کیوان شید(شنیه):
نخستين روز هفته به نام کيوان شيدنام گذاری شده است که تشکيل شده است ازکيوان + شيد . کيوان بعد ازمشتری بزرگترين سياره
شمرده ميشود . که٧٠٠برابر زمين است . آنرازحل نيز ناميده اند. شيد نيز به چم ( معنی ) نور و روشنايی است . ازاين رو روز
نخست ايران یحکايت ازسياره روشن ونورانی را دارد .
مهرشيد ( يکشنبه) :روز دوم ازهفته مهرشيداست که مهرآن به چم ( معنی ) دوستی ومهربانی است . درپهلوی ميتراست . مهربرگرفته شده ازآئين
هفت هزارساله ميترايی است . مهرهمچنين ايزد عهدو پيمان است ودر اوستا آمده است که هيچ چيز بر ايزد مهرپوشيده نخواهد
بود . نامگذاری اين روزبه مهرشيدحکايت ازتعهدی است که بين مردمان بايد بر قرار باشد زيرا درايران باستان پيمان شکنی و
دروغ بزرگترين گناهان به حساب می آمده است . شيد نيزبه چم ( معنی ) روشنايی ونور می باشد .
مه شيد(دوشنبه):مه برگرفته شده ازماه است که اين نيز ازآيين ميترايی کهن ايرانی آمده است . خورشيد و ماه ازتنديسهای آئين ميترايی بوده است
که نشان ازقدرت وپويايی جهان آفرينش داشته است . سومين روز هفته درايران باستان به نام اين نمادخداوند نام گذاری شد و آنرا
مهشيدبه چم ( معنی ) ماه روشن ونورانی نام گذاشتند .
بهرام شيد( سه شنبه):بهرام برگفته شده از ورهرام زبان پهلوی باستان است واز يک سو نام ستاره مريخ است . بهرام ايزدپيروزی درايران باستان شمرده
می شده است وانديشه نياکان مابر اين بوده است که خداونديکتا ( اهورامزدا ) نيرویهايشرابرایاجرادربينافرادبشربين
ايزدان ( فرشتگان ) خود تقسيم نموده است تا آنان آنرا برای مردمان پياده کنند . ازاين رو بهرام ايزد پيروزی ناميده شده بوده است و
. چهارمين روزهفته به نام روز پيروزی روشنايی برتاريکی وغلبه انسان بر بدی هاو اهريمن نام گذاری شده است .
تيرشيد(چهارشنبه):تيربرگرفته شده از تيشتر پهلوی است . نياکان ماتير را ايزدان ونگهبان باران نام گذاری نموده اند واين گونه می پنداشت ه اندکه
اهورامزدا برای ياری رسانی به کشاورزان وجلوگيری ازخشکسالی و با روری زمين و سبزو سالم وپاکيزه ماندن جهان به ايزد
باران فرمان مي داده است که به ياری مردمان برسد . درکل اين روز به نام روز روشنايی باران وخواست پروردگار برای حفظ
طبيعت نام گذاری شده است .
اورمزدشيد(پنجشنبه) :
اورمزدنام ديگری از دهها نام اهورامزدا است که همه حاکی ازقدرت و توانايی پروردگار است . اين نام از واژههای پهلوی ارمزد
- هرمزد - اورمزد - هورمزد - اهورامزدا - مزداگرفته شده است . ازاين رو پنجمين رو زهفته به نام رو زروشنايی خداوند
نام گذاری شده است . ازاين رو اين واژه هنوزبه گونه ای ديگر درشب های جمعه برقرار است وهنوز تصورمردمان ما ب راين
است که شبهای جمعه روز ارتباط باخداوند وفوت شدگان است .
ناهيدشيد (آدينه ):

ناهيدهمان آنهيته يا آناهيتا است که ايزدآب قرارگرفته است . دراوستا آناهيتابه صورت دوشيزه ای بسيارزيبا - قدی بلند واندامی
تراشيده نام نهاده شده است ونام ديگرستاره ونوس نيزآناهيتا يا ناهيد است . درکل روز جمعه روز روشنايی آب ومظهر بخشندگی
وعنايت پروردگار نامگذاری شده است.


 كاربرد هفته و روزهاي هفت گانه آن اهميت فراواني در نظام هاي گاهشماري (خورشيدي يا مهي) دارد. با اينكه گاهشماري هاي گوناگون جهان در بسياري از جزئيات محاسباتي و ديگر ويژگي ها كاملاً با يكديگر متفاوت هستند، اما شيوه روزشماري بر مبناي هفت روز هفته در همه آنها يكسان است. مي دانيم كه شمار روزهاي ماه و سال در گاهشماري هاي گوناگون و حتي در هر گاهشماري خاص، با يكديگر متفاوت هستند و گاه در طول تاريخ و براي اصلاح آن، تغييراتي در شمار آنها داده شده است. همچنين ممكن است كه شمار روزها در سال هاي كبيسه دچار افزودگي هايي شوند. اما اهميت ديگر روزشماري بر مبناي روزهاي هفته در اين است كه هيچگاه و به هيچ علتي، ترتيب و توالي روزها و تعداد آن تغيير نمي كند و پيوستگي روزهاي آن تابع نظام هاي گاهشماري نيستند. به عبارت ديگر «هفته شماري» خود به تنهايي و بدون ارتباط با هر گاهشماري ديگري، يك نظام ساده، دقيق و فراگير در محاسبه هاي تقويمي در سراسر جهان دانسته مي شود. اين ويژگي ممتاز، اهميت فراواني در تطبيق مناسبت هاي تاريخي و درك ميزان درستي يا نادرستي داده هاي تاريخي دارد. تنها تفاوت موجود در هفته شماري ، روز تعطيل قراردادي آن است.
    امروزه بسياري بر اين گمانند كه در ايران باستان و نيز در گاهشماري هاي ايراني از واحد هفته استفاده نمي شده و در نتيجه نام هايي نيز براي روزهاي هفته در فرهنگ ايران وجود نداشته است. البته چنين گماني دلايلي نيز داشته و آن اينكه در هيچيك از متون كهن شناخته شده ايراني نامي از هفته و روزهاي آن در دوران باستان برده نشده است. همچنين اين را نيز مي دانيم كه گاهشماري عصر ساساني بدون هفته شماري بوده و روزهاي هر ماه، صرفاً با نام ويژه همان روز شناخته مي شده است. تا اينجا مي توانيم چنين بپنداريم كه در گاهشماري رسمي و دولتي ساساني، از روزهاي هفته بهره گيري نمي شده است؛ اما نمي توانيم اين گمان را به همه دوره هاي تاريخ ايران، همه تقويم ها و همه اقوام و اديان تعميم دهيم.
    از سوي ديگر از دخل و تصرف هاي فراوان ساسانيان و به ويژه موبدان درباري آن دوره در تاريخ و فرهنگ ايران زمين آگاهي داريم و مي توانيم چنين احتمال دهيم كه كنار نهادن هفته شماري از تقويم ها نيز دستاورد چنين تحريف هايي باشد. براي اثبات چنين گماني، منابع و اسناد فراواني در دست نيست. به ويژه كه متون پهلوي و نيز تاريخ نامه هاي سده هاي ميانه در اين زمينه سكوت كرده اند. چرا كه متون پهلوي معمولاً بازگوكننده ديدگاه رسمي دين و دولت ساساني بوده و بر تاريخ نامه هاي سده هاي ميانه تاثيري فراوان نهاده اند.
    نگارنده بر اين باور است كه هفته شماري و نام روزهاي آن در ايران باستان وجود داشته و تنها گاهشماري رسمي زرتشتي ساساني فاقد آن بوده است. شواهد اين فرضيه پنج دسته هستند: نخست اينكه شمار هفت گانه روزهاي هفته، در زمان هاي بسيار دور، از اهله هاي هفت روزه ماه برگرفته شده و از آنجا كه گاهشماري مهي (قمري) ساده ترين و ابتدايي ترين شكل گاهشماري است و تشخيص اهله هاي ماه، آسان ترين و سريع ترين شيوه درك گذر زمان است، بي گمان جوامع بشري از گذشته هاي دور و بدون آموختن از يكديگر، به آن پي برده و از آن بهره گرفته اند. دوم اينكه در شاهنامه فردوسي بيشتر از يكصد و بيست بار واژه هفته و دو بار واژه چارشنبه به كار رفته است: «ستاره شمر گفت بهرام را/ كه در چارشنبه مزن كام را». از آنجا كه شاهنامه فردوسي را ترجمان وفادار داستان ها و بازگويه هاي دوران باستان مي دانند، بعيد است كه استاد بدون اينكه چنين مفهومي در متون مبنا به كار رفته باشد، تا اين اندازه از آن بهره برگيرد. سوم اينكه نگارنده در بررسي هاي تقويم آفتابي نقش رستم (كعبه زرتشت) به سازوكار تعبيه شده براي تشخيص چهار هفته شهريورماه (آخرين ماه سال هخامنشي) پي برده كه جزئيات آن در كتاب «بناهاي تقويمي و نجومي ايران» باز آمده است. چهارم اينكه متون مانوي، كاربرد فراگير و گسترده روزهاي هفته را تاييد مي كنند. در نوشتارهاي مانوي يافت شده در «تورفان» و نيز در «موگ تاگ» از روزهاي يكشنبه و دوشنبه با نام هاي «مهر روز/ خور روز» و «ماه روز» ياد شده و اين دو، روزهاي روزه داري مانوي دانسته شده است. البته در متون مانوي، همراه با روزهاي هفته، از نام هاي سي گانه براي روزهاي ماه نيز استفاده مي شده است. (براي آگاهي بيشتر بنگريد به: آ. فريمن، پژوهش در متون موگ تاگ، مسكو، ،۱۹۶۲ به روسي) پنجم اينكه متون و منابع كهن چيني نيز كاربرد هفته در ايران باستان و حتي نام روزهاي آن را گزارش كرده اند. در يك متن نجومي كهن بودايي كه در سال ۷۵۹ ميلادي از سانسكريت به چيني ترجمه شده و «يانگ چينگ فنگ» در سال ۷۶۴ ميلادي حاشيه اي بر آن بازنوشته است؛ از نام روزهاي هفته در زبان چيني و معادل آنها با روزهاي هفته در فارسي ميانه و سغدي ياد كرده است. در اين متن، نام ايراني روزهاي هفته كه از يكشنبه آغاز مي شوند، بدين گونه بازگو شده است: يوشمبت (روز تعطيل)، دوشمبت، سه شمبت، چرشمبت، پنج شمبت، شش شمبت، شمبت. در همان متن، معادل سغدي (در ورارودان/ آسياي ميانه) اين نام ها بدين گونه با مبدأ يكشنبه باز آمده است: مهر روز (خورشيد روز)، ماه روز، بهرام روز، تير روز، اورمزد روز، ناهيد روز و جيان روز (كيوان روز). همانگونه كه ديده مي شود اين نام ها از نام هفت اختر سيار آسمان، يعني خورشيد و ماه و پنج سياره شناخته شده آن زمان برگرفته شده است. (براي آگاهي بيشتر بنگريد به: كونگ فانگ ژن، واژه هايي از گاهشماري ايران در چين باستان، ترجمه استاد محمد باقري، در ويژه نامه تاريخ علم، تهران، ۱۳۷۲)
    با توجه به شواهدي كه به طور خلاصه گفته آمد، به نظر مي رسد كه روزهاي هفته، همراه با نام هايي ويژه، در گاهشماري هاي ايران باستان كاربرد داشته و حتي تعطيلي روز يكشنبه در تقويم ميلادي از روز تعطيل ايراني يعني يكشنبه برگرفته شده است. مي دانيم كه نام روز يكشنبه در هر دوي آنها به يك معنا است و «Sun day» دقيقاً به معناي «خورشيد روز» است. اما در دوره ساساني و همراه با ديگر تحريف هاي بي شمار آنان از آئين و فرهنگ ايران باستان، روزهاي هفته را نيز از گاهشماري خود حذف مي كنند و تنها نام روزهاي ماه را به كار مي گيرند. آنان به احتمال براي جبران اين كمبود از روزهاي سه گانه منسوب به «دي» (روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم ماه) همراه با «اورمزد روز» (روز يكم ماه) به جاي روزهاي تعطيل استفاده مي كرده اند. اين نكته نيز لازم به ياد آوري است كه نام هاي سي گانه روزهاي ماه در همه تقويم هاي ايراني به كار رفته و خاص تقويم ساساني نيست.