منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیتنامه شهدا
وصیت شهدا
نويسندگان
درباره

بـا تـوگـويـم ميهنــم ايـن بـار هـم گـل مـی کنـم آسمـانـت را پُـلِ پـروازِ سُنبـل مـی کنـم در سـرِ پيـری جـوان مـی گـردمـی همچـون بهـار کـوچـه بـاغـت را پـر از آواز بلبـل مـی کنـم جـاودانـه ميهنـم اين بـار هـم مـی سـازمـت چون درفـش کـاويـان هر جای می افرازمت همچـو رستـم می کَـنم ديـو پليـدی را ز جـای چـون فـريـدون شـوکـت ديـريـنه می پـردازمت با تـو مـام ميهنـم ديـرينه پيمـان می کنـم گـر که ايـرانـم نبـاشـد، تـرک ايـن جـان می کنم همچـو آرش بر پَـرِ البـرز جـان بـر کَـف بـه پـای کوهسـاران را پُـر از آواز ايــران می کنم بـا تـو گـويـم ميهنـم اين بـار هـم گـل می کنم با تـو گـويـم ميهنم ايـن بـار هـم گـل مـی کنـم
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ایران جاویدان

                            

جشن شب يلدا كه از 7000 سال پيش تا كنون در ميان ايرانيان برگزار مي شود . 7000 سال پيش نياكان ما به دانش گاهشماري دست پيدا كردند و دست يافتند كه نخستين شب زمستان بلند ترين شب سال است . در اين جستا از سخنراني دكتر جنيدي و دكتر كراري برداشت هايي شده :

جشن شب يلدا همانند جشن هايي هم چون نوروز و مهرگان پس از تازش اسكندر ، تازيان و مغول ها پا برجا مانده است و در تك تك خانه هاي ايرانيان راستين با گرد آمدن خانواده ها به دور هم برگزار مي شود .

فردوسي بزرگ در شاهنامه مي گويد :

           نباشد بهار و زمستان پديد

                                                 نيارند هنگام رامش نويد

از اين بيت مي توان پي برد كه در سرزمينهاي بجز ايران آغاز فصل ها را نميدانستند اما ايرانيان در آن زمان به اين دانش دست پيدا كرده بودند .

در زمان تاختن تازيان به ايران گاهشماري ايرانيان كه بر پايه ي خورشيد بود ، به گاهشماري بر پايه ي ماه ديگرگون شد ، اما پس از چندي خيام بروي كار آمد و اين گاشماري خورشيدي را دوباره بنيان نهاد تا باز جشنهاي ما زنده باشند و ما آنها را برگزار كنيم .

به جز اين ايرانيان هميشه آيين هايشان همراه با شادي بوده و احترام ويژه به نور و روشنايي ، به وارونه ي نژاد سامي و تازيان كه مراسم آنها هميشه همراه با سوگواري است و معمولاً در تاريكي برگزار ميشود ، از اين روست كه ايرانيان درازترين شب را بيدار مينشينند تا بيرون آمدن خورشيد را نظاره گر باشند ، از اين بس كه دوران كمبود نور و روشنيايي پايان يافته و دوران فزوني خورشيد و نور و روشناييست . در اين ميان ايرانيان با روشن كردن آتش و چراغ به ياري خورشيد مي آيند و تا صبح بيدار ميمانند .

يكي ديگر از دلائل برگزاري اين جشن ، شب زاد  روز ايزد مهر يا ميترا است ، مهر به معناي خورشيد است و تاريخ پرستش آن در ميان ايرانيها و آريايي ها به پيش از دين زرتشت باز ميگردد ، كه پس از ظهور زرتشت اين پيامبر او را اهورا مزدا تعريف كرد ، يكي از ايزدان اهورايي مهر بود كه هم اكنون بخشي از اوستا به نامش نامگذاري شده .

در « مهريشت  اوستا آمده است :(( مهر از آسمان با هزاران چشم بر ايراني مينگرد تا دروغي نگويد))

مهر پرستي و ميترايسسم به اروپا نيز كشيده شد و در آنجا ژوليان يكي از پادشاهان رومي به اين دين گرويد . همين امپراتوراني چون كومودوس ( 180 – 192 م ) ، سپتيموس سوروس  ( 193-211 ) ، كاراكالا ( 211-217 ) و جوليان ملقب به جوليان مرتد ، و نيز بسياري از سربازان و افسران روم ، سخت پيرو اين آيين بودند و در رم ، بريتانيا ( در پي هجوم روم به سال 43 م )  و كناره هاي رود راين ، دانوب و فرات ، كنيسه ها و معابد متعددي براي ميترا بر پا داشتند آنها سالها جشن زادروز مهر و شب چله را جشن ميگرفتند و آن را آغاز سال ميدانستند ، حتي پس از گسترش دين مسيح آن را كريسمس  ناميدند ، اگر در آيين مراسم كريسمس اروپايي ها بنگريم ميتوان به نشانه هاي ايراني آن پي ببريم . ايرانيان در شب چله درخت سروي را با دو رشته نوار نقره اي و مي آراستند .



تیسفون نام یکی از پایتخت‌های باستانی ایران است که در کشور عراقِ امروزی جای گرفته است.این شهر در دوران اشکانیان به عنوان پایتخت غربی ایران در منطقهٔ میان‌رودان ساخته شد، و در دوران ساسانی ارزش خود را به عنوان مرکز نیروی سیاسی و اقتصادی نگهداشت. پس از حمله اعراب به ایران، شهر تیسفون به تاراج رفت و رفته‌رفته متروکه گشت.

تیسفون نزدیک به ششصد سال پایتخت ایران بود و از گودرز دوم (حک: ۴۱ ـ۵۱ میلادی) تا اردوان پنجم (حک: ۲۵۹ـ ۲۲۶ میلادی) در دورهٔ اشکانیان، و از اردشیر اول (حک : ۲۲۶ـ ۲۴۱ میلادی) تا یزدگرد سوم (حک : ۱۱ـ۳۱/ ۶۳۲ـ۶۵۱) در دورهٔ ساسانیان در تیسفون شهریاری کردند. پس از اسلام سلمان فارسی در روزگار فرمانروایی عمر شهریار تیسفون شد. [۱] کاخ با شکوه ساسانیان را که هنوز آثار آن در جانب خاوری دجله نمایان است، اعراب ایوان کسری نام دادند. این ایوان چنانکه یعقوبی گوید در شهر اسبانبر واقع بود. ساختمان مهم دیگری نیز بود کاخ سفید نامیده می شد که در یک میلی شمال شهر کهنه دیده می‌شد ولی این ساختمان از آغاز سده ۴ق چنان رو به ویرانی و رمبش رفت که اثری از آن نماند و از این روی است که تاریخ‌نویسان پس از آن، کاخ سفید و ایوان کسری، هر دو را با نام طاق کسری دانسته‌اند و آن یگانه جایمانده ایست که تا امروز از بناها و کاخهای پادشاهان ساسانی در آن جایگاه پایدار مانده‌است.



کسب 7 مدال جهانی توسط جوانان مخترع ایرانی

در این نمایشگاه که تا سوم آذر در تالار بنیاد علمی کویت برگزار شد 8 نفر از مخترعان کشورمان با عرضه دستاوردهای علمی خود در زمینه برق، انرژی و فناوری شرکت کردند.




مخترع جوان کرمانشاهي تيم ايران در مسابقات جهاني اختراعات کويت با زينت بخشي لوگوي خليج فارس در آرم، بروشور و پوستر اختراع خود، گردن آويز طلا را با نقره عوض کرد.



اه ... اه اي خانه ي ويران من                       تا ابد جا مانده اي در ياد من

 

قامتم خم ميشود بر خاك تو                          مي زنم بوسه به روي پاك تو

من تو را اباد ميسازم وطن                            من برايت ميدهم اين جان و تن

من برايت قصه مي گويم ز ايران كهن               از زنان و مردماني خوش سخن

روزگاري خاك ما آباد بود                                از همه نيرنگ ها آزاد بود

روزگاري راستي در دين ما                            جشن و شادي و سرور ، آيين ما

هم وطن بيدار شو ، بيدار شو                       در تن ايران فروشان خار شو

مشت باش و بكوبش بر دهان                       بر دهان خائنان اين زمان

روزگاري را ز ديرين ياد كن                             بر فراز قله ها فرياد كن :

من تو را آباد ميسازم وطن                           من برايت ميدهم اين جان و تن .. 

تقدیم به همه ی پارسیان



دريغ است ايران که ويران شود ، کنام پلنگان و شيران شود


مگه میشه به ایران افتخار نکرد؟

بهتر بود بپرسی به کجای ایران افتخار نمی کنی؟

به ذره ذره خاک ایران ، به تک تک ایرانیا (به غیر عرب صفتا ، غرب زده ها ) به اینکه نژادمون آریایی ،اونم آریایی برتر افتخار می کنم.

به این افتخار میکنم که هیچگاه بت پرست نبودیم .

به کوروش کبیر ، داریوش بزرگ ، خشایار شاه ، کاوه آهنگر ، آرش کمانگیر ، سیاوش ، کیومرث ، رستم، زرتشت و...

منشور حقوق بشر ، منشور پارسوماش ، منشور پرشیا ، منشور شوشیانا ، منشور پاسارگاد ، فروهر همه اینا غرور آفرینه .

به فردوسی، خیام، حضرت حافظ ، مولانا رومی ، سعدی ،عطار ، نظامی ، وحشی بافقی ، ارد بزرگ ،ابوعلی سینا ، ابو ریحان بیرونی ، رازی و...

 به پارسه ، خلیج همیشه فارس ، پاسارگاد ، شهر سوخته(مهر گنجینه سر به )، چغازنبیل ،  بیستون ، نقش رستم ، تخت سلیمان ، طاق بستان ، کاخ تیسفون(بزرگترین طاق آجری دنیا)و... افتخار می کنم.

 به این افتخار می کنم که  ما ایرانی ها شادترین مردم دنیا بودیم و پدران ما جشن و پایکوبی رو عبادت می دونستند .

کل جهانیان در مقابل بزرگی ایران و ملتش سرفرود آوردن

 

 

                                   به ادامه مطالب مراجعه كنيد



هنگامی که مادها پیروزمندانه از جنگ شوش برگشتند، غنائمی با خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به کورش بزرگ عرضه می کردند. در میان غنائم زنی بود بسیار زیبا و به قولی زیباترین زن شوش به نام پانته آ که همسرش آبراداتاس نام داشت و یکی از سرداران دشمن بود . هنگامی که او را به نزد کورش بردند با وجود زیبایی فوقالعاده ای که داشت کورش روا نداست که زنی را از همسرش بستاند پس وی را به یکی از یاران مورد اعتمادش یعنی آراسپ سپرد که از وی نگهداری کند ولی آراسپ خود عاشق پانته آ شد و پانته آ ازترس به کورش شکایت کرد . کورش به خاطر این خطا آراسپ را مجبور کرد که به سرزمین دشمن رفته و آبراداتاس همسر پانته آ را بیابد و بیاورد . آراسپ فرمان کورش را اجرا کرد و وقتی آبراداتاس را آورد او باورش نمیشد که کورش همسر وی را با احترام و بدون هیچ خطایی سالم و پاک حفظ کرده و وقتی از نزدیک همسر خود را دید به پای کورش افتاد و یکی از سرداران او گردید و به پاس مردانگی کورش در سپاه وی جنگید و کشته شد . هنگامی که پانته آ به جنازه همسرش رسید با خنجری که همراه داشت او نیز خودکشی کرد و کورش مقبره ای برای هر دوی آنها ساخت .درود بر کوروش بزرگ و روانشان شاد



در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین

ھمه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود

چو مھر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان

ھمه بنده ناب یزدان پاک
ھمه دل پر از مھر این آب و خاک

پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نھاد

بزرگی به مردی و فرھنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود

کجا رفت آن دانش و ھوش ما
که شد مھر میھن فراموش ما

که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان

چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟
خرد را فکندیم این سان زکار

نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟

به یزدان که این کشور آباد بود
ھمه جای مردان آزاد بود

در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت

گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر

نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت

از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت

از آنروز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد

چو ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند

به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم

بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از زندگی کردن و زیستن

اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است

بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوریم



دلت گرفته کوروش میدونم تابع احساسی...

درسته که دیگه نام غرور آفرینت تو تقویم ثبت نیست...!

اصلا از نظر من ، این تقویم واسه ایران نیست و یه نوع تقویم عربیه...!

مهم اینکه یه تقویم تو دل ما ایرانیا هست که هر روزش واسمون جشن سالروزته مرد...

سالروز پدر ایران زمین را به همه ی ایرانی های میهن پرست شاد باش میگویم...



امپراطور یونان به کوروش بزرگ گفت:

ما برای شرف میجنگیم شما برای ثروت...

.کوروش گفت:آری هرکس برای نداشته هایش میجنگد




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

دریافت کد رتبه جهانی سایت و وبلاگ