 سالگی و حدود یک ماه پیش از قتل ناصرالدین شاه در 13 نوروز و پس از بازگشت از زیارت حضرت عبدالعظیم، بر اثر سکته قلبی درگذشت. پیکرش را پس از مدتی به نجف حمل کردند و در وادی‌السلام به خاک سپردند. جالب است بدانید اعتماد السلطنه فرزند حاج علی خان  فراش باشی است که به دستور ناصرالدین شاه مامور قتل امیبر کبیر بود و اورادر حمام فین کاشان به قتل رساند . اما اعتماد السلطنه در آثارش بخشی از کارهای امیر کبیر را نقل کرده است متن زیر را از کتاب صدر التواریخ او برگزیده ایم وبه فارسامیر کبیر-تاریخی روان بازنویسی کرده ایم تا مطالعه آن برای شما راحت تر باشد .

 میرزا تقی خان امیر کبیر به خاطر قرار دادهایی که ایران با کشور های خارجی داشت جلو ورورد  کالاهای خارجی را نمی گرفت . اما در نزد مردم آن چنان رفتار می کرد که به کالای ایرانی بیشتر از کالای خارجی ارزش می گذاشت . و حتی لباس هایش را از پارچه های ایرانی می دوخت و مردم نیز که رفتار او را می دیدند از او پیروی می کردند  و رفتار وفرهنگ ایرانی را کنار نمی گذاشتند . پیشرفت صنایع کشور را  بارنگ های زرد وسرخ خارجی عوض نمی کردند . به این ترتیب مردم کالای کشور خودشان را می خریدند تا همیشه پولشان در دست خودشان رواج داشته باشد و پولشان به خارج نرود و خودشان بعداز مدتی معطل وسرگردان بمانند .

امیر دراین زمینه تلاش زیادی کرد . در زمان امیر پارچه بافی در اصفهان و کاشان وخراسان پیشرفت بسیاری کرد . او دستور داد به جای شال کشمیری که پولش به جیب خارجیان می رفت در کرمان شالی ببافند به نام شال امیری . قیمت این شال به طاقه ای 160 تومان رسید و از شال کشمیری برتری یافت وبه خوبی بافندگان از عهده این کار برآمدند .

البته هر طاقه از شال معمولی به 30 یا 40 تومان به فروش می رسید و هنوز از آن شال ها در ایران وجود دارد اما تا چند سال دیگر اسم این شال باقی می ماند امااثری از آن باقی نخواهد بود چون بعد از رحلت امیر دیگر به آن کیفیت شال امیری را نمی بافند .

زمانی که امیر با موکب همایونی (ناصر الدین شاه قاجار ) از اصفهان به طرف تهران می آمدند در شهر قم توقف کردند . در این شهر قلیان بلور از انگلیس می آوردند و به قیمت 5 تومان می فروختند این قلیان ها بسیار زیبا و خوش آب ورنگ بود وثروتمندان در مهمانی ها از آن استفاده می کردند و به این ترتیب به دیگران فخر می فروختند .

در زمان توقف امیر در قم ، سفالگران قمی کوزه قلیانی سفالی به حضور او آوردند که آتشدانش نیز سفالی  نبود. امیر دستور داد همین قلیان های سفالی را چاق کنند و برای او ودرباریان بیاورند .و بعد در همان جا گفت که این قلیان ها ی سفالی خوب چیزی است واستفاده از آن ها بی سلیقگی نیست . همین یک کلام کافی بود که دیگر در مهمانی هیچ کس ، قلیان بلور تراش انگلیسی استفاده نشود. واکنون کار به جایی رسیده است  که ثروتمندان واشراف به هرجا که وارد می شوند از همین قلیان های سفالی استفاده می کنند و حقیقتا آن را بهتراز کوزه قلیان انگلیسی می دانند و قیمت قلیان خارجی در ایران ارزان شده است . امروزه همه جا از قلیان های سفالی لعابدار ساده و برجسته که رنگ های گوناگونی دارد و بسیار هم مرغوب است استفاده می کنند و عده زیادی از طریق ساخت این کوزه ها امرار معاش می کنند .



در ایران بسیاری از مناطق باستانی از سوی مردم با نام سلیمان همراه شده است . تخت سلیمان در آذربایجان ، قبر مادر سلیمان یا همان پاسارگاد ، شیراز ملک سلیمان و….. اما چرا پدران ما این مناطق را به حضرت سلیمان نسبت می دادند ؟

حضرت سلیمان پسر داوود از پیامبران بنی اسرائیل بوده و بر طبق روایات مذهبی 700 سال عمر کرده است. سلیمان بواسطه انگشتری که در دست داشته و اسم اعظم بر آن نقش شده بود و بر جن و انس فرمان می رانده، باد به فرمانش بوده و تخت سلطنتش را جابجا می کرده و جن و پری کارهای ساختمانیش را انجام می داده اند چنانکه قرآن در سوره سبا آیه 12 چنین می فرماید : « وَ مِنَ الجِنِ مَنْ یَعَملَ بَیْنَ یَدَیْه بِاذن رَبه » یعنی : و از جن یک گروه آن بودند که پیش سلیمان کار می کردند.

و درباره ساختمانهایی که سلیمان ساخته است و در قصص الانبیاء نیشابوری آمده است که :6b4ed8847e43bae390f22b5081c8ffe2_large

دیوان را در کارها افکندند و آدمیان و باد را تا عمارتها کردند … و چنین گویند میدانی بساخت دوازده فرسنگ …. و تختی فرمود از سیم چهار فرسنگ و کرسی فرمود از زر سرخ و بر آن تخت نهاد و در مجمل التواریخ و القصص در وصف شهر اسکندریه آمده است که : « همان جا قصر سلیمان (ع) بوده است که دیوان از سنگ املس ساخته اند و چون در آن نگاه کنند صورت ابر و سبزی دریا پیدا شود و بر سان آئینه و بر آن نقطه ها ست رنگ رنگ و کس نداند که آن چه سنگ است و هر ستونی چندان است که مردی دست پیرامون آن در نتواند آورد » با توجه به این توضیحات مردم ایران در ابتدای آشنایی با اسلام و از آنجا که با تاریخ گذشته ایران  نیز آشنایی نداشتند و با مقایسه روایات مذهبی و قصه های اساطیری جمشید را با سلیمان یکی می پنداشتند و ساختمانهای عظیم بجا مانده از هخامنشیان را قصر سلیمان یا مسجد سلیمان می دانسته اند چرا که شباهت روایات مذهبی با آنچه از هخامنشیان باقی مانده است نیز به واقع زیاد است مثلاً سنگهای تخت جمشید سنگهای بزرگ و صیقلی است و تالار آئینه و یا کاخ تچر در تخت جمشید بعد از 2500 سال هنوز هم کف پنجره های آن چنان صیقلی است که تصویر را منعکس می کند .



********** من کوروش هخامنش فرمان دادم که بر مردمان
اندوه نرود .زیرا اندوه مردمان اندوه من
است و شادمانی مردمان ، شادمانی من .


********** بگذارید هرکس به آیین خویش باشد . زنان
را گرامی بدارید . فرودستان را
دریابید . و هرکس به زبان تبار خویش سخن گوید .


********** گسستن زنجیرها آرزوی من است . ما شب
را و بیداد را خواهیم زدود، زندگی را ستایش خواهیم کرد.

********** تا هست سرزمین من آسمانی باد ! که در او
رودهای بسیاری جاری است . ما دامنه ها و
دشت هایی داریم دریا وار . رازآمیز ،
سرسبز و برکت خیز ؛
 



هفتم آبان روز جهانی بزرگداشت کوروش کبیر میهن پرست سرزمین پارسها
 

واژه کوروش یعنی "خورشیدوار". کور یعنی "خورشید" و وش یعنی "مانندمیلاد کوروش پسر بهشت در اوستا ، سیروس در تورات ، سایروس در انجیل ، ذوالقرنین در
قرآن و اولین دادگستر جهان و بنیان گذار بزرگترین تمدن بشری - ایران زمین - بر همه وارثان
 این سرزمین مبارک باد!



ساخت اولین سد جهان توسط کوروش

  بیاد داشته باشیم که کوروش  پانصد سال قبل از میلاد مسیح  سدی در سغد و خوارزم احداث کرد که بیابانگردان سرکشانرا رام و به پیشه کشاورزی سوق داد  استادان ایرانی با پشتوانه سالها کارکشتگی ملت ایران زمین و مایه گرفته از تمدن آبی پیشدادیان به یاری کوروش آمدند و رود فرات را منحرف کردند تا وی از بستر خشک شده فرات وارد بابل شود با انداختن آب گیندس ( دیالمه ) به سیصد  وشصت جوی  و احداث اولین سد کارون بروی  گرند که سد اهوازش خواندند بدین اندازه از کارنیاکان مان را آگاهی می دهد که بگوییم .

ادامه در ادامه مطلب

 

در درازای تاریخ حبانمان ؛ زیر ساخت زندگیمان آنچنان با سد و آب و آبیاری و قنات پیوند خورده و هویت یافته  که بایسته و شایسته است با شناسه تمدن  آبی ایرانیان ارزیابی نمود . بجاست  به پاس و ارج آنانی که در دشتهای  خشک و کوههای  تفدیده میهنمان بر فراز آشیانه چکه های آب ،  تند آبه هارا مهار کرده و با کوله باری از تعهد و پایمردی چرخ آبه هارا به حرکت در می آورند ، اولین منشور آزادی بشر –  پندار گران کوروش — بنیانگزار تمدن آبی ایران تقدیم حضور گردد و بیابانگردانمان کشاورز شوند .



سازندگان پاسارگاد

سازندگان پاسارگاد

سازندگان پاسارگاد

از گواهی‌هایی که مورخان یونانی و رومی بر جای گذارده‌اند، مشخص است که

( پاسارگاد را بیشتر ساخته و پرداخته کورش بزرگ ) میدانسته‌اند. این نظریه به چند دلیل دیگر استوارتر می‌شود.

اول؛ آرامگاه کورش بزرگ که ساخته خود او بود، چنان ارتباطی از نظر طراحی نقشه و کاربرد نماپردازی در میان باغ بزرگ پاسارگاد با کاخ‌های دروازه، اختصاصی و بار نشان می‌دهد که مشخص می‌شود طراح همه یکی بوده و آن کاخ‌ها هم نتیجه سلیقه کورش بزرگ بوده‌اند. دوم کتیبه سه زبانه عیلامی, پارسی باستان و اکدی بر روی جرزها و درگاه‌های آن سه کاخ بیانگر آن است که آن‌ها با کورش ارتباط داشته‌اند.

ادامه در ادامه نوشتار

 

سوم، نوع معماری و به خصوص شیوه‌ی سنگ‌تراشی و بست‌های پاسارگادی قدمتی هر چند کوتاه بر معماری تخت جمشیدی را که از آغاز دوره داریوش بزرگ شروع شد، نشان می‌دهد و مخصوصا در نقوش، که از سنت‌های ملل مختلف گرفته شده‌اند، ولی هنوز به طور ثابت ریخت ایرانی نگرفته‌اند (آن چنان که در تخت جمشید می‌یابیم) حالتی آزمایشی و اولیه به خوبی نمایان است و آثار سنگ تراشان لودیه‌ای و ایونیه‌ای به ویژه در نوع تراش سنگ‌ها و ابزار و آلات سنگ‌تراشی و “نشانه‌های سنگ‌تراشان” پیداست.

بنابراین شکی نمی‌توان کرد که بناهای پاسارگاد با کورش بزرگ آغاز شده‌اند و ارتباطی با کورش جوان ندارند (آن طور که فرانتس هاینریش وایسباخ تصور میکرد).




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

دریافت کد رتبه جهانی سایت و وبلاگ