منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیتنامه شهدا
وصیت شهدا
نويسندگان
درباره

بـا تـوگـويـم ميهنــم ايـن بـار هـم گـل مـی کنـم آسمـانـت را پُـلِ پـروازِ سُنبـل مـی کنـم در سـرِ پيـری جـوان مـی گـردمـی همچـون بهـار کـوچـه بـاغـت را پـر از آواز بلبـل مـی کنـم جـاودانـه ميهنـم اين بـار هـم مـی سـازمـت چون درفـش کـاويـان هر جای می افرازمت همچـو رستـم می کَـنم ديـو پليـدی را ز جـای چـون فـريـدون شـوکـت ديـريـنه می پـردازمت با تـو مـام ميهنـم ديـرينه پيمـان می کنـم گـر که ايـرانـم نبـاشـد، تـرک ايـن جـان می کنم همچـو آرش بر پَـرِ البـرز جـان بـر کَـف بـه پـای کوهسـاران را پُـر از آواز ايــران می کنم بـا تـو گـويـم ميهنـم اين بـار هـم گـل می کنم با تـو گـويـم ميهنم ايـن بـار هـم گـل مـی کنـم
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ایران جاویدان

شاید امروز بخشی از جوانان کشور ندانند که میهن شان چه زمانی اران نامیده شده است و چرا به این کشور "ایران " گفته اند . لازم است قبل از هرگونه مطلبی ، ابتدا جوانان عزیز با توجه به تسمیه ایران آشنا شوند ، سپس به مباحث دیگر پرداخته شود .

نام مقدس ایران ، واژه ایست که قرنهای متمادی بر زبان ها جاری بوده و هست . نامی که نیاکان با خرد و نیک اندیشمان بر سرزمین خود که روزگاری آن را "قلب مشرق زمین" و " ناف جهان " می نامیدند ، گذاشتند . سرزمینی که در" اوستا "از آن به عنوان نخستین و بهترین آفریده اهورامزدا ، یاد شده است .

این سرزمین ، گهواره پرورش بزرگ مردانی گردیده است که جهانیان را به زندگی بر پایه اصولی چون: راستی ، پاکی ، آزاد منشی و اهریمن ستیزی فراخوانده و در دامن پیامبرانی را پروریده که پیام راستین خدا را برای نجات بشر از شرک و بت پرستی به ارمغان آورده و ندای عدل و دادخواهی و ظلم ستیزی را سرداده اند .

بنابراین انچه در شاهنامه فردوسی استفاده می گردد ،تاریخ کشور ما از ابتدا تا سلطنت " ایرج " ، تاریخ آریائیان ، و پس از ایرج و برنشستن " منوچهر " به سلطنت ، تاریخ ایران است . لذا آنگونه که خواهد آمد ، نام ایران تلفیقی  است از "ایرج" و واژه "ایرانویچ" خاستگاه اولیه ایرانیان .

 

ایران ویچ خاستگاه اولیه ایرانیان :

در کتاب اوستا ، که از کهن ترین و مستند ترین نوشته های بازمانده ایرانی است ، خاستگاه اولیه ایرانیان "ائیریانم وئجور" نامیده شده که در زبان پهلوی "ایرانویچ" شده است . واژه ایرانویچ واژه مرکبی است که از دو جز تشکیل شده است . جز نخست آن "ایران" و جز دوم آن " ویچ" به معنی تخمه و نژاد و نجیب و شریف است . هنگامی که جائی به این نام نامیده می شود ، واضح است که باید جایگاه نژاد ایرانی باشد و ایرانیان از آنجا برخاسته باشند و این نام می تواند راهنمای خوبی برای تعیین جای ایرانیان باشد . اکنون باید دید " ایرانویچ " از نظر جغرافیای در کجا واقع شده است . در این باره نظریات گوناگونی از سوی محققین ارائه شده است که از آوردن همه فرضیه ها خود داری می کنم و مستند ترین نظریه ها را که اکثر مورخین و محققین در آن اتفاق نظر دارند و بر آن صحه گذاشته اند ، توضیح خواهم داد و آن گفتار اوستا در بخش " وندیداد " است که محل "  ایرانویچ  "را  در کنار رود " ونگوهی دائیتی " دانسته  و  در متون پهلوی ، " ونگوهی دائیتی " همان " وهرود " است که امروز " جیحون " نامیده می شود .

بنابراین می توان تصور کرد که همین ناحیه که جیحون آن را آبیاری می کرده و بسیار آبادا و حاصلخیز بوده است ، جایگاه اولیه ایرانیان و خاستگاه آنان بوده که در اثر سرد شدن ناگهانی هوا و یا به خاطر اقوام زرد پوستی که از سوی شمال ایران به ایرانیان فشار می آوردند ، گروهی از ایرانیان ، جایگاه اصلی خود را ترک می کنند و به فلات ایران مهاجرت می کنند و این مهاجرت چندین بار صورت می گیرد .

آنچه مسلم است ، پس از جدائی قوم هندی از قوم ایرانی و کوچ انان به سوی مرکز تاریخ ایشان ، در قبیله واحدی که از نظر نژادی ، ریشه ایرانی داشت گسستگی بوجود آمد و طوایف مختلف ایرانی نژاد از یکدیگر جدا گشتند و سه قبیله بزرگ ایرانی که می توان انان را طایفه های " سرمی " – " تورجی " – " ایرجی " خواند ، بوجود آمدند و تبلور یافتند .حقیقت تاریخی این تقسیم قبایل ایرانی را در داستان نمادین "فریدون " و پسرانش سلم و تور و ایرج می توان بازیافت ، که پس از شکست ضحاک و برچیده شدن حکومت بابلیان به دست فریدون ، مجدداً آریاییها از اطراف و اکناف ، به دور هم جمع شدند و فریدون بر انان پادشاهی راند .

فریدون در پنجاهمین سال سلطنت خود ، یکی از دختران ضحاک را به همسری برگزید . از این دختر دو پسر به نام های سلم و تور به دنیا امدند و از همسر دیگرش که نامش " ایراندخت " و پارسی نژاد بود ، پسری به نام "ایرج " متولد شد . فریدون پس از بازگشت نظام آریائی ، ممالک خویش را بین سه فرزندش تقسیم کرد . روم را تا بلاد فرنگ ، به پسر بزرگش سلم داد و او را با گروهی از آریاییان به دیار اروپا فرستاد . تبت و چین و بلاد شرق را به تور داد که "تور" وجه تسمیه کشور " توران " است و آنگاه ایران زمین ، عراق و شهرهای آن سرزمین مغرب را به ایرج داد و آن را به تاج و تخت مخصوص نشاند و فردوسی در این باره وی فرماید :

 

نهفته  چو بیرون کشید از نهان                      به سه بخش کرد آفریدون جهان

یکی روم و خاور یکی ترک وچین               سوم  دشت  گردان ایران زمین

نخستین به سلم اندرون بنگرید                     همه روم و خاور مر اورا گزید

بفرمود   تا   لشکری   برکشید                      گرازان  سوی خاور اندر کشید

دگر  تور را  داد  توران زمین                           ورا  کرد  سالار ترکان  و چین

بزرگان  بر او  گوهر افشاندند                        جهان پاک توران شهش خواندند

پس  آن گه نیابت به  ایرج رسید                     مر او را  پدر شهر ایران  گزید

هم ایران و هم دشت نیزه  وران                     همان  تخت شاهی  و تاج سران 

بدو  داد  کاو را  سز ا  دید گاه                         همان تیغ و مهر و نگین و کلاه

نشستند  هر سه به آرام  و شاد                    چنان  مرزبان  فرخ  نژاد

 

ایر : ایران

 

پس از سه بهره شدن نزاد آریا ، آن گروه از نژاد آریا که مهاجرت نکردند در ناف یا مرکز جهان که به زبان اوستائی "ائیریه " خوانده می شود ، ساکن شدند و با نام " ایرج" مشهور شدند و ایرج مخفف همان واژه اوستائی است که به پهلوی و فارسی دری ، ایرانویچ تلفظ می شود که ناف یا مرکز جهان معنی می دهد .

آریای ها به زبان اوستائی " ائیرین " و به زبان پهلوی و دری "ایر " خوانده می شوند . ایر در لغت به معنای "آزاده" است و جمع آن با ایران به معنی " آزادگان " است .

 با توجه به آنچه از کتاب ایرانویچ دکتر بهرام فره وشی استفاده می شود ف واژه ایران در نام های جغرافیایی " اران " و " آلبان " دیده می شود . همچنین نام محلی جمهوری " استی " شوروی در شمال کوه های قفقاز نیز به صورت " ایرستان " تلفظ می شود که مرکب از واژه "ایر " به معنی ایران و" استان " که به معنی جایگاه ایرانیان است .




آیا می دانید؟

 

 

1- آذربایجان به دلیل داشتن بیشترین آتشکده ها به "مهد آیینی ایران باستان "به شمار می آید .

2- نام آذربایجان از آتش  سرچشمه می گیرد . چرا که در این منطقه در زمان هخامنشیان آترپات(نگهبان آتش) و این ناحیه نیز به (آتورپاتکان) نامگذاری شد که رفته رفته به آذربایجان تغییر یافت .

3- دقیقترین تقویم دنیا ، تقویم ایران باستان است که هر 3770 سال یک رو زاشتباه دارد در صورتی که تقویم میلادی هر 3330 سال یک روز اشتباه دارد .

4- دانشگاه جندی شاپور به دستور شاپور اول ساسانی در حدود2000سال پیش پایگذاری شد و در زمان انوشیروان ساسانی گسترش یافت .

5- وقتی در زمان صلح دائم ایران و روم فرستاده قیصر روم به ایران آمد و هدایایی را تقدیم کرد از طاق کسرا دیدن کرد و به معماری ایران تحسین گفت اما در ادامه بازدید از خمیدگی قسمتی از آن بسیار شگفت زده شد و گمان برد اشتباهی رخ داده است و به حاظران گفت دلیل آن چیست ؟ حاظران به او گفتند ، در زمان ساخت این بنا پیرزنی در کنار محل ساخت ، کلبه داشت . انوشیروان خواست که کلبه را از او بخرد ولی پیر زن به دلیل وابستگی به آنجا ، قصد فروش خانه اش را نداشت . پس انوشیروان دستور داد که عمارت را به شکلی بسازند تا به کلبه آن پیرزن آسیبی نرسد و حال کج بودن قسمتی از این بنا به ابن دلیل است . سفیر روم در شگفتی تمام گفت : اکنون کج بودن این بنا از راست بودنش راست تر است .

6- ابومسلم خراسانی ( از نوادگان بزرگمهر ، وزیر نامدار انوشیروان دادگر ) اولین کس و تاثیر گذار ترین کس برای بیرون راندن عرب ها از ایران و شکوه دوباره ایران بود .

7- سلطان محمود غزنوی کمک بسیار زیادی در زمان فردوسی برای زنده ماندن زبان فردوسی نمود . از دیگر بزرگان که برای زنده ماندن زبان فارسی کتاب های زیادی نوشته اند می توان افراد ی را نام برد : ابوعلی سینا – ابوریحان بیرونی – خواجه نصیرالدین طوسی – امام محمد غزالی – ناصر خسرو قبادیانی و ... .

8- امروزه بیش از 2000 کلمه فارسی در زبان عربی وجود دارد .

 

9- کشورهای افغانستان – تاجیکستان – قسمتی از پاکستان به زبان فارسی صحبت می کنند .

10- جنگهای گلادیتوری در فرهنگ ایران جایگاهی نداشت چرا که ایرانیان ، اسران را وسیله تفریح خود قرار نمی دادند

 



 


 

آیا میدانید؟

 

1- پایه های اقتدار و افتخار هخامنشیان زمانی شکل گرفت که کمبوجیه اول- فرمانروای هخامنشی- با ماندانا ، دختر آستیاگ پادشاه مادازدواج کرد که ثمره این ازدواج میان دو سلسله آریایی ، کورش کبیر بود.

 

2- آریو برزن (آریا برزین): یکی از سرداران دلیر ایرانی بود که در آن هنگام که اسکندر قصد تصرف شهر پارسه(تخت جمشید) را داشت این سردار در تنگه پارس(کهگلویه) اسکندر و سپاهیان او را به دام انداخت . سپاه ایران با غلطاندن سنگ ها ، تلفات زیادی به سپاه اسکندر وارد کردند . که سرانجان در این نبرد بدون اینکه خود را تسلیم کند تا آخرین نفس ایستادگی کرد و جان خود را در راه آرمان های کورش از دست داد .

 

3- این رویداد را مورخ یونانی ، گزنوفن شرح می دهد : هنگامی که سپاه کوروش بر شوش غلبه می کند ، پانته آ ملکه و همسر ابرداتس پادشاه شوش به اسارت در می آید و پادشاه فرار می کند و برای تجدید قوا و اتحاد به حکومت آشور پناه می برد .

آراسیب یکی از فراندهان سپاه کوروش به این زن به اسارت درآمده که از نهایت زیبایی برخوردار بود به چشم طمع نگاه می کند . زمانی که کوروش این موضوع را فهمید او را تنبیه و به یکی از مناطق دورافتاده از حکومت تبعید می کند .

از آن زمان پانته آ مورد رحمت و محبت کوروش قرار می گیرد و آراسیب با شنیدن این اخبار به سپاه کوروش ملحق می شود و در یکی از جنگ ها در راه آرمان های کوروش جان خود را از دست می دهد .

 

4- هخامنشیان 220 سال حکومت کردند

 

5- در هنگام فتح بابل بیش از 40 هزار اسیر از بابل مراجعت کردند و به دستور کوروش کبیر آزاد شدند

 

6- کوروش کبیر معتقد بود : "پادشاه نباید تجارت کند چرا ه زراندوزی پادشاه، مردم را فقیر می کند و او را از حال مردم غافل می کند ".

 

7- پارت ها موسس سلسله اشکانیان هستند

 

8- پایتخت مادها به گویش آریایی هگمتانه – به گویش یونانی اکباتان – و امروزه همدان است

 

9- مهمترین کار مادها شکست امپراتوری آشور بود .

 

10- پیامبر ایران باستان (زرتشت پاک) از قوم ماد بود .




آیا می دانید؟

 

1- آذربایجان به دلیل داشتن بیشترین آتشکده ها به "مهد آیینی ایران باستان "به شمار می آید .

2- نام آذربایجان از آتش  سرچشمه می گیرد . چرا که در این منطقه در زمان هخامنشیان آترپات(نگهبان آتش) و این ناحیه نیز به (آتورپاتکان) نامگذاری شد که رفته رفته به آذربایجان تغییر یافت .

3- دقیقترین تقویم دنیا ، تقویم ایران باستان است که هر 3770 سال یک رو زاشتباه دارد در صورتی که تقویم میلادی هر 3330 سال یک روز اشتباه دارد .

4- دانشگاه جندی شاپور به دستور شاپور اول ساسانی در حدود2000سال پیش پایگذاری شد و در زمان انوشیروان ساسانی گسترش یافت .

5- وقتی در زمان صلح دائم ایران و روم فرستاده قیصر روم به ایران آمد و هدایایی را تقدیم کرد از طاق کسرا دیدن کرد و به معماری ایران تحسین گفت اما در ادامه بازدید از خمیدگی قسمتی از آن بسیار شگفت زده شد و گمان برد اشتباهی رخ داده است و به حاظران گفت دلیل آن چیست ؟ حاظران به او گفتند ، در زمان ساخت این بنا پیرزنی در کنار محل ساخت ، کلبه داشت . انوشیروان خواست که کلبه را از او بخرد ولی پیر زن به دلیل وابستگی به آنجا ، قصد فروش خانه اش را نداشت . پس انوشیروان دستور داد که عمارت را به شکلی بسازند تا به کلبه آن پیرزن آسیبی نرسد و حال کج بودن قسمتی از این بنا به ابن دلیل است . سفیر روم در شگفتی تمام گفت : اکنون کج بودن این بنا از راست بودنش راست تر است .

6- ابومسلم خراسانی ( از نوادگان بزرگمهر ، وزیر نامدار انوشیروان دادگر ) اولین کس و تاثیر گذار ترین کس برای بیرون راندن عرب ها از ایران و شکوه دوباره ایران بود .

7- سلطان محمود غزنوی کمک بسیار زیادی در زمان فردوسی برای زنده ماندن زبان فردوسی نمود . از دیگر بزرگان که برای زنده ماندن زبان فارسی کتاب های زیادی نوشته اند می توان افراد ی را نام برد : ابوعلی سینا – ابوریحان بیرونی – خواجه نصیرالدین طوسی – امام محمد غزالی – ناصر خسرو قبادیانی و ... .

8- امروزه بیش از 2000 کلمه فارسی در زبان عربی وجود دارد .

 

9- کشورهای افغانستان – تاجیکستان – قسمتی از پاکستان به زبان فارسی صحبت می کنند .

10- جنگهای گلادیتوری در فرهنگ ایران جایگاهی نداشت چرا که ایرانیان ، اسران را وسیله تفریح خود قرار نمی دادند



فرمان بزرگ کوروش که به نخستین اعلامیه حقوق بشر نامبدار گردیده است ، بر استوانه ای از گل پخته کنده شده و از این روی در تاریخ به "استوانه کوروش" شهرت دارد.

از مفاد این فرمان که حاوی ارزش های معنوی و تاریخی و نمودار انسان دوستی بنیان گذار حکومت هخامنشی است تا سال 1879 میلادی هیچ گونه آگاهی در دست نبود .

از حقوق اعطایی به کشور های مغلوب و سرزمین هایی که برای تاسیس حکومت جهانی جزو قلمرو هخامنشی قرار می گرفت تنها در کتاب مقدس یهود و مدارک مورخان یونان ، آن هم به طور پراکنده و نابسامان و گاه آلوده با کینه توزی مطالبی به دست آمده است.



هخامنشیان نخستین سلسله قدرتمند ایرانی بودند که 700سال پیش از میلاد ، در کرانه رود کارون ، موجودیت خود را اعلام کردند . انها به رهبری فردی به نام هخامنش- رهبر قبیله پاسارگاد – نام سلسله خود را هخامنشیان (به معنای کسانی که منش نیکو دارند ) گذاشتند .

پایه های اقتدار و افتخار هخامنشیان زمانی شکل گرفت که کمبوجیه اول – فرمانروای هخامنشیان – با ماندانا ، دختر آستیاگ پادشاه ماد ازدواج کرد که ثمره این ازدواج میان دو ساساه قدرتمند آریایی ، کوروش کبیر بود . کوروش ، فرمانروایی بر سرزمین تحت فرمان خود را با جوانمردی و گذشت و احترام به همه ادیان و فرهنگ های قوم های مختلف به انجام رساند . و ایرانیان را در سراسر دنیا به عنوان مردمی نجیب و قدرتمند معرفی کرد .

پس از او داریوش بزرگ روی کار آمد . سیاست داریوش بر پایه اقتدار ملی و ایرانی ، شکل گرفت . داریوش یک آریایی ملی گرا و آرمان خواه بود . نظام اداری داریوش آنچنان دقیق و مستحکم بود که تمام فرمانروایان پس از او با میراث بر جای گذاشته از او به حیات کشور داری خود ادامه می دادند .

220 سال حیات شکوهمند هخامنسیان با تفکر بنیادین کوروش و اقتدار داریوش ، ادامه پیدا کرد و در نهایت با حمله اسکندر به ایران به پایان رسید .

اسکندر به بهانه کشور گشایی ، شیوه تسامح و احترام به اقوام مغلوب را در پیش گرفت اما با ورود به ایران ، هرگز نتوانست آن خوی حسادت و ضد بشری خود را پنهان نگاه دارد . مورخان غربی می کوشند آتش زدن تخت جمشید را به گردن تائیس(عجوزه اسکند ) که او را تحریک به چنین کاری کرد بیندازند . و یاتصمیم گیری به چنین کاری را به دلیل باده نوشی و بی اختیاری عقل می پندارند . اما وقتی به گذشته اسکند نگریسته می شود ؛ نشان می دهد که او سابقه به آتش کشیدن شهرها را نیز داشته است . او پس از اشغال شهر تبس دستور می دهد تا شهر را به آتش بکشند و مردمان را به عنوان برده به فروش برسانند . لوح های مختلفی نیز از او بر جای مانده است که سراسر خشونت و غضبش را بیان می کند که نشان می دهد نمی توان او را در از میان بردن یکی از بزرگترین نمادهای تمدن بشری ، بی تقصیر دانست . مرگ اسکندر نیز در حالت مستی به وقوع پیوست . او سرمست از کشور گشایی هایش و در حال خوردن باده آغشته به زهری – که توسط اطرافیان نزدیکش فراهم شده بود – می میرد .



باید دانست که پیروزی کورش در سال 550 سرنوشت تاریخ جهان را دگرگون کرد و مایه پیشرفت و فرمانروایی ایرانیان گشت . اگر وی شکست می خورد و نابود می شد ایرانیان هرگز به چنان سرافرازی شکوهمندانه ای که هخامنشیانی چون کورش و داریوش بر ایشان به دست آوردند نمی رسیدند و لودیان ، بابلیان ، مصریان و ملته ای دیگر سرنوشتی جز ان میافتند که امروز تاریخ به ما باز میگوید و شاید از یهودیاهن چندان نام و نشانی به جای نمی ماند

گرفتاری ایشتوویگو مایه ان شد که همه باجگزاران ماد از رود هالیس تا مرزهای خراسان به فرمان کورش گردن بگذارند و اورا شاهنشاه خود بشناسند اگر هدف وی مانند بیشتر پادشاهان خاور زمینت یافتن زر و سیم بود کارهایش به همینجا پایان میافتلیکن فرمانده سپاه پارسیان که به تازگی پای در سن چهل سالگی می نهاد و نبونه ئید امیدوار بود با دست او پرخاشجویان ایرانی ، ماد را از مرزهای خود دور دارد برای رهبری آزاده سواران ایرانی در راه سربلندی و درخشندگی و زیست سرافراز آفریده شده بود نه در خانه نشستن و خودکامه و کاهل در میان پرستاران زیستن این بود که ارام نگرفت باز هم پیش رفت و هم میهنانش را پیش برد تا آنجا که زمانه توان پیشرفت را از او بربود

اینک کورش فرمانروای ایرانشهر شده بود ، می رفت تا مرزهای کشورش را فراختر کند ، گذشته از پارسیانو مادها که با وی خویشاوندی و دوستی داشتند گرگانیان ، پارتیان و ایلامیان نیز به فرمان وی گردن نهاده بودند و بر ساختمانهای باشکوه و زیبای پاسارگاد نیز روز به روز افزوده می شدو نخستین پایتخت شاهنشاهی سال به سال بزرگتر و دیدنی تر می گشت ولی این شهر از مرزهای نوین ایرانشهر دور بود و کورش هگمتانه را از ارج دیرینش نیانداخت و از آن پس آن شهر نامی پایتخت تابستانی خاندان هخامنشی شد و دارای کاخی بلند و با شکوه گشت و گنج انبوهی در آنجا بود و نوشته ای مهم در ان شهر نگهداشته میشد

با به دست آوردن ماد سرزمین هایی که وابسته یا زیر فرمان مادها بودند به کورش می رسید بنابریان بین النهرین شمالی - که حران را هم در بر داشت - سوریه ، ارمنستان و کاپادوکیه هم میبایست از آن شهریار هخامنشی شود در دباره کاپادوکیه خوشبختانه گواه هرودتوس درست است وی می نویسد که چون کاپادوکیه ای ها از پیروزی کورش در جنگ با مادها آگهی یافتند به فرمان وی گردن نهادند از آن پس کاپادوکیه یکی از استان های ایران شهر گشت وبه پارسی باستان کت پتوکه خوانده شدلیکن همسایگان و بدخواهان کورش - نبونه یئد و کرزوس پادشاه لودیه - که از او سخت می هراسیدند چهار چشمی کورش را می پائیدند آن یک میخواست نگذارد پای کسی به سوریه و مرز بابل باز شود و این یک در آرزوی دست یافتن بر کاپادوکیه و گسترش مرزهای لودیه می سوخت از این رو فرجام کار روشن بود و کورش میدانستکه باید بدخواهان را درهم شکست یا بر جای خود نشانید

این اندیشه نه تنها از خواست زمانه سرچشمه می گرفت و مایه آن نه تنها بد خواهی و بدچشمی همسایگان بود بلکه از بلند پروازی خود کورش نیز اب می خورد

از کارهائی که کورش در دو سه سال پس لز پیروزیش بر ایشتوویگو انجام داد اگاه نیستیم گمان میرود که وی در آن هنگ

ام به سازمان دادن کشور خود و استقرار کردن فرمانروائی پارسیان و مادها در سرزمینهای گشوده شده سرگرم بوده است

کتزیاس گوید اندک زمانی از بر تخت نشستن کورش سپری نشده بود که بر سر مردمان باختر - بلخیان - و سکاها لشکر کشید. لیکن بر این گفته نیز اعتماد نشاید کرد زیرا کتزیاس در داستان پردازی استاد بود و گمان می رود که این لشکر کشی را نیز از روی جنگهاوی که کورش پس از گشودن لودیه در خاور ایرانشهر با سکاها کرد ساخته است

با این همه میتوان گفت که کورش آرام ننشست و از انجا که خود را جانشین قانونی شهریاران ماد می شمرد به گشودن سرزمینهایی که پیش از آن در چنگ مادها بود پرداخت.

 


منبع:مرجع تاریخ سرزمین پارس_امپراطوری هخامنشیان




مسجد سلیمان(پارسوماش)نام اختصاری(M.I.S) شهری است تاریخی که در میان کوه‌های زاگرس در استان خوزستان واقع شده است.این شهر به شهر اولین ها نیز مشهور است زیرا خیلی از امکانات زندگی شهری برای اولین بار در این شهر بختیاری نشین بوده است و مردم با آن آشنایی داشته اند . مانند اولین شهر نفتی ، اولین زمین تنیس ، اولین سینما و ...

این شهر از شمال غرب به شهرستان شوشتر، از شمال تقریبأ به بخش لالی و اندیکا، از جنوب شرق به شهرستان ایذه، و از جنوب غرب به شهر اهواز ارتباط دارد. ساکنان این شهر را طوایف مختلفی از قوم بختیاری تشکیل می‌دهند ولی با کشف نفت در منطقه افراد دیگری از سایر مناطق بختیاری بمنظور کسب و کار به این شهر آمدند و رفته رفته بصورت دایم در این شهر ساکن شدند.
مسجدسلیمان بدلیل جاذبه‌های تاریخی و بهار زیبایش و رویش لاله‌های وحشی و شب بو در ایام نوروز پذیرای تعداد بیشماری از مهمانان نوروزی می‌باشد. یکی از تفریحگاه‌های دیدنی این شهر منطقه‌ای بنام تمبی می‌باشد. یکی از مهمترین مکانهای تاریخی و باستانی این شهرمنطقه‌ای است بنام معبد سرمسجد که درشمال شرقی شهر مسجدسلیمان واقع شده‌است. این معبد که در گذشته‌های دور همواره در آن آتشی افروخته بوده مشرف به سفه سرمسجد است که بگفته مورخان مقر حکومتی پارس‌ها بوده‌است. از دیگر آثار باستانی این شهرستان می‌توان به معبد بسیار کهن برد(BARD) نشانده نیز اشاره نمود.توضیح=برد نشانده(bard neshandeh)در زبان بختیاری به معنای سنگ ایستاده است
هیئت باستان‌شناسی فرانسوی سال ۲۰۰۷ نیز در مسجد سلیمان موفق به کشفیات مهمی شده است. پروفسور گیرشمن رئیس هیئت مزبور عقیده دارد که محل کنونی مسجد سلیمان، (پارسوماش ) قدیمی‌ترین پایتخت پادشاهی هخامنشی بوده‌است. یکی ازعوامل ایجاد و گسترش شهر مسجدسلیمان، اکتشاف نفت دراین منطقه‌است. می‌دانیم که، ویلیام ناکس دارسی طی انعقاد قراردادی با دولت مظفری مجوز جستجو و اکتشاف نفت در ایران را گرفت و تیم اکتشاف وی این طلای سیاه را برای اولین بار در خاورمیانه، و در شهر مسجدسلیمان کشف کرد. به یقین این واقعه سرنوشت کشور ما و حتی منطقه خاورمیانه را دگرگون ساخت. با توسعه صنعت نفت و پتروشیمی و همچنین احداث صنایعی که وابستگی شدیدی به این ماده اولیه داشتند، لزوم تسلط بر منابع نفتی و کشورهایی که داری این منابع هستند، در دستور کار قدرتهای برتر اقتصادی، سیاسی و نظامی وقت قرار گرفت. به حدی که برای حصول این مقصود جنگهای فراوانی درگرفت، خون‌های زیادی ریخته شد، کشورهای بسیاری تجزیه شدند و در یک کلام جغرافیای سیاسی دنیا تغییر یافت و این جریان هنوز هم ادامه دارد. با این اوصاف می‌توان عنوان کرد، مسجدسلیمان شهری است که قدرتهای اقتصادی و شرکتهای نفتی به واسطه آن تاریخ بخش اعظمی از دنیا را تغییر داده‌اند. شهری که بسیاری از مردم کشورمان حتی از مکان دقیق آن نیز بی اطلاع هستند... !

علل شکل گیری، چگونگی توسعه شهر و روند رشد آن در فاصله اواسط سدهٔ ۹ تا اَوایل سدهٔ ۷ پیش از میلاد قومی آریایی به نام ‍«پارسوا»از دامنه‌های شمال غربی زاگرس و کوه‌های بختیاری به جلگه خوزستان فرود آمدند و مسجدسلیمان کنونی از جمله مناطقی بود که در آن سکنیٰ گزیدند. این قوم نیمه بدوی که متکی بر معیشت شبانی و به ویژه تربیت اسب بودند، بعد از آشنایی با کشاورزی و ترک کوچ‌نشینی، در نواحی کوهپایه‌ای جلگه، شهر تازه‌ای بنا نهادند و آنرا به یاد سرزمین گذشته خود که «پارسوا» نام داشت، «پارسوماش» خواندند.



مسجد سلیمان(پارسوماش)نام اختصاری(M.I.S) شهری است تاریخی که در میان کوه‌های زاگرس در استان خوزستان واقع شده است.این شهر به شهر اولین ها نیز مشهور است زیرا خیلی از امکانات زندگی شهری برای اولین بار در این شهر بختیاری نشین بوده است و مردم با آن آشنایی داشته اند . مانند اولین شهر نفتی ، اولین زمین تنیس ، اولین سینما و ...

این شهر از شمال غرب به شهرستان شوشتر، از شمال تقریبأ به بخش لالی و اندیکا، از جنوب شرق به شهرستان ایذه، و از جنوب غرب به شهر اهواز ارتباط دارد. ساکنان این شهر را طوایف مختلفی از قوم بختیاری تشکیل می‌دهند ولی با کشف نفت در منطقه افراد دیگری از سایر مناطق بختیاری بمنظور کسب و کار به این شهر آمدند و رفته رفته بصورت دایم در این شهر ساکن شدند.
مسجدسلیمان بدلیل جاذبه‌های تاریخی و بهار زیبایش و رویش لاله‌های وحشی و شب بو در ایام نوروز پذیرای تعداد بیشماری از مهمانان نوروزی می‌باشد. یکی از تفریحگاه‌های دیدنی این شهر منطقه‌ای بنام تمبی می‌باشد. یکی از مهمترین مکانهای تاریخی و باستانی این شهرمنطقه‌ای است بنام معبد سرمسجد که درشمال شرقی شهر مسجدسلیمان واقع شده‌است. این معبد که در گذشته‌های دور همواره در آن آتشی افروخته بوده مشرف به سفه سرمسجد است که بگفته مورخان مقر حکومتی پارس‌ها بوده‌است. از دیگر آثار باستانی این شهرستان می‌توان به معبد بسیار کهن برد(BARD) نشانده نیز اشاره نمود.توضیح=برد نشانده(bard neshandeh)در زبان بختیاری به معنای سنگ ایستاده است
هیئت باستان‌شناسی فرانسوی سال ۲۰۰۷ نیز در مسجد سلیمان موفق به کشفیات مهمی شده است. پروفسور گیرشمن رئیس هیئت مزبور عقیده دارد که محل کنونی مسجد سلیمان، (پارسوماش ) قدیمی‌ترین پایتخت پادشاهی هخامنشی بوده‌است. یکی ازعوامل ایجاد و گسترش شهر مسجدسلیمان، اکتشاف نفت دراین منطقه‌است. می‌دانیم که، ویلیام ناکس دارسی طی انعقاد قراردادی با دولت مظفری مجوز جستجو و اکتشاف نفت در ایران را گرفت و تیم اکتشاف وی این طلای سیاه را برای اولین بار در خاورمیانه، و در شهر مسجدسلیمان کشف کرد. به یقین این واقعه سرنوشت کشور ما و حتی منطقه خاورمیانه را دگرگون ساخت. با توسعه صنعت نفت و پتروشیمی و همچنین احداث صنایعی که وابستگی شدیدی به این ماده اولیه داشتند، لزوم تسلط بر منابع نفتی و کشورهایی که داری این منابع هستند، در دستور کار قدرتهای برتر اقتصادی، سیاسی و نظامی وقت قرار گرفت. به حدی که برای حصول این مقصود جنگهای فراوانی درگرفت، خون‌های زیادی ریخته شد، کشورهای بسیاری تجزیه شدند و در یک کلام جغرافیای سیاسی دنیا تغییر یافت و این جریان هنوز هم ادامه دارد. با این اوصاف می‌توان عنوان کرد، مسجدسلیمان شهری است که قدرتهای اقتصادی و شرکتهای نفتی به واسطه آن تاریخ بخش اعظمی از دنیا را تغییر داده‌اند. شهری که بسیاری از مردم کشورمان حتی از مکان دقیق آن نیز بی اطلاع هستند... !

علل شکل گیری، چگونگی توسعه شهر و روند رشد آن در فاصله اواسط سدهٔ ۹ تا اَوایل سدهٔ ۷ پیش از میلاد قومی آریایی به نام ‍«پارسوا»از دامنه‌های شمال غربی زاگرس و کوه‌های بختیاری به جلگه خوزستان فرود آمدند و مسجدسلیمان کنونی از جمله مناطقی بود که در آن سکنیٰ گزیدند. این قوم نیمه بدوی که متکی بر معیشت شبانی و به ویژه تربیت اسب بودند، بعد از آشنایی با کشاورزی و ترک کوچ‌نشینی، در نواحی کوهپایه‌ای جلگه، شهر تازه‌ای بنا نهادند و آنرا به یاد سرزمین گذشته خود که «پارسوا» نام داشت، «پارسوماش» خواندند.




زمانی کزروس به کوروش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود
بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی.
کوروش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟
کزروس عددی را با معیار آن زمان گفت.
کوروش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کوروش برای امری....

ه مقداری پول و طلا نیاز دارد.
سرباز در بین مردم جار زد و سخن کوروش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در
توان داشتند برای کوروش فرستادند.
وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت
بسیار بیشتر بود.
کوروش رو به کزروس کرد و گفت ، ثروت من اینجاست.اگر آنها را پیش خود نگه
داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم . زمانی که ثروت در اختیار توست
و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا
کسی آن را ببرد




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

دریافت کد رتبه جهانی سایت و وبلاگ