سلسله كيانيان با حضور كي قباد در عرصه تاريخ وجود يافت بدين شكل كه پس از مرگ گرشاسب كه آخرين پادشاه پيشدادي بوده عليرغم وجود طوس و گستهم پسران نوذر جهت آنكه فر ايزدي در آنان از ميان رفته بود از خاندان فريدون و تبار پيشداديان اعتبار سلطنت سلب گشته و طي شورايي حكم بر آن شد تا به واسطه رستم پسر زال كي قباد را از كوههاي البرز فرود آورده تاج و تخت سلطنت را به او كه شايستگي ويژه دارد اعطا كنند تا در اين مرحله از تاريخ وديعت حكومت نزد او باشد . به قولي كي قباد پسر (( زاو )) است كه البته زاو نيز با واسطه هايي نسب....


به منوچهر مي برد و از خاندان نوذر به شمار مي رود و بنا به مندرجات بندهش كي قباد پسر خوانده ي زاو است بنابراين از تبار نوذريان شايد نامي همراه داشته باشد . در فصل 31 فقره 24 بندهش آمده است (( كه كي قباد نوزاد را در درياچه پيچيده در تابوتي گذارده روي آب انداخته بودند زاب پسر طهماسب آن بچه لرزان و ناتوان را كه در شرف هلاك شدن بود در روي رود ديده و از آب برگرفت .)) و اين داستان درست به مانند داستاني است كه در مورد موسي ( عليه سلام ) رفته است و شرح آن در تورات آمده است . كي قباد پس از آنكه اعتبار سلطنت يافت در گام نخست در تقابل تورانيان مهاجم قرار گرفت و آنان را به شكست وادار ساخته از سرزمين مادري بيرون راند . سپس مردم را به آباداني سرزمين ترغيب كرده در عمران خاك اين ديار كوشيده و در نتيجه مجاهدت خويش شهرهايي را بنا نمود كه شهر ايرانو تارث كواذ در اصفهان از آن جمله به شمار مي آيد . در راستاي اين تلاش ها حدود خاكها تعيين گرديده و شهرها سامان يافتند . همسر كي قباد از زيبارويان تركستان بود كه به واسطه ي حضور او كي قباد كياني صاحب پنج فرزند گشت كه نام آن در اقوال مختلف متفاوت است و شايد نام نوادگان كي قباد به دليل آميختگي با تبار او در شمار فرزندانش آمده باشند . به هر تقدير از كيكاووس .كيارش .كي پشين .كي بيارش و اوسد مي توان در شمار فرزندان نسل او نام برد . ميان سلطنت كي قباد نا كي كاووس صد سال تخمين زده شده است كه ذكر اين مدت طولاني غيرطبيعي به دليل آنست
كه شايد در ميان آن اسامي برخي از پادشاهان نظير كي اپيوه از قلم افتاده باشد . كي اپيوه پسر كي قباد از جمله پادشاهاني است كه معمولا در شمار نيامده است و خدمات چشمگيري عرضه نداشته است . به هر حال آنچه از عمق جان تاريخ بر مي آيد اين حقيقت است كه كي قباد در دوران حضور خويش در راس حكومت خدمات شايسته و شايان ذكري انجام داده و بدين واسطه فر ايزدي خويش را صيانت نموده تا به نسل پس از خويش عرضه دارد و سلطنت را بر خاندان خويش واگذاردو حتي اگر به اعتبار بندهش دوران حكومت وي را هفت سال بدانيم بركت حضور او در تاريخ ايران باستان را شايد بتوان بسيار بيشتر از فاصله ي ميان او و كي كاووس دانست و به عبارتي مي توان چنين گفت كه از ريشه وجود مبارك ار درخت با شكوه و بزرگ رشد يافته و به بار نشست كه تمدن چندين هزار ساله ايران زمين را شكل داد . در اوستا تنها دو بار به نام كي قباد بر ميخوريم كه از متن اين يشتها براي حسن ختام مقاله كي قباد بهره مي جوييم : فروردين يشت . فقره 132
فروهر پاكدين كي قباد را مي ستاييم         فروهر پاكدين كي اپيوه را مي ستاييم
فروهر پاكدين كي كاووس را مي ستاييم         فروهر پاكدين كي آرش را مي ستاييم
فروهر پاكدين كي پشين را مي ستاييم         فروهر پاكدين كي ويارش را مي ستاييم
فروهر پاكدين كي سياوش را مي ستاييم         فروهر پاكدين كي خسرو را مي ستاييم

در اين فقره از اين يشتها پادشاهان كياني تكريم شده و فروهر پاك هر يك تقديس مي شود تا بدين واسطه سندي معتبر در خصوص تقديس و كرامت پادشاهان
كياني شكل گيرد .